Logo3
اجرای برجام؛ شکست سعودی، پیروزی ایران

از ابتدای مذاکرات هسته‌ای بین ایران و شش قدرت جهانی، مخالفت و حتی کارشکنی نسبت به آن از سوی مربع افراطیون و سودجویان داخلی، لابی‌های طرفدار صهیونیسم در بدنه ارکان حکومتی اروپا و آمریکا، رقبای منطقه‌ای ایران بویژه عربستان و ضد انقلاب خارج نشین با شدت تمام آغاز شده و تا انتها ادامه یافت.

از این میان سعودی‌ها تا دقیقه 90 هم از نفس نیفتاده و با پاس طلایی به افراطیون ضددولت در ایران توانستند شادمانه شاهد گل به خودی یک گروه خودسر باشند. همراهی مخالفان داخلی و خارجی برجام تنها به این مورد محدود نمی‌شود. بعضاً بین نمایندگان مخالف دولت در مجلس و برخی مقامات حکومتی جمهوری اسلامی از یک‌سو و لابی‌ها و تندروهای کنگره و سنای آمریکا از سوی دیگر نیز چنین تعاملاتی مشاهده می‌شد. 

این دو گروه با اتکا به اظهارنظرهای تند طرف مقابل و با مدد رسانه‌های همسو و البته در کشور ما به همت رسانه ملی خواهان الغای برجام و باقی‌ماندن تحریم‌ها می‌شدند.
هر گروه ادعاهای طرف مقابل را به دروغ به عنوان نظر رسمی دولت طرف مقابل به مردم معرفی می‌کرد تا بتواند با پشتوانه افکار عمومی خللی هر چند جزیی در اجرای برجام به وجود آورد.
اکنون این 4 گروه بیش از هر زمان دیگری احساس زیان می‌کنند. اما چرا سعودی‌ها طی روزهای منتهی به انجام برجام چنین فعال در صحنه منطقه به رویارویی با ایران رو آورده‌اند؟ اعدام شیخ نمر باقر النمر، روحانی شیعه معترض در عربستان در این برهه از زمان از چه اندیشه‌ای در ذهن سعودی‌ها نشات گرفته است؟ دلایل مختلفی برای اعدام شیخ شهید در عربستان وجود دارد، از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد.

جایگاه جدید ایران


در پی مذاکرات هسته‌ای، ایران به عنوان متحد غرب برای غلبه بر بی‌ثباتی در منطقه مطرح شده است. ایران که بیش از سه‌دهه، از دید غرب همواره به عنوان یک تهدید تلقی می‌شد، در پی این توافق که حاصل روی کار آمدن دولت اعتدالیست جایگاه تازه‌ای پیدا کرده است. نقش ایران اکنون در حل بحران بی‌ثباتی در منطقه، با دعوت از آن برای شرکت در نشست‌های مربوط به حل بحران سوریه از سوی غرب به رسمیت شناخته شد. همچنین مورد دیگری نیز وجود دارد که عربستان را عمیقاً به هراس انداخته است.

دوری واشنگتن از ریاض


واشنگتن از ریاض دور می‌شود و در مقابل، سیاست‌های منطقه‌ای واشنگتن به تهران در حال نزدیک شدن است. البته هنوز اختلافات عمیقی بین ایران و آمریکا، بخصوص در مورد موضع جمهوری اسلامی نسبت به دولت اشغالگر اسراییل وجود دارد، اما همگرایی‌ها و منافع مشترک استراتژیکی نیز بین دو کشور به وجود آمده که آنان را به همکاری با یکدیگر ترغیب می‌کند. از جمله، هر دو کشور به‌ طور راهبردی خواهان بازگشتن ثبات به سوریه و عراق و نابودی نیروهای افراطی تکفیری و به ‌طور مشخص داعش در منطقه‌ هستند. ظهور داعش و دیگر گروه‌های افراطی سلفی و عدم جدیت عربستان برای مبارزه با آنان باعث شده که حکومت آن کشور رفته رفته از غرب بیشتر دور شده و به انزوا برود.

اولویت عربستان


عربستان، علیرغم مصوبه‌های سازمان ملل مبنی بر ضرورت تلاش همه کشورها برای مبارزه با داعش، اولویت را به جنگ نیابتی با ایران، در سوریه، عراق و یمن داده است. همین عامل باعث شده تا این کشور، به گزارش برخی سازمان‌های مشاوره‌ای اقتصادی، بیش از هر زمان دیگر ظرف چند دهه گذشته منزوی گردد. البته انگیزه دیگری نیز برای عربستان در اعدام شیخ نمر و تحریک رقیب منطقه‌ای یعنی ایران می‌توان تصور نمود.
پس از مرگ شاه سابق این کشور، اختلافات درونی در شاهزادگان تشدید شده است. به عبارت دیگر گروهی که اینک قدرت را در دست دارد سعی می‌کند با عمده کردن تضاد با ایران جلوی گسترش چالش‌های درون حکومت را بگیرد. این مورد در تهاجمی شدن سیاست‌های عربستان در منطقه نیز موثر بوده و انتظار می‌رود که عربستان برای گریز از این وضعیت، منطقه را بیش از پیش بی‌ثبات کند. عربستان برای خروج از این وضعیت امیدوار بود که با اعدام شیخ نمر و تحریک ایران به نشان دادن واکنشی سخت، توجه جامعه جهانی را به سوی ایران به عنوان عامل بی ثبات کننده منطقه جلب کند و در روند همکاری تهران و غرب، بخصوص در مورد سوریه، وقفه ایجاد کند و نهایتا حمایت غرب از خود را داشته باشد. البته حکومت عربستان با به شهادت رساندن ناراضی شیعه سعودی می‌خواست پیامی برای جهانیان بفرستد که اگر غرب از ریاض حمایت پیشین خود را ادامه ندهد بدون ملاحظات ژئوپلیتیک و خطراتی که ممکن است در منطقه پیش بیاید برای عقب راندن ایران، دست به اقدامی که ضروری بداند، خواهد زد.

شانسی که در خانه عربستان را زد


متاسفانه حمله به سفارت عربستان در ایران این شانس را برای عربستان به وجود آورد که آن کشور را به اهدافش برساند. بسیاری از کشورها و همچنین شورای امنیت سازمان ملل حمله به سفارت عربستان را محکوم کردند. در پی این ماجرا عربستان سعودی و برخی از متحدان آن در منطقه، روابط دیپلماتیک خود را با ایران قطع کردند و برخی دیگر نیز سطح روابط خود را با ایران کاهش دادند. با این حال خسارات وارده به ایران به همین موارد محدود ماند و موج ایجاد شده آنچنان قدرتمند نبود که عربستان بتواند از آن برای منزوی‌کردن ایران، ایجاد فشار بین‌المللی و بخصوص آسیب رساندن به رابطه بهبود یافته ایران و غرب بهره ببرد. بخشی از دلایل این امر مربوط به واکنش سریع مقامات کشورمان در محکوم کردن حمله به سفارت و کنسولگری عربستان، بازداشت یک گروه 6٠ نفره به همین اتهام و نوشتن نامه‌ای از سوی دولت به سازمان ملل و اظهار تاسف از وقوع واقعه مزبور بود. نتیجه مثبت مذاکرات هسته‌ای باعث شد تا اتفاق کم‌سابقه‌ای در رابطه ایران و آمریکا در سه دهه اخیر رخ دهد و آن این که جان کری با محمدجواد ظریف تماس تلفنی گرفت. طبق گزارش خبرگزاری‌ها، جان‌کری، برای زنده نگه داشتن مذاکرات وین برای پایان دادن به بحران سوریه، ایران و همچنین در تماسی جداگانه، عربستان را دعوت به کاهش تنش کرد. در تحولی دیگر که در نوع خود باز کم‌سابقه بود، جاش ارنست سخنگوی کاخ سفید اعلام کرد که ما نگران نقض حقوق بشر در عربستان هستیم. مخصوصا اعدام‌های اخیر و بویژه یک روحانی شیعه.
در اروپا نیز فدریکا موگرینی مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا گفت که اعدام شیخ نمر، نگرانی‌هایی جدی را درباره وضعیت آزادی بیان و احترام به حقوق سیاسی و شهروندی در عربستان سعودی ایجاد کرده است.
بان کی مون، دبیر کل سازمان ملل متحد نیز ضمن انتقاد از اعدام روحانی ناراضی سعودی و تعدادی دیگر از مخالفان حکومت عربستان گفت سئوالاتی جدی در مورد عادلانه بودن محاکمه آنها وجود دارد. دو روزنامه بزرگ و پرنفوذ آمریکایی هم مواضع تندی نسبت به عربستان گرفتند. واشنگتن پست در سرمقاله‌ای از سوی هیات تحریریه روزنامه، با عنوان «رژیم بی مسئولیت عربستان سعودی» حمله شدیدی را متوجه عربستان کرد. هیات تحریریه نیویورک تایمز پا را فراتر نهاده و طی مقاله‌ای اعدام‌ها را نماد «بربریت وحشیگری» دانست. نیویورک تایمز همچنین در مقاله‌ای گزارش داد که در ماجرای درگیری ایران و عربستان، تمایل عاطفی اروپایی‌ها به سمت ایران جلب شده است. انتقاد غربی‌ها و مجامع بین‌المللی تا جایی پیش رفت که وزیر امور خارجه عربستان که وضعیت به وجود آمده را خلاف محاسبات قبلی حکومت متبوعش می‌دید در واکنش به انتقادات گفت که ما باید برای این کار تشویق شویم، نه این‌که مورد انتقاد قرار بگیریم.

تکیه بر قدرت دیپلماسی


علاوه بر این شاید به‌جا باشد تا دیپلماسی موفق قایق‌های آمریکایی را نیز به این موارد اضافه نماییم. برای اولین بار پس از انقلاب دو کشور با تکیه بر قدرت دیپلماسی توانستند موردی را که شاید می‌توانست چالش‌آفرین باشد مستقیما و بدون هیچ کشور واسطه ای حل و فصل نمایند.
پشت سر گذاشتن موفق این بحران‌ها از سوی دولت اعتدال، بازنده بزرگ دیگری هم داشت و آن نیروهای افراطی داخلی بودند که با حمله به سفارت عربستان، قصد کشاندن دولت روحانی به یک بحران بین‌المللی را داشتند. آنها امیدوار بودند که آمریکا به حمایت از عربستان درآمده و هنوز مرکب توافق هسته‌ای خشک نشده یک رویارویی دیگر بین ایران و آمریکا و شاید غرب شکل بگیرد. حرکت آنان آنقدر قبیح بود که نه تنها از سوی افراد مستقل حکومتی و مجتهدان بلکه حتی از سوی جناح محافظه‌کار
هم محکوم شد.
در نهایت به نظر می‌رسد که برنده اصلی این تحولات، دولت اعتدال و جناح اصلاح‌طلب باشد. آنان توانستند بحران به وجود آمده را مدیریت کنند و فشار افکار عمومی را، بخصوص در غرب از ایران برگردانده و متوجه عربستان کنند. در ضمن این آزمایش مهمی بود که دولت روحانی به رقبای منطقه‌ای ایران نشان دهد که توانسته در پی حل مساله هسته‌ای نه تنها فضای داخلی را تحت فشار افکار عمومی به سود خود برگرداند بلکه فضای بین‌المللی را نیز که سال‌ها بر علیه ایران بوده به نفع خود
تغییر دهد.

اشکان بنکدار جهرمی

* روزنامه نگار

 

ماه رویان شماره : 319