Logo3
نفس‌های آخر هامون

جدال بین باد و خاک در سیستان نبردی است که ریشه در هزاران سال تاریخ تکامل طبیعی این سرزمین دارد اما 17 سال است که نبرد مردم این دیار با باد و خاک، به جدال سخت و نابرابر بین مرگ و زندگی تبدیل شده است.

سرزمینی که در اوستا از آن به عنوان یازدهمین سرزمین نیکی که اهورامزدا آفریده است، یاد شده و مهد یکی از قدیمی‌ترین تمدن‌های تاریخ بشری یعنی تمدن شهر سوخته بوده و حالا به چنان روزی گرفتار شده که ساکنانش از آن می‌گریزند؛ به طوری‌که بزرگترین فاجعه پناهندگی زیست محیطی کشور با مهاجرت نزدیک به 700 هزار نفر در دهه 80، در سیستان به وقوع پیوسته است.


اما به رغم همه وعده‌ها در دو دهه گذشته، نه تنها آبی در هامون جاری نشد که همان اندک امید هامون نشینان برای جاری شدن آب نیز اکنون به یاس و ناامیدی بدل شده است. دریاچه‌ای که هر ساله 7 هزار صیاد، بیش از 15 هزار تن ماهی از آن صید می‌کردند، حالا صد درصد خشک شده است و نه فقط ماهیگیران بلکه 15 هزار نفری که با حصیربافی از گیاهان هامون امرار معاش می‌کردند نیز اکنون بیکار شده‌اند.
از آن همه شور و جوشش حیات و حضور ده‌ها هزارتایی پرندگان مهاجر آبزی در هفتمین تالاب بین‌المللی جهان، جز یک بیابان 570 هزار هکتاری چیزی باقی نمانده است!
دریاچه‌ای که هرساله حدود یک میلیون و 400 تن علوفه برای 115 هزار گاو و یک میلیون و 350 هزار گوسفند و بز تامین می‌کرد، اکنون به بحرانی‌ترین کانون بیابان‌زایی ایران تبدیل شده است.
حالا به جای برداشت 18 تن علوفه و 20 تن ماهی از هر هکتار اراضی دریاچه، بیش از 40 تن خاک و شن و ریگ است که توسط باد از هر هکتار برداشت شده و به سر و روی مردم می‌ریزد. هوا گرمتر و بادهای 120 روزه، 180 روزه شده‌اند و آنهایی که از شدت فقر توان مهاجرت نداشته‌اند، هر روز فقیرتر از قبل می‌شوند.
باور کردنی نیست! اما بیش از نیمی از مردم حاشیه هامون با مشقت فراوان و کمک‌های کمیته امداد زندگی می‌کنند و هیچ شغلی ندارند. اینها حقیقت تلخی است که در جریان سفر جمعی از خبرنگاران رسانه‌ها و به گواه مشاهده‌های عینی و آمارهایی که مسئولان ملی و استانی در اختیار خبرنگاران گذاشته‌اند؛ مردمی که اتفاقا کمترین نقش را در بروز این بحران زیست محیطی داشته‌اند.
به گواه اظهارنظرهای مسئولان استانی و کارشناسان، خشکیدگی هامون دو دلیل دارد نخست اینکه افغانستان به ایران آب نمی‌دهد و دوم، آب موجود نیز در ایران به درستی مدیریت نمی‌شود و به جای هامون به‌طور کل به چاه نیمه‌ها می‌رود تا اندکی نیاز آب شرب و خیلی بیشتر، نیاز کشاورزی را تامین کند. هامون خشک است اما کمی آن‌طرف‌تر در همین سیستان خشک و بی‌آب، برنج و هندوانه هم می‌کارند!
8 سال از آخرین آبگیری موقت بخش کوچکی از هامون می‌گذرد. سال 86 به مدد بارش‌های سیلابی اسفند 85 و فروردین 86، حدود 400 هکتار از تالاب هامون به طور موقت و برای سه ماه زنده شد. دریاچه سه‌گانه هامون (پوزک، صابری و هیرمند) در گذشته 570 هزار هکتار وسعت داشت که نزدیک به 450 هزار هکتار از آن در ایران و مابقی در خاک افغانستان واقع شده است. اما از آنجا که دریاچه هامون نیز مانند بسیاری از دریاچه‌های داخلی کشور حیاتش به جریان دایمی آب رودخانه‌ها بستگی دارد نه بارش باران، لذا بعد از چند ماه حیات در تابستان 86 بار دیگر خشک شد.
هامون، ارومیه، بختگان و پریشان و گاوخونی و جازموریان و... از جمله دریاچه‌های دایمی ایران محسوب می‌شوند که حیاتشان به جریان دایمی آب رودخانه‌ها بستگی دارد اما در سال‌های گذشته با شدت گرفتن پروژه‌های سدسازی و طرح‌های انتقال آب با انواع تونل‌ها و کانال‌های انحرافی در بالادست رودخانه‌ها، جریان آب قطع شده و تمامی این تالاب‌ها خشک شده‌اند. اندک آبی هم که هر از گاهی در این دریاچه‌ها جریان می‌یابد و مایه دلخوشی مردم و مسئولان می‌شود، تنها آب موقتی بارش باران است که در نهایت بعد از مدتی تبخیر شده و دریاچه‌ها دوباره خشک می‌شوند.
هامون نیز از این قاعده مستثنی نبوده و در سال‌های اخیر هر گاه گوشه کوچکی از آن احیا شده در مدت زمان کوتاهی به دلیل نرسیدن آب رودخانه سیستان و هیرمند مجدد به خشکی منجر شده است. حتی به گواه گری لوییس، هماهنگ‌کننده برنامه عمران ملل متحد در ایران نیز احیای چند هکتاری هامون در سال گذشته نه به واسطه انسان، بلکه بسیار تصادفی بوده است.

نخستین هشدار برای نابودی هامون


سال 82 و در حالی که کمتر از 5 سال از خشکسالی کشور می‌گذشت، موسسه زیست محیطی ورلدواچ و برنامه محیط زیست سازمان ملل متحد با انتشار گزارشی از وضعیت تالاب‌های جهان هشدار دادند که بیش از 90 درصد دریاچه هامون در جنوب شرق ایران از بین رفته است و اگر اقدامی صورت نگیرد مابقی نیزاز بین می‌رود.
اما از آن زمان تاکنون به رغم همه میزگردها و نشست‌ها و بازدیدهای کارشناسان و مسئولان ملی و بین‌المللی و طرح‌های متعددی که برای احیای تالاب هامون تهیه و تصویب شد، نه تنها وضعیت بهتر نشده بلکه همان اندک مساحت باقی‌مانده نیز خشک شده تا امروز تمامی پهنه هامون به بیابانی خشک تبدیل شود.
از سال 2013 تاکنون، دو بار رییس‌جمهور افغانستان به ایران سفر کرده و رییس سازمان حفاظت محیط زیست بعد از ملاقات با او وعده داد که افغانستان برای حل مشکل هامون همکاری می‌کند.
هامون در سال‌های اخیر چندین بار هم میزبان روسای مختلف سازمان محیط‌زیست، وزیر نیرو، سفرای افغانستان و آلمان و خبرنگاران خارجی و نماینده برنامه عمران ملل متحد در ایران بوده است. کارگروه‌های متعددی هم برای حل مشکل هامون تشکیل شده و حتی چهل و سومین سالروز تاسیس کنوانسیون حفاظت از تالاب‌های جهان موسوم به کنوانسیون رامسر نیز در دوم فوریه 2015 در هامون برگزار شد اما گری لوییس، نماینده مقیم سازمان ملل در ایران که یکی اعضای شرکت‌کننده در این جشن بود گفت: «متاسفانه امروز با مشاهده این شرایط زیست محیطی نامساعد چیز زیادی برای جشن گرفتن ندیدم!»
او که پیشتر چندین بار به سیستان و هامون سفر کرده بود تا صدای مردم سیستان را به گوش بان کی مون و دیگر نهادهای بین‌المللی برای رفع بحران آب در هامون برساند؛ بارها با انتشار یادداشت‌های متعدد در رسانه‌های ایران و اعلام اینکه بیابان‌زایی بزرگترین مشکل پیش روی ایران است، خاطرنشان کرد: «به نظر می‌رسد بیشتر ایرانیان اطلاع چندانی از رنج مردمی که در هامون‌های سیستان زندگی می‌کنند ندارند و در مقایسه، فاجعه زیست محیطی نمادین‌تری در ایران یعنی مرگ آرام دریاچه ارومیه از توجه شدید رسانه‌ای و سیاسی برخوردار است اما وقتی اخیرا به دریاچه ارومیه سفر کردم، با ناامیدی شدید و یاس و درماندگی فراوانی مواجه نشدم که در هامون‌های سیستان شاهد بودم.»
این نماینده مقیم سازمان ملل در ایران در ادامه یادآور شد: «این مشکل احتمالا تنها در صورت تحقق دو رویداد کلیدی حل خواهد شد؛ نخست، افغانستان و ایران باید به طور مشترک درباره مسیر اقدام برای تقسیم عادلانه آبی که قرن‌ها بین خود تقسیم می‌کرده‌اند به توافق برسند. دوم، لازم است خود ایرانیان آب اندکی را که به ایران می‌رسد بهتر تقسیم کنند. درحال حاضر بیشتر آب برای تامین آب آشامیدنی و کشاورزی به شبکه مخزن چاه نیمه عمیق منحرف می‌شود. در حالی که هنوز می‌توان اجازه داد بیشتر این آب به طور طبیعی به هامون‌ها جریان یابد و باعث احیای آنها و ادامه زندگی جوامع محلی شود. ایرانیان و جامعه بین‌المللی باید نسبت به این فاجعه واکنش نشان دهند.»

رای کمیسیون دلتا برای حقابه ایران


از سال ۱۸۷۵ میلادی که افغانستان به موجب معاهده پاریس از ایران جدا شد، مساله هیرمند جزو مسایل مهم سیاسی و اجتماعی ایران درآمد. با اینکه قرار شده بود یک سوم از آب هیرمند به ایران برسد اما عملا این اتفاق نیفتاد. رودخانه هیرمند در طول 8 هزار سال گذشته تاکنون۱۱ بار تغییر مسیر داده و شهر زابل هم اکنون روی آخرین دلتای آن  بنا شده است.
با گذشت زمان و بروز برخی تغییرات محیطی و طبیعی و نیز دخالت‌های انسانی در طول سده‌های گذشته، حیات سیستان هرچه بیشتر از گذشته به آب هامون و هیرمند گره خورد؛ آنقدر که اگر امروز آب نباشد، زندگی در این سرزمین خشک و بی‌حاصل هم هیچ است و همه چیز در زیر دریایی از شن مدفون خواهد شد.
از این رو در سال ۱۳۰۹ مذاکراتی بین دولت وقت ایران با افغانستان صورت گرفت اما باز هم نتیجه دلخواه عاید نشد و در سال ۱۳۲۷ قراردادی بین دو کشور بسته شد که بار دیگر مورد اجرا قرار نگرفت. تا اینکه در سال ۱۳۵۱ با مداخله سه کشور امریکا، کانادا و شیلی موسوم به کمیسیون دلتا که روی رودخانه هیرمند کار کارشناسی انجام دادند، قراردادی بین دو دولت در کابل به امضا رسید و قرار شد در هر ثانیه ۲۶ مترمکعب آب سهم سیستان و هامون باشد.
اما در نهایت و در اواخر دهه ۷۰ و همزمان با کاهش نزولات جوی و حاکم شدن شرایط خشکسالی بر منطقه و به رغم همه کمک‌های ایران به افغانستان در چند سال گذشته، میزان ورودی آب هیرمند به هامون به طور مرتب کاهش یافت که ضعف روابط دیپلماتیک و نبود چانه زنی‌های سیاسی مفید بین دو کشور هم مزید بر علت شد تا سیستان امروز به این روز دچار شود.

حقابه دریاچه هامون کجاست؟


خداکرم جلالی، رییس سازمان جنگل‌ها و مراتع که برای بازدید از طرح‌های مقابله با بیابان‌زایی به سیستان سفر کرده است، در پاسخ به این پرسش می‌گوید: «این را باید از مسئولان امر بپرسید. ما وظیفه داریم برای جلوگیری از بیابان‌زایی با عملیات مالچ پاشی و عملیات بیولوژیک و درختکاری، مانع از فرسایش بیشتر خاک در منطقه شویم. البته اقدام‌های سازمان جنگل‌ها هم در پاره‌ای از موارد اگر آب نباشد نتیجه نخواهد داد.»
در چند سال گذشته مطالعات متعددی برای احیای دریاچه ارومیه صورت گرفته و حتی طرح احیای دریاچه هم با تاکید بر راهکارهای اجرایی تهیه شده است. به گفته جلالی«در شرایط ترسالی دریاچه هامون گنجایش 6 میلیارد مترمکعب آب را داشت اما الان هیچ آبی در دریاچه نیست.»
رضا نجفی، رییس جهاد کشاورزی استان سیستان و بلوچستان نیز بدون اشاره به اینکه چه میزان آب در 4 چاه نیمه‌های سیستان ذخیره شده می‌گوید: «حدود 20 درصد آب چاه نیمه‌ها به مصرف آب شرب می‌رسد و کمتر از 80 درصد به مصرف کشاورزی می‌رسد.»

اما حقابه تالاب چه می‌شود؟


محسن سلیمانی، مدیر طرح حفاظت از تالاب‌های ایران در سازمان محیط زیست می‌گوید: اینکه بعد از تب شدید توسعه، تامین حقابه محیط زیستی هم بالاخره در سال جاری دیده شده، بسیار اهمیت دارد فارغ از اینکه حقابه‌ای که در نظر گرفته شده کافی است یا نه و اینکه وزارت نیرو چقدر از آن‌ را تامین کرده است. او اعداد و ارقام مطرح شده از سوی وزارت نیرو در مورد حقابه تالاب‌ها را جای بحث و گفت‌و‌گو دانست و گفت: «مثلا برای تالاب هامون با وسعت بیش از 500 هزار هکتار در سیستان و بلوچستان کل حقابه‌ای که در نظر گرفته شده، کمتر از 60 میلیون متر مکعب است که حتی سطح یا گوشه‌ای از تالاب را هم خیس نخواهد کرد.»
دریاچه‌ای که نزدیک به دو دهه است از آب هیرمند و سیستان محروم شده و برای احیا شدن در شرایط آرمانی نیاز به 6 میلیارد مترمکعب آب دارد حالا با 60 میلیون مترمکعبی که روی کاغذ نوشته و آن هم اختصاص داده نشده، قرار است احیا شود.
تقریبا اکثر مسئولان منابع طبیعی استان، احیای تالاب هامون را غیر ممکن می‌دانند و می‌گویند حداقل اینکه از آب موجود باید 30 درصد به دریاچه اختصاص می‌یافت نه اینکه کمتر از 7 درصد ذخیره چاه نیمه‌ها را بخواهند به هامون بدهند.
بیابان‌زایی با شدت در سیستان پیش می‌رود و سازمان جنگل‌ها و مراتع که این روزها با طرح جدید مجلس برای اصلاح قانون حفظ و کاربری اراضی تا مرز انحلال هم پیش رفته با اندک بودجه‌های محدودش در تلاش است تا هم جلوی بیابان را بگیرد، هم برای مردم منطقه معیشت جایگزین ایجاد کند و هم سوخت‌رسانی کند!
طرح تبدیل تنورهای هیزمی به گازی، توزیع آبگرمکن‌های خورشیدی در بخش‌هایی از روستاهای بحرانی و ایجاد کارگاه‌های سوزن‌دوزی و صنایع دستی برای زنان روستایی گوشه کوچکی از تلاش‌های سازمان جنگل‌ها و مراتع کشور است تا همین اندک باقی‌مانده رویشگاه‌های کشور را، مردم سیستان از روی ناچاری در آتش نسوزانند.

 

ماه رویان شماره : 323