Logo3
120968 187

«خیلی ترسیده بود. فقط از کشتن حرف می‌زد. به من گفت نیا جلو سوراخ سوراخت می‌کنم. من به او گفتم: خونسرد باش، تفنگت را زمین بگذار، چون محاصره شده‌ای. چند نفرمان را می‌خواهی بکشی؟»

این گفت‌وگوی مهیج، بخشی از روایت یکی از محیط‌‌‌‌بانان کهگیلویه و بویراحمدی، درباره نبردش با یک شکارچی در منطقه حفاظت‌شده خائیز بر سر جلوگیری از شکار غیرمجاز توسط اوست که چندی پیش، تصاویر و ویدیوی کوتاهی نیز از مواجهه مسلحانه او با یک شکارچی متخلف، در فضای مجازی منتشر شد و در آن محیط‌بان و شکارچی متخلف به فاصله چند متری هم رسیدند و رودرروی هم، لوله تفنگ‌های‌شان را به سمت هم گرفته‌اند. در این ویدیو آشکارا هر دو طرف در آستانه مرگ حتمی قرار می‌گیرند و ضربان قلب هر بیننده‌ای برای شلیک نهایی گلوله از سوی یکی از طرفین، بالاتر و بالاتر می‌رود.

 


حکایتی که همیشه ختم به خیر نمی‌شود


این حکایت، با درایت و تجربه محیط‌بان، ختم به خیر شد و به بازداشت شکارچی متخلف منجر شد اما متاسفانه حکایت در همه جنگ‌های نابرابر کوه‌هایی از جمله دنا، همیشه به این خوبی و خوشی به پایان نمی‌رسد. یکی از حکایت‌هایی که پایانی متفاوت داشت و سال‌هاست بسیاری از فعالان عرصه محیط‌زیست، حقوق بشر و حتی مسئولان و سیاسیون و آحاد مختلف جامعه را به خود درگیر کرده است، داستان تلخ درگیری یکی از این محیط‌بانان با چند شکارچی، قتل شکارچی با گلوله‌ وی و سرانجام صدور حکم اعدام برای آن محیط‌بان بود.
اسعد تقی‌زاده محیط‌بان اهل استان کهگیلویه و بویراحمد است. وی به‌صورت قراردادی در استخدام سازمان حفاظت محیط‌زیست ایران بوده است. در مرداد سال ۱۳۸6 محل خدمت او در پاسگاه حفاظتی خاریدون در منطقه‌ای کوهستانی مشرف به رشته کوه دنا بوده که در منطقه حفاظت‌شده دنا قرار دارد. این منطقه به‌علت تنوع زیستی قابل توجه از سوی یونسکو به‌ عنوان ذخیره‌گاه زیست‌کره ثبت شده است. او به اتفاق دو همکارش در گشت با پنج نفر از شکارچیان مواجه شدند. در تیراندازی و درگیری بین شکارچیان و این محیط‌بان، تقی‌زاده با شلیک گلوله تفنگ محیط‌بانی‌اش، یکی از شکارچیان را به نام مجتبی رضایی از ناحیه شکم مجروح کرد و او بر اثر این جراحت جان باخت. سرانجام پس از کش و قوس‌های فراوان، حکم اعدام این محیط‌بان صادر شد و پس از تایید آن توسط دیوان عالی کشور در مهرماه ۱۳۹۰، بارها تا آستانه اجرای حکم و رفتن اسعد تقی‌زاده پای چوبه دار، پیش رفته است.

صدور حکم اعدام تقی‌زاده در دادرسی نهایی


دادگاه بدوی کهگیلویه و بویراحمد در یاسوج می‌گوید که اسعد دارای مجوز حمل اسلحه نبوده و اسلحه را همکار وی که مجوز داشته در اختیارش گذاشته است و از این رو حادثه را قتل عمد تشخیص داده و محیط‌بان را به قصاص نفس به‌وسیله طناب دار محکوم کرده است. چندی بعد، دیوان عالی کشور یک بار این حکم را رد کرد اما در دادرسی مجدد، شعبه‌ای هم ارز در استان فارس، دوباره حکم قصاص برای این محیط‌بان صادر کرد. سرانجام در نیمه مهرماه 1390 پس از چهار سال انتظار اسعد تقی‌زاده در زندان یاسوج، دیوان عالی کشور حکم قصاص او را تایید کرد. در آن زمان گفته می‌شد که این حکم تا دو هفته دیگر اجرا خواهد شد اما پس از چندی علی سمیعی، سرپرست دفتر حقوقی سازمان محیط‌زیست، در مصاحبه‌ای گفته بود که اجرای این حکم دست‌کم یک سال به طول خواهد انجامید و سازمان مرتبط در این مدت رضایت خانواده مقتول را برای لغو اعدام محیط‌بان، جلب خواهد کرد.

دومین قربانی مقابله مسلح با شکارچیان در انتظار مرگ


اما از بد روزگار، اسعد تقی‌زاده در محکومیت به اعدام در کوه‌های بلندقامت دنا، تنها نماند و چندی پس از او، «غلامحسین خالدی» نیز به او پیوست. تنگه «شملیه‌دان» میمند، «ارتفاعات خاکی» و «منطقه میشک شور بزرگ» دنا، روز ۲۴ تیر سال ۸۹، شاهد حادثه‌ای بود که دومین محیط‌بان دنا را نیز به انتظار مرگ برده است. ۵۰۰ متر مانده به قله قدویس در چهار هزار و ۴۰۰ متری دنا، چهار شکارچی با لاشه کل در سرازیری افتاده بودند. با شنیدن صدای گلوله برنو، محیط‌بانان به دنبال شکارچیان در جست‌وجو بودند. در سراشیبی یک تپه، شکارچی‌ها بعد از ایست ماموران به سمت آنها حمله می‌کنند. درگیری آغاز می‌شود و تیر هوایی شلیک می‌شود. غلامحسین خالدی با دو شکارچی که به روی او چاقو کشیده بودند درگیر می‌شود. دو شکارچی دیگر با تفنگ برنو این حادثه را نظاره می‌کنند. او به همراه همکارانش با شکارچیان گلاویز شده و در‌گیر و ‌دار این جدال، ۱۲ گلوله از پنج اسلحه کلاشینکف شلیک می‌شود و ناگهان «محمد پایه‌گذار»
با چاقویی از غلاف درآمده در دستش، نقش بر زمین می‌شود.

قلب همسرم بیمار و دو پسر و دخترم مرده‌اند


حالا دومین قربانی مقابله مسلح با شکارچیان غیرمجاز، آن‌طور که خودش از زندان و وکلایش در «یاسوج» و اصفهان می‌گویند به «علم قاضی» و به قید «احتمالا» قاتل فرض شده و در حکمی که مورد اعتراض واقع شده است، به اتهام قتل عمد به قصاص نفس محکوم شده است.
غلامحسین خالدی از شب حادثه می‌گوید که بعد از آن به اداره آگاهی و بعد زندان یاسوج منتقل شده است. بعد از اولین بازجویی که از او صورت گرفته، به زندان رفته و تا امروز در زندان است! به قول خودش، قلب همسرش بیمار و دو پسر و یک دخترش در این دو سال و ۹ ماه مرده‌اند و او فقط در زندان است.

مظلومیت در هر دو سوی ماجرا


در هر صورت، صدور حکم اعدام برای این دو محیط‌بان و تایید آن توسط دیوان عالی کشور در سال‌های گذشته، جلب توجه و تاسف بسیاری از مردم ایران را به شرایط محیط‌بانان و نبود قوانین لازم برای حمایت از آنها در سازمان محیط‌زیست، در پی داشته است.
در سویی دیگر نیز خانواده‌هایی در سوگ فرزندان خود نشسته‌اند که ادعا می‌کنند فرزندان آنها بی‌گناه کشته شده‌اند. آنها البته حتما حق دارند پیگیر خون فرزند خود باشند و اگر تخلفی از سوی محیط‌بانان سرزده باشد موجب پیگیری است اما به‌نظر می‌رسد درخواست‌های پرشمار توانسته است تا حد زیادی دل خونین خانواده‌های داغدار را به‌دست آورد. شخصیت‌های مختلف استانی و کشوری و هزاران نفر از فعالان مدنی و فرهنگی، با ارسال نامه‌های مختلف و حضور در منزل خانواده‌های مقتول خواستار گذشت این خانواده‌ها از حکم اعدام محیط‌بانان دنایی شدند.

پایانی خوش برای یکی از پرونده‌ها


سرانجام در آخرین روزهای سال 1394 و با درخواست‌های فراگیر و مکرر برای لغو حکم اعدام محیط‌بان تقی‌زاده، خانواده مجتبی رضایی مقتول این پرونده از خون فرزند خود گذشتند. این خبر خوش را هادی سینایی، رییس اداره روابط عمومی محیط‌زیست کهگیلویه و بویراحمد داد و گفت: مراسم عفو و بخشش اسعد تقی‌زاده از سوی خانواده رضایی رسما اعلام شده است و مراسمی نیز با همین محوریت، روز یکشنبه، 16 اسفند ماه در دفتر آیت‌ا...ملک حسینی نماینده ولی فقیه در استان برگزار شده است.

کشته‌شدن صدها محیط‌بان در نبردهای نابرابر


حالا با آنکه دست‌کم یکی از پرونده‌های مربوط به محیط‌بانان رشته‌کوه‌های بلندبالای ایران به پایان نزدیک می‌شود اما به‌نظر می‌رسد خلاهای قانونی و نیز نقایص آشکار در سیستم اداری کشور، همچنان نخواهد توانست در مقابل تکرار چنین پرونده‌های تلخی مقاومت کند. از جمله کمبود نیروهای محیط‌بان در ایران که بارها و بارها از سوی مسئولان اعلام می‌شود اما در مقام عمل همچنان در بسیاری از نبردهای نابرابر، محیط‌بانان تنها می‌شوند و شاید ناگزیر به اقداماتی شوند که تا سال‌ها چندین خانواده و حتی هزاران فعال و مسئول محیط‌زیستی را به خود درگیر کنند.
در سویی دیگر نیز ممکن است این محیط‌بانان در درگیری‌ها بر سر حفظ محیط‌زیست، مظلومانه کشته شوند که بر اساس برخی گزارش‌ها، تاکنون بیش از یکصد نفر از محیط‌بانان ایرانی، در حین انجام مسئولیت محیط‌بانی خود،
کشته شده‌اند.
همه اینها در حالی است که بر اساس استاندارد جهانی هر یکهزار هکتار باید توسط یک محیط‌بان حفاظت شود اما در ایران هر محیط‌بان باید دست‌کم از ۶۰۰۰ هکتار حفاظت کند.

 

ماه رویان شماره : 326