Logo3
محمودرضا عرب

محمودرضا عرب، مدرک کارشناسی ارشد روانشناسی دارد و هم‌اکنون در سمت معاونت پیشگیری اداره‌کل بهزیستی استان فارس مشغول است. وقتی در حاشیه یکی از گفت‌وگوهای پیشین با وی، مفاهیم تازه‌ای از جمله «طلاق خوب» را از زبان وی شنیدم؛ همانجا قرار یک گفت‌وگوی اختصاصی را گذاشتیم. 

البته وی می‌گوید از اینکه طرح موضوعاتی خلافِ جهت کلیشه‌های متعارف در جامعه ممکن است با چالش‌هایی همراه می‌شود، آگاه است اما تاکید می‌کند: «من به‌عنوان یک روانشناس این مسایل را مطرح می‌کنم و اظهارات من باید از دیدگاه علمی و تخصصی بررسی شود نه از زوایای دیگر.» با این وجود، این روانشناس اگرچه طلاق را در اغلب موارد آخرین راهکار می‌داند اما معتقد است نباید گمان کنیم تصمیم به طلاق، همیشه نادرست است.

طلاق خوب هم داریم


عرب می‌گوید: «به‌هرحال آنچه که این روزها فضای رسانه‌ای کشور را اشغال کرده است برخی نظرات کلیشه‌ای است؛ اینکه ازدواج همیشه خوب است و طلاق همیشه بد؛ همه را به ازدواج تشویق می‌کنند غافل از اینکه به عاقبت آن ازدواج فکر کنند.»
وی با تاکید بر اینکه تردیدی نیست که بسیاری از ازدواج‌های خوب، تاثیرات مثبت فراوانی در ابعاد مختلف سلامت انسان بر جای می‌گذارد اما در عین حال تصریح می‌کند: «واقعیت این است که برخی ازدواج‌ها دقیقا در نقطه مقابل قرار دارند و اثرات مخرب جسمی و روانی مختلفی در پی دارند؛ همین گزاره در مورد طلاق نیز صدق می‌کند، یعنی برخلاف آن‌چه که در فرهنگ ما رایج است و در آن همیشه طلاق به‌عنوان یک پدیده تلخ و مخرب توصیف می‌شود اما از لحاظ علمی همانطور که طلاق بد زیاد داریم، مفهومی به‌نام «طلاق خوب»هم داریم.»
این مسئول حوزه اجتماعی اعتقاد دارد ثباتی که آرامش روانی به زندگی می‌دهد هرگز آسایش اقتصادی نمی‌دهد و اضافه می‌کند: «به‌طور کلی ازدواجی که پیش از آمادگی اقتصادی، شخصیتی، روانی، جسمی و... باشد یا در سن نامناسبی صورت بگیرد، به احتمال زیاد شکست می‌خورد و چه بسا بتوان همین ناآمادگی را یکی از دلایل افزایش آمار طلاق نیز تلقی کرد؛ ازدواجی که بدون برنامه و ثبات روانی هیجانی و شناخت شکل بگیرد و یا اجبار پشت آن باشد ازدواج بد توصیف می‌شود.»
وی ادامه می‌دهد: «البته برخی در همین وضعیت هم می‌توانند دنبال راهکار بروند و مشکلات را حل کنند اما اگر این توانایی را نداشته باشند ازدواج خوبی شکل نخواهد گرفت.»

فکر نکردن به طلاق لزوما نشانه رضایت از زندگی نیست


این روانشناس، در ادامه برخی نتیجه‌گیری‌های مستقیم از نسبت آمارهای طلاق و وضعیت خانواده‌های جامعه را نیز زیر سوال می‌برد و می‌گوید: «نباید لزوما عدم وجود طلاق را نشانه‌ای بر موفق بودن زندگی‌ها تلقی کنیم؛ چهل سال پیش آمار طلاق کمتر بود اما آیا می‌توان لزوما باور داشت که ازدواج‌های چهل سال پیش موفق‌تر بودند؟ خیلی از مسایل در موفق بودن یک ازدواج می‌تواند دخیل باشد و همبستگی آماری مشخصی بین ثبات زناشویی و رضایت زناشویی وجود ندارد؛ حتی نمی‌توان اینکه اغلب افراد به طلاق فکر نمی‌کنند را معادل رضایت اغلب افراد از زندگی بدانیم بلکه بسیاری از این افراد، عملا برنامه‌ای برای دوران بعد از طلاق خود ندارند و چه بسا که اگر برنامه‌ای برای دوران پساطلاق داشته باشند، ناچار به حفظ زندگی بد خود هم نخواهند بود.»

زنانی که می‌سوزند و می‌سازند


عرب در ادامه می‌افزاید: «مثلا زنی که در محیط روستایی خود به طلاق فکر نمی‌کند لزوما از زندگی زناشویی‌اش راضی نیست و چه بسا که می‌سوزد و می‌سازد اما نمی‌تواند خود را وارد دورانی کند که برای آن هیچ آمادگی و برنامه‌ای در فضای روستایی‌اش نخواهد داشت. در واقع چنین زنی، غالبا فرصتی غیر از سوختن و ساختن ندارد؛ این وضعیت در مورد برخی از زندگی‌ها در شهرها هم همینطور است.»

وقتی افزایش آمار طلاق نشانه خوبی می‌شود!


این روانشناس با معرفی مفهوم تازه «طلاق مثبت» اضافه می‌کند: «در واقع وقتی آمار طلاق بالا می‌رود لزوما نمی‌توانیم بگوییم وضع خیلی خراب است یا وقتی آمار ازدواج بالا می‌رود برعکس. ما طلاق‌های مثبت هم داریم. بر اساس پژوهش‌هایی هرچه رشد و توقع بیشتری در افراد جامعه ایجاد شود، ثبات زناشویی پایین‌تر می‌آید و طبیعتا آمار طلاق افزایش پیدا می‌کند؛ می‌توان گفت افزایش استقلال مالی خانم‌ها و ارتقای جایگاه و منزلت اجتماعی آنها، جسارت و قدرت آن‌ها را برای انتخاب طلاق افزایش می‌دهد. با این زاویه نگاه، گاهی افزایش آمار طلاق می‌تواند حکایت‌گر مسایل مثبتی هم باشد. در این نوع نگاه، یک زن صرفا به‌عنوان سایه‌ بالاسر به همسر خود نگاه نمی‌کند، مجبور نیست بسوزد و بسازد و کسی است که می‌تواند خودش را اداره کند.»
وی ادامه می‌دهد: «در این نوع تحلیل، مثلا زنی که در شرایط نامطلوب زندگی خود طلاق می‌گیرد، احتمالا آنقدر توانمند شده که می‌تواند روی پای خود بایستد و این زن دیگر مطیع و ذلیل و ضعیف دیده نمی‌شود. خُب اینها همه نه‌تنها نشانه‌های وحشتناکی نیست بلکه می‌تواند نویدی برای توسعه تلقی شود. درواقع آمارهای طلاق همیشه نگران‌کننده نیست؛ گاهی پیغام‌های خوبی هم دارد و ممکن است نشان‌دهنده پویایی روانی و غیرایستایی جامعه باشد.»

آثار مخرب زندگی اجباری بیشتر از آثار طلاق است


عرب آثار مخربِ زندگی با اجبار را در اغلب موارد بسیار بیشتر از آثار ترکِ آن زندگی می‌داند و تصریح می‌کند: «در ازدواج‌های بد، افراد از نظر روانی دنبال مُسَکن می‌روند و بسیاری از این مُسکن‌ها، آثار بسیار تلخی روی آینده خود آنها و فرزندان‌شان می‌گذارد. به اعتقاد من، فرزندانی که در سایه درگیری و تنش‌های مکرر بین پدر و مادر خانواده رشد می‌کند، به احتمال فراوان آثار مخرب‌تر و هزینه‌های بیشتری را به بار می‌آورد تا فرزندهای طلاق. البته مدنظر ما، طلاق‌های به‌جا و
مثبت است نه هر طلاقی.»
وی افسردگی، اضطراب، کودک‌آزاری، اعتیاد، خودکشی، سرخوردگی، ولگردی، فرار از منزل و خودفروشی را تنها بخشی از انواع و اقسام آسیب‌های روانی و اجتماعی دیگر ناشی از ازدواج‌های بد عنوان می‌کند.
طلاق، از هزینه‌های توسعه است
این روانشناس در مقابل پرسشی مبنی بر اینکه در تقابل دو گزاره «تلاش برای کاهش آمار طلاق» و «ضرورت‌های مسیر توسعه»، کدام را اولویت می‌داند؛ بعد از چند لحظه سکوت می‌گوید: «سوال سختی است. واقعا بستگی دارد از چه دیدگاهی به مساله نگاه کنیم اما به‌هرحال باید بپذیریم که مدرنیته و توسعه هزینه و عوارضی هم دارد. طلاق در اغلب موارد هزینه‌های زیادی دارد اما این مرحله گذار به دنیای مدرن است. چه ما بخواهیم چه نخواهیم جهان در حال تغییر و تحول است و اگر خانواده‌ای نتواند با حفظ ارزش‌ها، خود را با پویایی جهان و تکامل آن هماهنگ کند قطعا در مسیر سیل مدرنیته، هزینه‌های سنگین‌تری را پس خواهد داد.»

جایگاه طلاق در دین هم تعریف‌شده است


در ادامه از عرب درباره تناقض این ایده‌ها با برخی آموخته‌های فرهنگی و دینی ما سوال پرسیدیم که وی چنین پاسخ می‌دهد: «تناقض حقیقی وجود ندارد. درست است که در فرهنگ دینی ما، ازدواج نصف دین را کامل می‌کند و طلاق هم عرش خدا را می‌لرزاند اما در دین ما طلاق در هر شرایطی نکوهش نمی‌شود. حتی در قرآن کریم هم خداوند برای طلاق -البته در شرایط خاص و ضروری- جایگاهی تعریف کرده است. از نظر ما این شرایط خاص همان جایی است که «طلاق مثبت» تعریف می‌شود و بنابراین تناقض مورد پرسش شما در پوسته و سطح مساله است.»
وی با استناد به برخی آیات قرآن و متون نهج‌البلاغه می‌گوید: «این کلام هوشمندانه مولای ماست که فرزندانتان را متناسب با زمان تربیت کنید و باید در گذر سریع زمان، متناسب با علم روز وقایع را تحلیل کنیم.»

لذت آگاهانه در پیوندهای خوب


وی در عین حال فراهم‌سازی زمینه‌های یک ازدواج خوب را همواره قابل دسترس می‌داند و یادآور می‌شود: «در یک ازدواج خوب، زن یا مرد با کسی زندگی خود را ادامه می‌دهند که رابطه فکری، احساسی و عاطفی قوی با او دارد و با شناخت واقعی زندگی می‌کند. رضایت و بهداشت لذت او در این زندگی اجباری نیست و بر این اساس یقینا این نوع زندگی‌ها مستحکم‌تر است چون از روی آگاهی و اختیار است نه اجبار.»

مفهومی به‌نام «مرگ عاطفی» در زندگی زناشویی


کارشناس ارشد حوزه روانشناسی در بخش دیگری از اظهارات خود، به حساسیت بالای نقش مسایل روانی و عاطفی در زندگی مشترک اشاره می‌کند و می‌گوید: «ما معتقد هستیم انسان با دو نوع مرگ ممکن است مواجه شود؛ یکی مرگ عادی و حیاتی و دیگری مرگ عاطفی. به‌نظر ما «مرگ عاطفی» هم خود نوعی پایان زندگی زناشویی محسوب می‌شود؛ مگر آنکه درست مانند مرگ حیاتی، رگه‌هایی از احیا پیدا باشد.»
وی در ادامه می‌افزاید: «بر این اساس زن و شوهری که در زندگی مشترک خود دچار مشکل می‌شوند، باید در همان مراحل اولیه برای پیشگیری و درمان به‌موقع به کارشناسان و متخصصان مراجعه کنند نه وقتی که کار از کار گذشته و عملا فرد به مرگ عاطفی دچار شده است. به‌طور کلی باید این فرهنگ را باور کنیم که برای پیشگیری از معضلات بزرگ، باید پیش از وقوع بحران اقدام لازم را انجام دهیم.»

ما به‌جای مراجعین، تصمیم نمی‌گیریم


وی در پاسخ به این سوال که توصیه آن‌ها به زوجینی که دچار مشکلات جدی زناشویی هستند چیست، تاکید می‌کند: «اگرچه به‌هرحال طلاق در اغلب موارد نتایج خوبی در پی ندارد اما لزوما هم این‌گونه نیست. با این وجود ما روانشناسان هرگز به جای کسی فکر نمی‌کنیم و تصمیم نیابتی نمی‌گیریم. مسئولیت هر کسی با خود وی است ولی همیشه درصدد این هستیم که مراجعین خود را آگاه کنیم تا بهترین تصمیم گرفته شود. حالا این تصمیم چه ادامه زندگی مشترک باشد و چه پایان آن. ما معتقد هستیم که هر تصمیمی که بر مبنای آگاهی باشد بهترین تصمیم هم محسوب می‌شود.»

آمار طلاق، با ازدواج‌های خوب و آگاهانه کنترل می‌شود


معاون پیشگیری بهزیستی استان فارس در بخش پایانی گفت‌وگو، آموزش و آگاهی‌بخشی برای پیشگیری از وقوع بحران را محور اصلی فعالیت‌های بهزیستی عنوان می‌کند و می‌گوید: «سازمان بهزیستی برنامه‌های مختلفی از جمله آموزش مهارت‌های زندگی قبل از ازدواج و توانمندسازی خانواده‌ها در دستور کار دارد و اکنون نیز در اکثر مراکز مربیان و روانشناسانی آموزش‌ها را در سطح کیفی خوبی ارایه می‌دهند. برای سال‌های آتی نیز برنامه‌های جامع و جالبی برای آموزش‌های فراگیر در دستور کار داریم تا به کمک سازمان‌های مردم‌نهاد و ارگان‌های مرتبط، طی یک برنامه 5 ساله با افزایش ازدواج‌های خوب و آگاهانه، افزایش آمار طلاق را نیز تا حد امکان کنترل کنیم.»

گمان نکنیم عقل‌کل هستیم


وی به ظهور برخی مراکز غیرمجاز در زمینه‌های مشاوره و آموزشی اشاره و بیان می‌کند: «خیلی مهم است که مردم کدام مرکز را مشاور خود قرار دهد و از این رو ما به همه مردم توصیه اکید می‌کنیم که صرفا به مراکز درمانی دارای مجوز و تخصص کافی زیر نظر سازمان روانشناسی یا بهزیستی مراجعه کنند.»
عرب از برخی باورهای عوام‌گونه و گمان عقل‌کل بودن در فرهنگ ما گلایه دارد و می‌گوید: « خواهش من از همه خانواده‌ها و مردم شریف استان این است که آموزش‌ها را دست‌کم نگیرند و با جدیت به فراگیری یافته‌های ارزشمند پژوهش‌ها بپردازند. همواره دنبال فراگیری آموزش‌های مهارتی بروند تا انشاءا... با تصمیماتی همراه با شناخت و آگاهی، به زندگی مطلوب‌تر در سطح اجتماع نزدیک شویم و شاهد ثبات و استحکام واقعی زندگی‌های خوب در
جامعه‌مان باشیم.»

 

ماه رویان شماره : 326