Logo3
Eslahtalaban

در حالی که اصلاح‌طلبان با تکیه کار تشکیلاتی و تمکین از لیست امید، در شرایط نا برابر و کسب اعتماد از سوی مردم توانستند گوی رقابت را از رقبای سیاسی خود برابیند، اصولگرایان به سه دلیل عمده بازندگان بزرگ این انتخابات نام گرفتند.
به اعتقاد برخی تحلیلگران اعتماد متقابل بین رهبران یک جامعه و مردم، مهم‌ترین دستاورد جریان اعتدال برای کشور است. براساس این تحلیل مردم می‌دانند که رهبرانشان در جریان اعتدال به دنبال منافع ملی هستند و منافع ملی را فدای مصالح جناحی نمی‌کنند.


مصطفی داننده معتقد است شاید اگر خود اصلاح‌طلبان و طرفداران دولت هم می‌خواستند لیست نمایندگان تهران در مجلس شورای اسلامی را بچینند، قطعا سهمی برای برخی بزرگان اصول‌گرا مانند توکلی، ابوترابی و حسن سبحانی قرار می‌دادند اما نتایج نشان می‌دهد مردم تهران خواستار تغییر در مجلس شورای اسلامی اسلامی هستند و می‌خواهند نسیم اعتدال در قوه مقننه هم بوزد.
وی که معتقد است رای مردم در انتخابات هفتم اسفند به‌ویژه در تهران سه دلیل عمده دارد، بیم، امید و اعتماد را سه دلیل برای رای معنادار مردم به لیست امید می‌داند و می‌افزاید: مردم از بیم ورود کسانی که کشور را به دوران محمود احمدی‌نژاد به عقب برگردانند به لیست امید رای دادند. مردم به خوبی با مشاهده مذاکرات مجلس در دوره نهم فهمیدند که برخی از نمایندگان این مجلس به دنبال زمینگیر کردن برجام، توسعه و دموکراسی هستند. آن‌ها تصمیم گرفتند برای به فرجام رسیدن برجام و برجام‌ها به تندروها «نه» بگویند.
بر اساس این تحلیل مردم دوست ندارند با کارشکنی برخی نمایندگان بازهم تحریم‌ها به سوی ایران روانه شود. مردم آرامش را دوست دارند نه جنجال را و مجلس نهم نماد جنجال در کشور بود. در واقع مردم با رای خود به لیست امید به دنبال آن بودند تا با حضور کاندیداهای این در مجلس جامعه به آرامش برسد.

امید


همچنین داننده معتقد است بعد از پیروزی حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری، امید به فردایی بهتر در جامعه شکل گرفت و حتی برخی از مردم احساس می‌کردند آسمان آن روزهای ایران با سال‌های قبل فرق می‌کند و آبی‌تر است.
تحقق شعار روحانی در پرونده هسته‌ای و به فرجام رسیدن برجام، مردم ایران را امیدوار به فردایی بهتر کرد. آن‌ها دیدند که روحانی با کلید خود قفل تحریم‌ها را شکست. شاید مردم امروز در زندگی خود تغییری احساس نکنند اما می‌دانند فردایی متفاوت از امروز دارند که همین امید باعث شد آنها در انتخابات مجلس به افرادی رای بدهند که موافق برجام هستند.
مردم می‌دانستند اگر رای به فهرست جریان مقابل بدهند کشور وارد جنگ طرفداران برجام و مخالفان برجام خواهد شد. به همین خاطر تصمیم گرفتند به کسانی رای بدهند که تسهیل کننده برجام باشند نه سنگ انداز به مهم‌ترین دستاورد دولت یازدهم. با این تفاسیر مردم برای زندگی بهتر در دوران پسابرجام به فهرست امید رای دادند.

اعتماد


وی در ادامه می‌افزاید: رای گسترده مردم به فهرست امید، نشان داد که مردم به تهییه کنندگان این لیست اعتماد کامل دارند. بسیاری از افراد معرفی شده در تهران ناشناخته بودند اما اعتماد مردم به روحانی، هاشمی و رییس دولت اصلاحات باعث شد آنها به تمام فهرست امید تکرار می‌کنم به تمام فهرست امید رای بدهند.
مردم مزد این اعتماد را در خرداد 92 هم چشیدند. آن‌ها در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم به تصمیم رهبران اعتدال اعتماد کردند و به روحانی رای دادند و امروز باز هم با اعتماد حماسه‌ای دیگر را رقم زدند.
اعتماد متقابل بین رهبران یک جامعه و مردم، مهم‌ترین دستاورد جریان اعتدال برای کشور است. مردم می‌دانند که رهبرانشان در جریان اعتدال به دنبال منافع ملی هستند و منافع ملی را فدای مصالح جناحی نمی‌کنند.

«اصولگرایان» بازنده بزرگ انتخابات دهم، به سه دلیل


اما در حالی که برخی تحلیلگران شکست اصولگرایان را بزرگ‌ترین فاجعه برای یک جریان سیاسی می‌دانند که باعث شده چهره‌های ریشه‌دار آن یکی پس از دیگری از اردوگاهش کوچ کنند، سه دلیل برای گذاشتن نام بازنده روی برنداین جریان در انتخابات اخیررا می‌توان متصور شد.
1- اصولگرایان نشان دادند که به طور جدی در مسیر ریزش قرار دارند: هم ریزش آرا و هم ریزش افراد.
علت نیز کاملا مشخص است: اصولگرایان در سال‌های اخیر با یک استراتژی مهلک، روز به روز دایره اصولگرایی را تنگ‌تر و تنگ‌تر کردند به گونه‌ای که ابتدا افرادی مانند هاشمی و سپس کسانی چون ناطق نوری، حسن روحانی و حتی این اواخر، علی لاریجانی را از دایره اصولگرایی بیرون گذاشتند.
در عوض، عده‌ای که تفکرات افراط گرایانه دارند و معرف حضور هستند، به عنوان اصولگرا میدان داری کردند و باقی مانده جایگاه اجتماعی اصولگرایان را نیز با مواضع غیرعقلانی خود به حراج گذاشتند.
بدیهی است در چنین وضعی، باقی اصولگرایان عاقل نیز ترجیح می‌دهند به پای جریانی مانند جبهه پایداری که تمایل دارد اصولگرایی را مترادف خود بداند، نسوزند و این می‌شود که افرادی مانند کاظم جلالی، رییس بزرگ‌ترین فراکسیون اصولگرایان مجلس نهم و علی مطهری نیز راه خود را جدا می‌کنند و به لیست امید می‌پیوندند.
این، بزرگ‌ترین فاجعه برای یک جریان سیاسی است که چهره‌های ریشه‌دار آن یکی پس از دیگری از اردوگاهش کوچ کنند.
واکنش بازماندگان در چنین اردوگاهی، جذب هیجانی نیروهایی است که بتوانند به عنوان سیاهی لشکر عمل کنند ولی این تاکتیک در درازمدت، اردوگاه را از طمانینه و تفکر خالی می‌کند و آن را به شعارزدگی و روزمرگی دچار می‌کند. استمرار این وضعیت باعث می‌شود نیروهای جدید اصولگرا نیز که به بلوغ فکری و سیاسی می‌رسند، در آینده در آن جدا شوند و ریزش‌ها همچنان ادامه یابد.
2- در اغلب حوزه‌هایی که کاندیداهای جریان اصولگرایی رای آوردند، یا کاندیداهای اصلاح‌طلب و اعتدالگرا به دلیل ردصلاحیت‌ها حضور نداشتند یا جریان اصلاح و اعتدال، مجبور شده بود به همان دلیل با افراد فرعی و ناشناخته وارد انتخابات شود.
لیست‌های اصلاح طلبان و اعتدالگرایان هم اکثرا در روزهای منتهی به انتخابات نهایی شد یعنی در حالی که رقبای اصولگرا در حال تبلیغات گسترده بودند، اصلاح طلبان و اعتدالگرایان، منتظر بودند که ببینند آیا صلاحیت کاندیداهایشان تایید می‌شود یا نه؟!
حتی در تهران هم، بسیاری از چهره‌های شاخص جریان اصلاح و اعتدال ردصلاحیت شدند و لیست امید، در آخرین روزها بسته شد و حتی بعد از چاپ تعدادی از پوسترها، باز هم تغییر ناخواسته دیگری رخ داد.
در واقع اگر اصولگرایان در برخی حوزه‌ها برنده شدند، در یک رقابت برابر نبوده است؛ هر چند که در برخی حوزه‌ها، توانمندی‌ها و اعتبار شخصی برخی کاندیداهای اصولگرا، عامل برنده شدنشان بوده است که قابل ارج نهادن است.
3- بخش افراط‌گرای جریان اصولگرایی، اخلاق را نیز در این انتخابات باخت. سوء استفاده از سخنان رهبری و متهم کردن کاندیداهای رقیب به انگلیسی بودن، تمسک به مفتی وهابیون و جعل خبر از قول وی که «به جنتی و یزدی و مصباح رای ندهید (!)»، انتشار لیست‌های جعلی، توزیع شب‌نامه، متهم کردن رقبا به ارتباط با بیگانگان و بی‌دینی، ایجاد مزاحمت برای تبلیغات انتخاباتی رقبا به‌ویژه در روزهای اول تبلیغات، انتشار خبرهای جعلی از برندگان انتخابات و... اقدامات غیراخلاقی و شرم‌آوری بودند که در کارنامه اینان ثبت شد.
جریان اصولگرایی، یکی از دو جریان اصلی سیاسی کشور است و دریغ که به واسطه ندانم‌کاری، خودخواهی و زیاده‌طلبی گروهی افراط‌گرا مضمحل شود. این جریان، باید بدون خود فریبی، به نقد خویش بپردازد و آسیب‌زدایی کند تا بتواند همچنان به عنوان یک بال نظام، در خدمت مردم باشد والا همواره مجبور خواهد بود از حضور مردم در انتخابات واهمه داشته باشد.

ماه رویان شماره : 325