Logo3
مرد تنـهای شب

حبیب محبیان در چهارم مهر۱۳۳۱ در شمران تهران به‌دنیا آمد. در خانواده او، برادرانش نیز به موسیقی علاقه داشتند اما تنها خود حبیب به موسیقی حرفه‌ای روی آورد. علی‌رغم تمایل سایر برادرانش به ویولن، علاقه وی از ابتدا به گیتار بود. دوران نوجوانی حبیب مصادف با پیدایش گروه بیتلز در دهه شصت میلادی اروپا شد و این باعث علاقه بیشتر وی به موسیقی گردید. با پذیرفته شدن در آزمون صداوسیما، زیر نظر مرتضی حنانه به فراگیری اصول و تدابیر آهنگسازی روی آورد.


او بعدها توانست به‌عنوان خواننده در تلویزیون استخدام شود و اولین آلبومش یعنی «مرد تنهای شب» را در سال۱۳۵۶ منتشر کرد و در نهایت پس از یک سلسله حواشی در سال۱۳۶۰ ایران را ترک کرد. از سال۱۳۶۴ ساکن لس‌آنجلس آمریکا شد و عمده فعالیت‌هایش نیز در زمان سکونت در آمریکا انجام شد.
همسر اول حبیب محبیان شادی نام داشت. احمدرضا تنها فرزند حبیب است که در ایران زندگی می‌کند. روزی شادی در خیابان پایش پیچ می‌خورد و به علت آنکه احمدرضا را در آغوش داشته به زمین می‌افتد و در بیمارستان به دلیل حساسیت به آمپول پنی‌سیلین در عرض چند دقیقه فوت می‌کند. تقریباً همزمان با فوت همسر حبیب، مادر او نیز، به‌علت حمله قلبی فوت می‌کند و این حوادث باعث می‌گردد که در اولین آلبومش یعنی «مرد تنهای شب که در سال۱۳۵۶ انتشار یافت بیشتر آهنگ‌ها را به‌یاد آن‌ها بخواند.
آهنگ‌های «مادر» و «خرس کوکی» را به‌یاد مادرش، «شهلای من» و «خواب سرخ بوسه‌ها» را به‌یاد همسرش و «نگاهم» را به‌یاد هر دوی آن‌ها خواند.
همسر دوم حبیب ناهید نام دارد که «محمد» ثمره ازدواج با اوست. وی از معدود خوانندگانی است که در اجرای آهنگ‌ها از گیتار دوازده سیم استفاده می‌کند.

* ترک و بازگشت به ایران


حبیب محبیان در سال۱۳۶۰ به‌دلیل ممنوعیت خواندن، ایران را ترک کرد و در سال۱۳۶۴ در لس‌آنجلس در ایالات متحده آمریکا ساکن شد.
او در سال۱۳۸۸ با نگارش نامه‌ای به رئیس جمهور وقت، محمود احمدی‌نژاد، خواستار حضور در کشور شد و با موافقت ضمنی و پذیرفتن رعایت برخی شرایط به همراه خانواده اش به ایران بازگشت و در رامسر، چهارصد دستگاه اقامت کرد.

* بازداشت


در سال1393 حبیب در جاده ماسوله و شهرک تاریخی ماسوله در حال تولید یک ویدئو کلیپ بود که توسط نیروی انتظامی بازداشت شد و به واسطه تشاهر و همچنین عدم به همراه داشتن مجوزهای مربوطه برای ضبط فیلم، به دادسرا معرفی شد تا روند قضایی معمول پیگیری شود. در پایان، حبیب با تودیع قرار وثیقه متناسب آزاد شد.
اما برخی سایت‌ها اعلام کردند که وی توسط لباس شخصی‌ها و بی‌دلیل دستگیر شده است.
حبیب پس از آزاد شدن، یک نامه سرگشاده با عنوان «من در سرزمین مادری‌ام بدون دلیل بازداشت شدم و بدون دلیل هم آزاد!» نوشت.
پس از بازگشت حبیب، برخی گزارش‌ها حکایت از آن داشت که او در نامه‌ای به وضعیت نامساعد جسمی‌اش اشاره کرد و تأکید کرده بود: «اینجانب تاکنون در آهنگ‌های خود هیچگاه علیه نظام جمهوری اسلامی ایران چیزی نخوانده‌ام. خواهشمندم به دلیل وضعیت جسمانی من، با بازگشتم به ایران موافقت فرمایید زیرا من از یک بیماری صعب‌العلاج (سرطان) رنج می‌برم.»؛ نامه‌ای که صحت و سقمش هیچ‌گاه مشخص نشد.

انتشار کتاب مرد تنهای شب


در سال۱۳۹۳ کتاب «مرد تنهای شب» به قلم حبیب انتشار یافت و در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران همان سال ارائه شد. این کتاب برگزیده‌ای از آثار و ترانه‌های حبیب در همه سال‌‌‌های فعالیت‌اش را تشکیل داده است.
پیش‌تر حبیب در مصاحبه با رسانه‌های داخلی کشور در رابطه با برگشت به وطن گفته بود که طی نامه‌ای که به احمدی نژاد رییس جمهور وقت داشتم با موافقت وی توانستم سه روزه مجوز بگیرم.
حبیب درباره دیدار با اسفندیار رحیم مشایی مشاور محمود احمدی نژاد، افزوده بود: دیدار کوتاهی با مشایی در دفترشان داشتیم. دوستی که نزدیکی به دولت وقت داشت نامه‌ای تنظیم کرد و پیش احمدی نژاد برد. وی هم بلافاصله امضا کردند و به ارشاد رسید. سه روزه مجوز گرفتم تا بتوانم آلبوم ضبط کنم تا اینکه شخصی که مایل به سرمایه‌گذاری بود مرا برد پیش آقای مشایی، به چه دلیل نمی دانم. مشایی گفت اگر برگردید خوشحال می‌شویم. وی ادامه داد: مشایی خواستند مرا ببینند و گفتند اینجا وطن شماست و اگر برگردید خوشحال می‌شویم. برخوردشان خیلی خوب بود. وقتی فهمیدند تا سال۶۲ ایران بودم برایشان جالب بود.
خزعلی زیر قولش زد...
حبیب که طی حضور در ایران قطعه‌ای دوصدایی با عنوان «محکوم» را با حسین خزعلی که با نام هنری «سمیر زند» فعالیت می‌کند خوانده است خاطره خوشی از این همکاری ندارد. وی در رابطه با ترانه محکوم ساخته سمیر زند افزود: درباره آهنگ محکوم باید بگویم شخصی{سمیر زند} به من زنگ زد و گفت اگر اجازه دهید من یک خط با شما بخوانم و من گفتم مخارجش بالاست. وی ابتدا همه شرایط را فراهم کرد و من رفتم و خواندم.
وی ادامه می‌دهد: اما وی شیطنت کرد و برخلاف ابتدای کار که گفت فقط یک خط می‌خواند دو سه خط خواند.
البته من در عرض۱۵ دقیقه خوانندگی را یادش دادم و در نهایت آهنگ ضبط شد و یک روز به من زنگ زد و گفت کلی از اساتید به من گفته‌اند دیگر خودت می‌توانی بخوانی، اما در نهایت زیر قولش زد و پول مرا تسویه نکرد. حبیب از معدود خواننده‌هایی بود که پس از سال‌ها دوری از وطن و زندگی در قربت توانست سال‌های آخر را در کشور خود زندگی کند و با توجه به سختگیری‌هایی که از جانب بعضی از مسئولین به او وارد می‌شد باز هم به فعالیت خود ادامه داد تا جایی که سرانجام صبح جمعه۲۱ خردادماه به دلیل ایست قلبی در روستای نیاسته کتالم رامسر مهر خاموشی بر لبش زده شد.

ماه رویان شماره : 332