Logo3

در خانواده‌ای مذهبی بازیگر شدم

مهنازافشار

ماه‌رویان - محمد تاجیک
مهناز افشار بازی در فیلم‌های متفاوت چون سعادت‌آباد، برف روی کاج‌ها و پل چوبی را نتیجه منطقی تجربه سالیان گذشته، مطالعه بیشتر و تغییر نگاهش به هنر سینما می‌داند. زمانی که 20 سال داشت، بازیگری را با مجموعه تلویزیونی عشق گمشده ساخته مسعود نوابی در سال 76 آغاز؛ دو سال بعد با ایفای نقش در فیلم دوستان علی شاه‌حاتمی به سینما راه یافت و با بازی در فیلم شور عشق با کارگردانی نادر مقدس در سال 79 به شهرت رسید.

فیلم‌های کما (82) ساخته آرش معیریان و سیزده گربه روی شیروانی (82) از علی عبدالعلی‌زاده از او چهره‌ای پولساز ساختند که با آتش‌بس (84) تهمینه میلانی به اوج رسید. رییس (85) به کارگردانی مسعود کیمیایی و دعوت (87) ساخته ابراهیم حاتمی‌کیا طلیعه نقش‌آفرینی‌های متفاوت او بودند که در دو سال اخیر با بازی در فیلم‌های سعادت‌آباد از مازیار میری، برف روی کاج‌ها از پیمان معادی و
پل چوبی از مهدی کرم‌پور ادامه پیدا کرد.


سینما و خانواده‌ای مذهبی
مهناز افشار از جمله بازیگرانی است که در ابتدای بازیگری‌اش خانواده‌ او با حضور در سینما مخالف بودند. خود او در این باره گفته است: «خانواده‌ام به شدت با کار من در سینما مخالف بودند، آن‌ها آدم‌های مذهبی روشنفکر هستند و من با اخلاقیات خاص و چارچوب‌های اخلاقی خودم در چنین خانواده‌ای بزرگ شدم. در سال‌های اولیه کارم مادرم همراه من به دفاتر سینمایی می‌آمد و یادم است با اولین عکسی که از من در مطبوعات چاپ شد؛ دایی‌ام شدید با خانواده‌ من دچار مشکل شد.» (ماه‌نامه فیلم)
بازیگری که درس تدوین خواند
مهناز افشار به گفته خودش در دبيرستان علوم تجربي خوانده و سپس ادامه تحصيل داده و تدوين خواند. او بعدها در کلاس‌هاي بيان حمید سمندريان هم شرکت نمود. بد نیست بدانید که سال‌ها قبل و قبل از آن‌که به طور جدی وارد سینما شود، تدوین فیلمی تبلیغاتی از مرجویی را بر عهده داشت. این بازیگر مطرح سینما در گفت‌وگویی گفت: «می‌دانید فیلم تبلیغاتی آموزش کتاب اول آقای مهرجویی را همان موقع من تدوین کردم؟ همیشه آقای مهرجویی به من می‌گویند من تو را به سینما معرفی کردم.»(ماه‌نامه فیلم)
فیلم‌هایی که افشار دیگر آن‌ها را دوست ندارد
در کارنامه بازیگری مهناز افشار فیلم‌هایی وجود دارد که پس از گذشت سال‌ها دیگر آن‌ها را دوست ندارد و حدود ۶۰ درصد از فیلم‌هایی که افشار بازی کرده، مورد رضایت او نیست. این چیزی است که خود او در اعترافی جالب عنوان کرده و افزود: «بازی در فیلم دختری در قفس را دوست ندارم. در نگین اصلا آن نقش مال من نبود و احساس می‌کردم که نباید در آن نقش بازی کنم. یا مثلا زهر عسل که قصه متفاوتی داشت در زمان خودش اما در نیامد. افسوس نمی‌خورم از بازی کردن در زهر عسل چون کسی از اعتماد من سواستفاده نکرد.» و یا حتی به تازگی گفت: «تنها فیلمی که واقعا از بازی در آن پشیمانم، امشب شبه مهتابه است. آقای شایسته شاهد هستند که من نمی‌خواستم قرارداد بازی در این فیلم را امضا کنم و الان اگر امشب شبه مهتابه را به من پیشنهاد دهند با قاطعیت می‌گویم نه. تجربه این فیلم باعث شد از این فیلم به بعد پس از خواندن فیلم‌نامه بپرسم بقیه بازیگران چه کسانی هستند، از کلاغ پر یا کما دفاع نمی‌کنم اما پشیمان هم نیستم.»
نگین
در فیلم نگین اصغر هاشمی قرار بود لیلا حاتمی بازی کند ولی شرایط فراهم نشد و قرعه به نام مهناز افشار افتاد. البته فکر می‌کنم در نگین بازیگران حرفه‌ای که در کنارم بودند، می‌توانستند به
من کمک کنند اما این کار را نکردند!
دختری در قفس
من برای فیلم دختری در قفس با آقای داوودنژاد قرارداد بستم و به ایشون اعتماد کردم ولی...! متاسفانه تبلیغات فیلم فاجعه بود. آقای داوودنژاد گفت که من هستم و من فکر کردم ایشون به عنوان مشاور کنار گروه قرار داره و مشکلی پیش نمی آد... و از طرفی بالاخره تمام بازیگرهای دنیا هم در کارنامه خودشون فیلم بد دارند.
از دست دادن بی‌پولی و رسیدن به...
خارج از کشور بودم و هم‌زمان بی‌پولی و امشب شبه مهتابه به من پیشنهاد شد. آن زمان خارج درس می‌خواندم که بی‌پولی را قسمت نشد و رد کردم و درباره این یکی(امشب شبه مهتابه) هم گفتم نمی‌توانم که به من گفتند اعتماد کن یا علی بگو و بیا. من هم اعتماد کردم و رفتم. این فیلمی نیست که به خاطر آن مهناز افشار سرش را بالا بگیرد. می‌گفتند این فیلم نسخه‌ای ایرانی از فیلمی با عنوان زندگی من از نیکول کیدمن است. به من اعتراض می‌کنند که چرا درباره فیلم امشب شبه مهتابه خوب حرف
نمی‌زنم حتی بعضی‌ها پرخاش گری می‌کنند.
ستاره دهه 80
البته باید عنوان کرد اولين کار مهناز افشار سريال گمشده در همان سال‌های ابتدای حضور افشار در سینما بود و گویا این فیلم دو سال پیش مجدد پخش شد. در واقع باید گفت دهه 70، دهه شروع کار و تثبيت مهناز افشار با فیلم‌هایی چون نگين، شور عشق و شيرهاي جوان بود. در اوايل دهه 80 به عنوان ستاره کاملا جا می‌افتد و با فیلم آتش‌بس تهمینه میلانی به اوج می‌رسد.
آتش‌بس
آقای شریفی‌نیا به من گفت که خانم میلانی قصه بسیار خوبی داره و چه قدر خوبه که تو با ایشون کار کنی. من هم از این پیشنهاد خیلی خوشحال شدم چون خیلی دوست داشتم با ایشون کار کنم. البته قبلا قرار بود در نیمه پنهان بازی کنم... بعد از آتش‌بس تا حدودی سخت‌گیرتر شدم و کارهایی به من پیشنهاد شد که اگر مهناز افشار قبل از آتش‌بس بودم، آن‌ها را قبول می‌کردم ولی... کلا باید بگم با سبک تهمینه میلانی کار کردن یک تجربه است. یک روز خانم جوانی جلوی من را گرفت و گفت آتش‌بس عین زندگی من بوده است.
ارتباط با میلانی
خارج از رابطه کاری، رابطه من با خانم میلانی خیلی قشنگ است، به من کتاب می‌دهند
و فیلم معرفی می‌کنند.
من هم بازیگر فیلم میلانی بودم
یکی دو سال قبل در مصاحبه‌ای با هفته‌نامه چلچراغ از مهناز افشار پرسیده می‌شود چرا بهرام رادان از شورعشق به نقش اول سنتوری مهرجویی می‌رسد ولی مهناز افشار هم‌چنان مورد توجه سینمای تجاری است؟ مهناز افشار در پاسخ می‌گوید: اگر آقای رادان بازیگر نقش اول فیلم مهرجویی است، من هم بازیگر نقش اول فیلم آتش‌بس بودم؛ خب
برای من آتش‌بس فیلم مهمی است.
میلانی من را کتاب‌خوان حرفه‌ای کرد
تهمینه میلانی از کارگردان‌های سینمای ایران است که به خواندن کتاب علاقه بسیاری دارد و علاقه بیشتری به معرفی کتاب به دیگران و ایجاد اشتیاق برای خواندن کتاب به دوستان. به همین خاطر شاید عجیب نباشد که مهناز افشار همواره در صحبت‌هایش بگوید میلانی باعث شد تا از خواندن کتاب‌های فهیمه رحیمی به خواندن کتاب مرشد و مارگریتا کشیده شوم. مهناز افشار همیشه گفته: «خانم میلانی به شدت مرا کتاب‌باز کرده و بسیار روی من تاثیر گذاشت. او توضیح داده که من بامداد خمار را در میان کتاب‌های ایرانی بسیار دوست داشتم مثلا کتاب‌های دانیل استیل را می‌خواندم و فهیمه رحیمی. گاه‌گداری هنوز هم سراغ این کتاب‌ها می‌روم ولی خانم میلانی باعث شد من غیر از این‌ها سراغ کتاب‌های روانشناسی هم بروم؛ مثلا مرشد و مارگریتا را به من معرفی کرد، کتابی که مرا به شدت تکان داد! گاهی در سنین نوجوانی به فکر همین رمان‌های عاشقانه می‌خوابیدم و هنوز هم وقتی روح کودکم بلند می‌شود سراغ این کتاب‌ها می‌روم.
خیلی از بچه‌ها برایم فیلم می‌آورند...
همکاری با حاتمی کیا
در فیلم دعوت از ۷ تا ۳ صبح باید پلانی را می‌گرفتیم که من زیر آب می‌بودم و زمستان هم بود؛ وقتی آخر کار حدود ساعت ۳ صبح از استخر بیرون آمدم آقای حاتمی‌کیا می‌گفت خیلی خوشحال هستم از این‌که برخلاف آنچه می‌گویند اصلا بازیگر عروسکی نیستی؛ یعنی بازیگری نیستی که راحت‌طلب باشی و نخواهی زجر بکشی. جالب است بدانید افشار در مصاحبه دیگری درباره همکاری با حاتمی کیا گفته: اگر آقای حاتمی کیا هر وقت و در هر شرایطی بخواهند در
فیلم ایشان کار کنم با مغز می‌روم.
باز هم دعوت حاتمی کیا
زمانی که برای فیلم دعوت از من دعوت شد تا قبلش سینمای ایشان را دوست داشتم و صادقانه بگویم بعد از کار کردن با ایشان هم خوشحالم در فیلمشان حضور داشتم. تازه در دعوت برای اولین بار بود که در فیلمی بازی می‌کردم که در واقع باید ۴ نقش را در می‌آوردم. خیلی‌ها گفتند کار خاصی نکردی ولی فکر کنید صدا دوربین حرکت و قراره تو خودت
را بازی کنی در چند شکل مختلف...
کارگران مشغول کارند
هدیه تهرانی به من زنگ زد و گفت: مانی حقیقی قراره کاری را شروع کنه و به تو زنگ می‌زنه، برو پیشش و ببین شرایط کار چه جوریه! آقای حقیقی زنگ زد و من برای مذاکره رفتم. البته همان موقع شنیدم که بعضی‌ها مخالف حضور من در این فیلم بودند. اصولا جالبه که خیلی‌ها مخالف من هستند اما معتقدم چیزی که حق و قسمت باشه، اتفاق میفته. مانی حقیقی روز دوم فیلم‌برداری وقتی راش‌های مربوط به روز اول را دید، گفت: خیلی خوب بازی کرده و همین به من روحیه داد. البته این فیلم کار خیلی خوبی بود. در این فیلم بیشتر بازی من مقابل آقای محمود کلاری بود. ایشان آن‌قدر خوب بودند که دیگر نیازی به کمک نداشتم.
شاید فیلم‌بردار شود
شاید روزی فیلم‌بردار شوم چون کارهای فنی را دوست دارم. اولین‌بار سر فیلم رییس برای زرین‌دست تراولینگ کردم. عاشق کار فنی هستم و به زرین‌دست گفتم می‌خواهم بیایم دستیار ۳ شما شوم. اگر پشت‌صحنه فیلم پسر آدم ُدختر حوا(مهناز افشار) را نگاه کنید، برای شما جالب خواهد بود که کلی ابزار و وسایل را این ور و آن ور کردم. اصلا توی چند تا عکس، ریل روی دوش من است؛ این‌ها را از سینه‌موبیل
می‌آوردم برای آقای زرین‌دست.
ساخت مستندی درباره نلسون ماندلا
مهناز افشار در این سال‌ها به سراغ سینمای مستند هم رفت؛ او برای ساخت مستندی درباره نلسون ماندلا به آفریقا هم رفته و کلی فیلم گرفته از زندانی که نلسون ماندلا در آن حضور داشته حتی از سلول و اتاق‌ خوابش هم فیلم گرفت. البته خود در این باره گفت: راستش ۴ ساعت فیلم گرفتم، آوردم و کلی وقت روی آن گذاشتم اما فهمیدم دغدغه‌‌ام کارگردانی نیست.
نقش منفی
اتفاقا من نقش منفی را می‌پسندم و دوست دارم نقش‌هایی بازی کنم که وقتی شب به خونه می‌رسم از شدت سختی اون نقش گریه کنم؛ مثلا خیلی دوست داشتم نقش آنتونی کویین را در گوژپشت نتردام بازی کنم.
چه کسی امیر را کشت
این فیلم تجربه عجیب و غریبی بود و نزدیک به 10 بازیگر حرفه‌ای و یه نقش کاملا متفاوت. به هر حال تجربه متفاوتی بود و من خیلی خوشحالم که در این فیلم بازی کردم. يادم است که از طرف آقاي کرم‌پور فیلم‌نامه‌ای به من رسيد که بخوانم. ديدم خيلي کار نويي است، عوامل و بازيگران خيلي خوبي هم دارد. البته براي بازي در اين فيلم واقعا خيلي ترس داشتم چون فکر می‌کردم مهناز افشار ميان اين همه بازيگر پيشکسوت و بزرگ چه می‌خواهد بکند؟ ولي بعد ديدم چه محک خوبي است. آدم به خودش می‌گوید سعي کن کم نياري و خيلي خوب باشي. هیچ‌وقت لطف آقاي شکيبايي يادم نمي‌رود که من را ديدند و گفتند وقتي سالاد فصل را ديدم، متوجه شدم از نوک پا تا نوک موهايت بازي می‌کنی. اصلا باور نمی‌کردم آقاي شکيبايي اين حرف را به من بزند. چقدر خالص و چقدر بي‌عقده و بزرگوار. اين حرف را حتي اگر ايشان فقط براي خوشحال کردن من گفته باشد، به من انرژي داد و براي من خيلي ارزشمند است.
يک‌ عده از دوستان در سينما به من کم لطفي کردند اما خدا را شکر دوستاني هم داشتم که به من کمک کردند تا در سينما بمانم. وقتی فیلم‌نامه را خواندم، آقاي شکيبايي هم آنجا بودند و دوست داشتم باز هم با ايشان کار کنم. البته با هم بازي نداشتيم ولي نقش عجيب و متفاوتي بود. من هميشه دوست دارم نقش‌هاي متفاوت و عجيب و غريب بازي کنم؛ مثلاً آرزويم اين
است که نقش آنتوني کويين در گوژپشت
نتردام را بازي کنم.
کیمیایی
به نظرم برای هر بازیگری خوب و لازمه که با آقای کیمیایی کار کنه حتی برای یک تجربه.
قسمت و تقدیر
هم‌چنین باید بگویم من در سینما به قسمت و اتفاقی که برای آدم‌ها می‌افتد اعتقاد دارم. من باور دارم مسیر من مشخص شده است.

ماه رویان شماره : 300