Logo3
 هدیه تهرانی

هیچ وقت به صورت جدی پیگیر بازیگری نبودم

 

ماه‌رویان - محمد تاجیک
آن‌طور که خودش در مصاحبه‌ای گفته هیچ وقت به صورت جدی و عاشقانه پیگیر بازیگری نبوده است ولی به هرحال برایش جذابیت داشته است؛ جذابیتی که دنیای نمایش به هر شکل آن برای همه دارد. به گفته خودش پدرش خیلی فیلم می‌دیده و همیشه او را هم با خودش به سینما می‌برده و در ضمن پدرش جسته گریخته کار تئاتر هم می‌کرد. جالب است بدانید مادربزرگ او در 30 سالگی در یک فیلم هم بازی کرده است. اولین بار که قرار بود بازیگری را شروع و بازی در سلطان را قبول کند با پدرش مشورت می‌کند و در مجموع پدرش نه خیلی موافق بود و نه خیلی مخالف و مثل همیشه تصمیم نهایی را به خودش واگذار می‌کند. تهرانی درباره حضور در سینما در گفت‌وگویی گفته است: خیلی برایم پیش می‌آمد که دست‌اندرکاران سینما برای بازی در فیلمی دعوتم می‌کردند. چند تا از آشناها و بستگان ما مثل ناصر تقوایی و اکبر عالمی هم گاهی چنین پیشنهادهایی می‌کردند و این قضیه چندان برایم ناآشنا نبود.


چای تلخ تقوایی
اولین بار که به طور جدی به بازی در یک فیلم فکر کردم 20 سالم بود و آقای تقوایی قرار بود چای تلخ را بسازد اما فیلم به سرانجام نرسید. این درست موقعی بود که قصد داشتم به آلمان بروم و در رشته دکوراسیون داخلی ادامه تحصیل دهم.
زمانی برای دوست نداشتن
سینمای ایران
اما می‌گذرد و روزی در فروشگاهی شریفی‌نیا وآزیتا حاجیان از هدیه تهرانی می‌پرسند به بازیگری علاقه دارد و او در جواب می‌گوید نه چون در آن زمان سینمای ایران را زیاد دوست نداشت و بازیگری هم طبعا جذابیت چندانی برایش نداشت. اما بالاخره با پیگیری شریفی‌نیا و حاجیان برای فیلم روز واقعه به دفتر هدایت فیلم دعوت می‌شود. نقش کوتاه راحله را که به او پیشنهاد داده بودند از نظر خودش نقش خیلی کوتاهی بود و کار خاصی غیر از گفتن چند تا بله و خیر نمی‌کند و بیشتر یک تیپ ساده است تا شخصیت و به همین خاطر جواب منفی می‌دهد. به گفته خودش می‌دانست که قدم گذاشتن در این دنیا ممکن است تمام زندگی‌اش را تحت‌الشعاع قرار دهد؛ پس اولین نقش باید ارزش این ریسک را می‌داشت.
هدیه در اغما
هدیه تهرانی پس از این ماجرا قصد سفر به آلمان را دارد که پیش از این سفر، تصادف شدیدی می‌کند، به اغما می‌رود و حدود 6 ماه در بیمارستان بستری می‌شود.
سه هدیه روی یک نیمکت
بعد ماجرای دعوت مهرجویی از او برای فیلم جدیدش به وجود می‌آید؛ ماجرابه گفته هدیه تهرانی از این قرار بود آناهیتا همتی که با هدیه تهرانی در شهرک اکباتان همکلاس بوده برای تست بازیگری به دفتر مهرجویی می‌رود وقتی متوجه می‌شوند او متعلق به شهرک اکباتان است، از او می‌پرسند آیا در این شهرک دختری به اسم هدیه را می‌شناسد و او می‌گوید سه نفر را با این اسم می‌شناسد و در واقع این سه نفر که یکی از آن‌ها هدیه تهرانی بود و در مدرسه پشت یک میز می‌نشستند.
نه به مهرجویی
خلاصه هدیه تهرانی برای فیلم لیلا دعوت می‌شود ولی چون به گفته خودش قصه فیلم را دوست نداشت آن را قبول نمی‌کند. او درباره رد کردن فیلم مهرجویی بعدها در مصاحبه‌ای می‌گوید: البته آن موقع عقلم نمی‌رسید و شاید به خاطر اسم و اعتبار آقای مهرجویی باید قبول می‌کردم اما این مضمون که مردی می‌خواهد زن بگیرد چون همسرش نازا است
برای من قابل هضم نبود.
بودن یا نبودن یا زیرآب زدن
بعد برای فیلم بودن یا نبودن کیانوش عیاری دعوت می‌شود و کیانوش عیاری قصه را برای او تعریف کرده و تهرانی از قصه خوشش می‌آید و می‌پذیرد. کم‌کم قرارها جدی‌تر می‌شود و او شروع می‌کند به تمرین، تحقیق و صحبت با بیماران قلبی. تهرانی درباره منتفی شدن بازی‌اش در این فیلم گفته: این پروسه تمرین و تحقیق دو سال طول کشید و من هم چون با فضا و شرایط سینمای ایران آشنایی نداشتم تا بدانم دوستان چه قدر به هم لطف دارند و چه
طور زیرآب هم را می‌زنند!
سلطان کیمیایی و علاقه‌مندی
به چیزهای قدیمی
بعد قرار می‌شود در فیلمی از مسعود کیمیایی با فیلم‌نامه‌ای با عنوان سیب سرخ هوا بازی کند که ساخت این فیلم توسط کیمیایی منتفی می‌شود و سعید اسدی آن را می‌سازد که خانم تهرانی نیز طبعا در آن حضور پیدا نمی‌کند. پس از آن دو مرتبه کیمیایی با او تماس گرفته و می‌گوید می‌خواهد یک کار خیابانی بیست روزه را کار کند که ممکن است خوب از کار در بیاید و احتمال دارد هم خوب در نیاید. خلاصه قرار می‌شود که در فیلم سلطان کیمیایی بازی کند.
وای چه قدر فاجعه‌ام
هدیه تهرانی اولین بار خودش را بر روی پرده سینما آزادی می‌بیند و آن طور که گفته از خودش خیلی بدش می‌آید. او در این باره در مصاحبه‌ای گفته: دفعه اول که خودم را روی پرده دیدم می‌خواستم برم زیر صندلی و قایم شوم. با خودم گفتم وای چه قدر فاجعه‌ام و این احساس هنوز هم در من وجود دارد و فرق چندانی نکرده است.
قرمز
فیلم قرمز که هدیه تهرانی در آن بازی کرد، فیلمی بود که در ابتدا و در فیلم‌نامه آن دیالوگ‌های شخصیت هستی با بقیه یکسان و یک لحن بود که در این خصوص هدیه تهرانی با فریدون جیرانی بحث می‌کرد چون شخصیت هستی شخصیتی مدرن و امروزی است پس باید دیالوگ‌ها را عوض کرد و یا در خیلی جاها این نقش باید با سکوت اجرا شود
و این اتفاق هم افتاد.
ماجراجویی‌های هدیه تهرانی
- سوال از هدیه تهرانی: قبول دارید که یکی از دلایل گرایش به بازیگری، تمایل شما به ماجراجویی و کنجکاوی است؟
- جواب: بله، کاملا.
همان‌طور که هدیه تهرانی خودش هم اعتراف می‌کند یک ماجراجو هست و همین حس کنجکاوی و ماجراجویی پای او را به خرابی‌های زلزله بم، بغداد، افغانستان و کردستان عراق می‌کشاند. او خودش در این باره گفته: هر جا ردی از ماجراجویی، موقعیت و تجربه چیزهای بکر و تازه باشد خطر را با جان و
دل می‌پذیرم و دنبالش می‌روم.
چالش با نقش
از نظر هدیه تهرانی چالش با نقش‌های مختلف، دلهره و اضطراب برای اجرای آن‌ها یک وسوسه درونی برای برای او بوده که آیا از پس این کارها برمی‌آید و یا می‌تواند آن‌قدر از خودش دور شود که فرضا یک زن کرد را که 10 سال هم از او بزرگتر است را قابل باور کند یا نه؟
بازی در دوئل
در فیلم دوئل احمدرضا درویش او ابتدا قرار می‌شود نقش سلیمه را بازی کند؛ نقشی که بعدها پریوش نظریه آن را بازی کرد. احمدرضا درویش نیز اعتقاد داشت که این نقش با توجه به متفاوت بودنش برای تهرانی در آن مقطع نقش ایده‌الی است و گرچه اجرای کاراکتر سلیمه در فیلم دوئل از نظر تهرانی اتفاق خیلی ویژه‌ای بود اما شرایط و تفاوت‌های نقش به نظر هدیه تهرانی برای شروع خیلی زیاد بود و احساس می‌کرد این نقش به او نمی‌خورد. البته وقتی او فیلم دوئل را می‌بیند به این نتیجه می‌رسد که می‌شد این کار را کرد و چندان توی ذوق نمی‌زد.
هدیه تهرانی و زمانه
زمانه اولین باری بود که می‌خواستم نقش فرعی بازی کنم و با خودم به این نتیجه رسیده بودم که به نقش‌های اول و حضورهای طولانی روی پرده عادت نکنم. ابتدا خیلی داستان فیلم را درک نمی‌کردم و صحبت‌های مفصل با آقای صلاحمند هم چیزی را حل نکرد. البته نقش در حد همین یکی دو دقیقه حضور نبود و جذابیت اولین تجربه نقش کوتاه در قبول کردن من تاثیر داشت. آن موقع شایعه‌های زیادی راه افتاد که من به خاطر حضور گلزار این نقش را قبول کرده‌ام در حالی که این کار هیچ ارتباطی به ایشان نداشت.
خاطره‌های عجیب مشهور شدن
او خاطره‌های عجیبی از مشهور شدن دارد؛ از مرد جوانی که مرتب با خانه او تماس می‌گرفته و بعدها تهرانی از طریقی متوجه می‌شود این مرد فکر می‌کند هدیه تهرانی همسرش است و از او 4 تا بچه هم دارد و یا دختر جوانی که پس از فوت مادرش تصور می‌کرد هدیه تهرانی مادر او است و یک بار هم که تهرانی از سفر شمال برمی‌گشته می‌بیند این
دختر روی تخت او خوابیده است.
تهرانی و چهارشنبه سوری
شوکران، کاغذ بی‌خط و چهارشنبه سوری از تحسین شده‌ترین فیلم‌های هدیه تهرانی هستند. او در مصاحبه‌ای درباره فیلم چهارشنبه سوری گفته است: فیلم‌های قبلی اصغر فرهادی را خیلی دوست داشتم و به همین دلیل پیشنهاد ایشان را مشتاقانه پذیرفتم و هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم روزی بخواهد با من کار کند. از همان زمان هم معتقد بودم فیلم خوبی خواهد شد و فرهادی مطمئن نبود بتوانم این نقش را خوب از کار دربیاورم. تردیدش به نظرم از جایی بود که دلش نمی‌خواست سایه هدیه تهرانی روی فیلم بیفتد و یک سوپر استار به معنای عامه‌پسند، فیلم را تحت الشعاع قرار دهد و روی فروش آن تاثیر بگذارد. به هر حال مشکوک بود و در واقع دلش می‌خواست من کار کنم اما این نگرانی را هم داشت.
فیلم‌های محبوب تهرانی
کاغذ بی‌خط، شوکران، خانه‌ای روی آب، شبانه و... برایم به معنای واقعی فیلم بودند و پارتی، قرمز و جایی برای زندگی را با کمی ترجیح دوست دارم و حس
خوبی به آنان دارم.
نسل جادویی، مستندی درباره تهرانی
نسل جادویی از جمله فیلم‌هایی است که هدیه تهرانی در آن بازی کرده و هنوز اکران نشد. ایرج کریمی در زمان تولید این فیلم درباره آن گفته است: با توجه به اين‌كه من سبك خودم را دارم و در عين حال كه تم فيلم نسل جادويي درباره‌ جوانان است و حرف‌هاي خودم را در آن مطرح كردم اما از لحاظ شيوه‌ كاري مي‌توانم بگويم این فيلم، يك نوع مستند درباره‌ هديه‌ تهرانی است.
سرقت لپ‌تاپ و دوربین
همین چند سال پیش بود لپ‌تاپ و دوربين ديجيتال هديه تهراني از اتومبيلش به سرقت رفت و در همان زمان اين بازيگر سينماي ايران در پي تماسي با خبرگزاري دانشجويان گفته بود: از دفتر كارم براي ملاقات مادرم به بيمارستان رفته بودم كه تا حدود ساعت 21 يا 22 طول كشيد و زمان بازگشت به پاركينگ بيمارستان با سرقت لپ‌تاپ و دوربين ديجيتال از اتومبيلم مواجه شدم. سارق يا سارقان به پول و ديگر اشيا قيمتي كه در اتومبيل بوده، كاري نداشته‌اند و صرفا لپ‌تاپ و دوربین ديجيتال كه محتوي مسايل كاري و شخصي‌اش بوده را سرقت كرده‌اند.
گربه‌های هدیه تهرانی
زمانی نشریه رویش در گزارشی درباره مشاهیر نوشته بود: خیلی از مشاهیر به نگهداری حیوانات خانگی علاقه‌مند هستند و مثلا معروف است که هدیه تهرانی یک لشکر گربه کوچک و بزرگ در خانه‌اش دارد.
عطر سوپراستار
چند سال پیش نیز خبری درباره تولید عطر هدیه تهرانی منتشر شد. نشریه ایراندخت در این باره نوشته بود: پس از دو سال مذاکرات پشت سر هم، کمپاني فرانسوي سرانجام موفق شد تا رضايت هديه تهراني را در مورد بو و رايحه عطر پيشنهادي جلب کند و به اين ترتيب مفاد قرارداد براي توليد عطر هديه تهراني در فرانسه و فروش آن در آسيا تکميل شد. اين مدت زمان البته بيش از همه نشان از سخت‌گيري هميشگي تهراني در مورد کارهايش داشت که کمپاني فرانسوي را مجبور کرد تا چندين بار اسانس و مواد عطر را تغيير دهد تا سرانجام عطر صورتي‌رنگ زنانه Love Forever هديه تهراني به بازار عرضه شود.
فضای مدرن با روح سنتی
تجربه او در بازسازی و تعمیر وسایل چوبی قدیمی و ساخت لوستر، طراحی صحنه و لباس کمک زیادی به وی در ایجاد فضایی مدرن با روح سنتی کرده است؛ چنانکه این فضا می‌تواند هم‌زمان جوابگوی چندین سلیقه متضاد باشد.
هدیه تهرانی آن طور که در این مصاحبه گفته اعتقاد دارد باید جایی زندگی کند که حس حیات، آرامش و رهایی داشته باشد. به همین خاطر در فضاهای داخلی خانه‌های اجاره‌ای هم تغییرات عمده ایجاد می‌کند و اصلا برای او مهم نیست که مالک خانه است یا یکی دو سال دیگر باید برود... بلکه برای او مهم است در این یکی دو سال آن‌گونه که
می‌خواهد زندگی کند.
هم‌چنان بی‌خانمان
هدیه تهرانی در ادامه گفته: خانه جایی است که فضایی باز و آرام داشته باشد، در زمستان گرم و در تابستان خنک باشد. من با تمام علاقه شخصی‌ام به اشیا و طراحی داخلی، تازه به این نتیجه رسیده‌ام که سال‌ها زحمت، مزاحمت، تغییر، اصلاح و جابه‌جایی اشیا را کشیده‌ام و هم‌چنان بی‌خانمان خواهم بود..به این دلیل است که به معماری سنتی علاقه پیدا کرده‌ام.
کشکی بسابیم و...
به اعتقاد تهرانی سرزمین ما سرزمین پهناوری است با ویژگی‌های خاص و متفاوت در هر منطقه ،اما چون گرایش ما بیشتر به مناطق سرسبز و خوش آب و هوا است، اعجاب زیبایی، آرامش و وسعت مناطق دیگر مثل
کویر را کمتر تجربه می‌کنیم. گاهی بد نیست به جای بازی بیلیارد در فضای بسته‌ای در شما کشور و یا جابه‌جا شدن از محیط شهری به منطقه‌ای سرسبز در تعطیلات آخر هفته و تکرار همان تجربه‌های شهری، در منطقه‌ای خشک و کویری چیزهای تازه‌تری را جایگزین کرد؛ مثلا با دست خود بر تارو پود قالی گره‌ای بزنیم، کشکی بسابیم، نانی بپزیم، پنبه‌ای بچینیم، گندمی درو کنیم... و با نگاه به وسعت کویر، دیدمان را وسعت بخشیم.