Logo3
Iran

ماه‌رویان- فرهنگ خوراکی غیرملموس برای جامعه است که برای رسیدن به آرامش سعی می‌شود تا به‌صورت همه جانبه به آن پرداخت شود. درجامعه ما عمتدا فرهنگ با کلمه‌ای از جنس روح لطیف انسانی یعنی هنر درآمیخته شده است و کمتر می‌شود در الفاظ و سخنان این دو را در کنار یکدیگر ندهند. در واقع فرهنگ و هنر دو مقوله به هم پیوسته‌اند که از روح آدمی سرچشمه می‌گیرد و در نظام اجتماعی مردمان ایران از اهمیت خاصی برخودار است. از آنجا که این دو مقوله برگرفته از ذات آدمی است و ریشه در فطرت او دارد مردمان ایران همواره در مسیر تعالی فرهنگی، ارتقا اخلاق و یگانه پرستی را جست‌وجو کرده‌اند. از همین منظر فرهنگ و هنر اسلامی نیز در نگاه این مردم برجسته است و مسئولان نیز بر فراگیر بدون و اهمیت آن دایم صحه می‌گذارند.

 

نخبگان معتقد هستند هنر و فرهنگ در جهت اثرگذاری بر عواطف، احساسات و هوش انسانی و یا به منظور انتقال یک معنا یا مفهوم خلق می شوند. در سالی که گذشت و در الگویی که مقام معظم رهبری برای مدیریت کشور طرح‌ریزی کردند «اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی» مدنظر قرار گرفت و دولت نیز سعی داشت تا در این مسیر گام بردارد. شاید بتوان به جرات گفت هیچ دولتی نتوانسته است در اجرای برنامه‌های خود به‌صورت کامل موفق عمل کند به‌ویژه در حوزه فرهنگ و هنر که صاحب‌نظران دینی و حرفه‌ای بسیاری دارد اما تلاش فرهنگی مردان دولت یازدهم برآن بود تا بتوانند کارنامه قابل قبولی را از خود به نمایش بگذارند. چند ماهی بیشتر از عمر دولت یاردهم نگذشته بود که برای اولین بار مقام معظم رهبری در دیدار با نمایندگان مجلس خبرگان صراحتا گفتند: «بنده نگران وضعیت فرهنگی هستم» و البته مشخصا این نگرانی خاصه به این دولت باز نمی‌گردد.
دلواپسی‌هایی که از نحوه عملکرد وزارت ارشاد در سال که گذشت وجود داشته به‌خصوص اظهارات وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در مسایلی چون ممیزی کتاب که اعضای کمیسیون فرهنگی مجلس نیز به آن اشاره دارند، باعث شده است تا نوعی نگرانی از آینده فرهنگی در میان برخی به وجود آید. پرواضح است که نمی‌توان تنها از یک وزارتخانه انتظار داشت که بتواند به تنهایی همه بار این مسئولیت را به دوش کشد.
جنتی پس از ابراز نگرانی مقام معظم رهبری سریعا بیانیه صادر کرد و به سخنان ایشان واکنش مثبت نشان داد و بازگشت به گذشته وی نیز نشان می دهد او فردی ولایتمدار و البته خواهان اصلاح در روند گذشته وزارت ارشاد است. رییس جمهور نیز در این مسیر حمایت هایی را از مرد فرهنگی خود کرده است بطوریکه در واکنش به کارت زرد مجلس به وزیر ارشاد صراحتا می گوید که نگران کارت های زرد مجلس نیست. مطمئنا جنتی در مسیر روحانی گام بر میدارد و چنانچه مجری سیاست های او در حوزه فرهنگ نباشد، از ترکیب دولت اعتدال جا خواهد ماند. در این مسیر افراطی گری در مقابله با مدیریت فرهنگی بی شک از مخالفت با مسیر دولت سرچشمه می گیرد. ماجرای تک خوانی زنان، حمایت از فیس بوک، اظهارات جنتی پیرامون ممیزی کتاب، حواشی جشنواره های فیلم و شعر فجر، صدور مجور برای کتب و .... تنها بخشی از حاشیه ها عمر وزارت ارشاد دولت روحانی است. حاشیه هایی که در سالی که گذشت
بیش از پیش افزایش یافت.
چالش اول
شاید چالش برانگیزترین موضوعی که پیش روی وزیر ارشاد در سال 93 قرار گرفت موضوع تک خوانی زنان بود. صدور مجوز تک خوانی زنان برای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در حالی دردسر ساز شد که این وزارت خانه در زمان های مختلف اعلام کرده که تاکنون هیچ گونه مجوز تک خوانی برای اجرای بانوان که مخاطبان آنها آقایان باشند، صادر نشده است. با وجود این برخی افراد معتقد هستند
که طی یک سال اخیر، زنان در برخی از کنسرت‌ها، تک خوانی داشته‌اند و این گروه همچنان بر مواضع خود پافشاری می‌کنند. پافشاری که گاه رنگ و بویِ
تهدید هم به خود می‌گیرد.
ماجرا ازچهاردهمین جشن خانه موسیقی در مهرماه سال 92، آغاز می شود. زمانی که داریوش پیرنیاکان، از اعضای هیات موسس خانه موسیقی می‌گوید: «موسیقی باید به رسمیت شناخته شود و فقها باید پاسخگو باشند که چرا می‌گویند موسیقی حرام است؟»
او همان شب، در بخشی دیگری از سخنان خود می‌گوید: «از خواسته‌های مهم خانه موسیقی پخش شدن صدای زنان است. نیمی از هنرمندان موسیقی زنان هستند، اما اجازه خواندن ندارند. فکر می‌کنم همه اهالی موسیقی درباره این خواسته‌ها یک صدا هستند.»
در پی سخنان پیرنیاکان و واکنش هایی که به آن می شود، هیئت مدیره خانه موسیقی اعلام می کند که «سخنرانی داریوش پیرنیاکان در روز جشن خانه موسیقی بیان نظرات شخصی او بوده و دیدگاه رسمی خانه موسیقی طی بیانیه‌ای اعلام شده است.»
داریوش پیرنیاکان، پس از یک هفته استعفا می دهد. او دلیل استعفای خود را خستگی از کار اجرایی عنوان می‌کند. در همین زمان است که در حاشیه رونمایی از نخستین و بزرگترین نهج‌البلاغه مطلا که 30 مهر در محل دفتر وزارتخانه فرهنگ و ارشاد اسلامی رونمایی می شود، یکی از خبرنگاران نظر وزیر ارشاد را دربارۀ تک‌خوانی زنان می پرسد. علی جنتی در پاسخ به پرسش این خبرنگار، با اشاره به اختلاف نظر علما در این‌باره می گوید: « اگر تک‌خوانی بانوان منجر
به مفسده نشود، اشکال ندارد.»
پس از این اظهارنظر، استفتاء گرفتن از علما شروع می شود. آیت‌ا... مکارم شیرازی، آیت‌ا...سیستانی، محمدجواد فاضل لنکرانی و... از جمله علمایی هستند که درباره تک‌خوانی زنان یا از آنان استفتاء می شود یا نظرات‌شان مورد بررسی قرار می گیرد. نتیج این استفتائات، تاییدکننده حرف علی جنتی است. در مورد این مسئله با هم اختلاف نظر دارند.
ماجرا به همین جا ختم نمی شود. چند روز بعد، خبرهایی در سایت ها مبنی تک خوانی یک زن در برنامه ای که وزیر ارشاد در آن حضور داشته است به سرعت در اینترنت منتشر می شود. خبری که علی رغم ادعایِ منتشر کنندگان عکس آن برنامه، هیچ نشانی از حضور وزیر ارشاد در آن نیست. در این عکس تنها مهدیه محمدخانی به همراه گروه موسیقی ماه، بر روی صحنه حاضر است.
8 آبان ماه 92 روابط عمومی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در اطلاعیه‌ای حضور وزیر فرهنگ و ارشاد را در مراسم تک‌خوانی این خواننده زن، تکذیب می کند. در متن این اطلاعیه آمده بود:« به دنبال درج مطلبی در برخی رسانه ها با تیتر «شایعه ی حضور وزیر ارشاد در مراسم تک خوانی زنان!» به آگاهی می‌رساند خبر مذکور به کلی عاری از صحت بوده و صرفا یک شایعه بی پایه و اساس است. خاطرنشان می‌شود وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی همزمان با این برنامه در جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی حضور داشته و خبر شرکت ایشان در مراسم خانه فرهنگ ایران نوعی خبرسازی مجعول است.»
چندی بعد علی جنتی در صحن مجلس دربارۀ این تصاویر می گوید: «آنچه بین نمایندگان پخش شده تصویر خانمی است که در خارج از کشور تک خوانی کرده و عکس را به گونه‌ای منتشر نموده اند که گویی در داخل این اتفاق رخ داده است. اگر می‌توانید یک سند ارائه دهید که ما مجوز این کار را داده‌ایم و چنین اقدامی صورت گرفته است.»
علی جنتی به کمیسیون فرهنگی مجلس فراخوانده می شود تا دربارۀ سخنان خود توضیحاتی دهد. صحبت های او حمید رسایی را قانع نمی کند و موجب می شود علی جنتی 17 دی ماه 92 به صحن علنی مجلس برود.
در این جلسه وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در مورد این‌که گفته می‌شود وی از تک‌خوانی زنان در موسیقی دفاع کرده، می‌گوید که تنها نظر علما را مطرح کرده است.
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در ادامه می‌گوید: «آقای رسایی در سوال خود این موضوع را مطرح کردند که هر نوع خوانندگی خانم‌ها مفسده‌انگیز است که این نظری قابل احترام است، اما ما معتقد هستیم برخی موارد مثل همان لالایی که در پایان تیتراژ فیلم مختار بود و برای آن هم اسفتسایی هم شد و گفتند که مشکلی ندارند، موارد دیگری هم هست».
جنتی تاکید می‌کند: «در این زمینه مراجع مختلف از حضرت امام تا آیت‌ا... اراکی در گذشته و سایر مراجع حاضر
نظراتی دارند اما آنچه برای ما مهم است نظر مقام معظم رهبری برای ما ملاک است. اگر نظراتی هم بیان می‌شود بیشتر به اتکا نظری است که ایشان ابراز کرده‌اند و نه چیز دیگری.»
هفتم مهرماه 93، مسئول هیئت خانواده شهدا و ایثارگران از شکایت رسمی دادستان تهران از وزیر فرهنگ و ارشاد به دلیل صدور مجوز برای تک‌خوانی زنان خبر می دهد.
پس از انتشار این خبر، مدیر کل دفتر موسیقی، سه شنبه ۸ مهر ،۱۳۹۳ نسبت به این خبر واکنش نشان می دهد. او در باره شکایتی که هیئت خانواده شهدا و ایثارگران از علی جنتی در مورد اجرای گروه «خنیا» کرده است، می گوید: خانم ملکی یک اجرای مخصوص بانوان دارند که فقط بانوان مخاطب کنسرت هستند که اگر هم تکخوانی صورت بگیرد مشکلی ندارد و ایشان یک اجرای دیگر هم با مخاطبان عام دارند که همخوانی هست و به هیچ وجه تک‌خوانی نیست. ما به ایشان مجوز تک‌خوانی ندادیم و اجرای ایشان هم‌خوانی بوده است. هم‌خوانی هم که از اوایل انقلاب بوده و هیچ محدودیتی در این زمینه نداشته‌ایم.
بسیج دانشجویی چهل دانشگاه کشور، 26 مهرماه در نامه‌ ای سرگشاده به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی نسبت به تک‌خوانی زنان در کشور اعتراض می کند. در پایان جلسه علنی 27 مهرماه حسین طلا، مرتضی آقاتهران، حسینعلی حاجی دلیگانی، سید محمود نبویان، سیدحسین نقوی حسینی، مسعود میرکاظمی، زهره طبیب زاده، لاله افتخاری، اسماعیل کوثری و نصراله پژمان‌فر نمایندگان تهران در مجلس به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی درباره ضرورت جلوگیری از تک خوانی زنان در مجامع تذکر می‌دهند. نگاهی به فعالیت‌های موسیقی در یکسال اخیر، نشان می‌دهد که در تمام این دوران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی همواره بر نظارت این وزارتخانه به تولید و اجرای آثار هنری براساس سیاست‌های فرهنگی نظام تاکید داشته است. به نظر می‌رسد آنچه که طیِ این یکسال در مورد اجرایِ تک خوانی زنان مطرح شده است، بهانه‌جویی‌هایی بیش نبوده است که تنها فشار بیشتر بر این وزارت خانه را در پی داشته است.
چالش دوم
چالش دوم جنتی در سالی که گذشت ماجرای ممیزی کتاب بود. وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در اولین نشست اعضا هیات نظارت بر کتب بزرگسال و کودک و نوجوان گفت: می‌توان با تمهیدات لازم، چاپ کتاب از سوی برخی از ناشرانی را که سابقه تخلف ندارند و یا نهادها و شخصیت‌هایی که نیاز به ممیزی و نظارت وزارت ارشاد ندارند، به خود آنها سپرد و این وزارتخانه بیشتر بر سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی تمرکز کند. این بار نیز جنتی به کمسیون فرهنگی مجلس فراخوانده شد. در این جلسه چندین سوال از وزیر فرهنگ پرسیده شد که شاید کمتر به ممیزی کتاب مرتبط بود.
در این جلسه درباره دو فعال موسیقی ایرانی که در خارج از کشور کشته شده و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاک سپرده شدند، مطرح شد که چرا وزارت ارشاد اجازه دفن آن دو را در بهشت زهرا داده است که وزیر پاسخ داد مسئله دفن به طور کلی بر عهده شهرداری و بهشت زهرا است، ولی از چند سال قبل یک تفاهم نانوشته ای بین وزارت ارشاد و شهرداری صورت گرفته بود که وزارت ارشاد نسبت به دفن در قطعه هنرمندان برای هنرمند بودن یا نبودن افراد نظر بدهد.
به گفته جنتی خانه موسیقی پیگیر دفن این دو در قطعه هنرمندان بود و از سوی دیگر پدر و مادر آنها از هنرمندانی هستند که در کشوری که مقبول جمهوری اسلامی ایران است، زندگی می کنند که برای رفع این مصیبت سنگین وارد شده به این خانواده سعی کردیم با آنها کمکی کرده باشیم و وزارت ارشاد در این حد وارد ماجرا شده و هیچ حمایتی نکرده است، از نحوه فعالیت آنها یا عملکردی که در خارج کشور داشته اند. طراح این سوال از پاسخ وزیر قانع شد اما عنوان کرد وقتی که چنین شایعه ای در جامعه مطرح می شود، وزارت ارشاد اطلاع رسانی درستی انجام دهد تا مردم فقط آن شایعه را نبینند که در اثر آن نشود از وزارت ارشاد یا هر وزارتخانه دیگری دفاع کرد.
قاسم جعفری سوال کننده دیگر از وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی بود که درباره علت لغو جشنواره افق نو سوال کرد که وزیر ارشاد پاسخ داد: زمان برگزاری این جشنواره اصلا در دولت یازدهم نبود، در تیر ماه 92 بوده است و برگزارکنندگان خودشان منصرف شدند.
جعفری سوال دیگری درباره علت لغو تئاتر رضوی طرح کرد که علی جنتی اعلام کرد در سال 92 به علت مشکلات هزینه‌ای این جشنواره برگزار نشد، اما جایگزین آن یک همایش علمی مربوط به امام رضا(ع) بود که با کیفیت بالا برگزار شد.
سوال دیگر قاسم جعفری مبنی بر اینکه چرا وزارت ارشاد نسبت به اظهارنظرهای برخی منتسبان امام(ره) که وی را با اظهارنظرهای خود زیر سوال می‌برند، واکنش نشان نمی‌دهد، در این جلسه مطرح شد که جنتی در پاسخ به این سوال اشاره کرد که در حقیقت اگر هر کسی در جامعه هر حرفی بزند وزارت ارشاد موظف نیست به آن پاسخ دهد، اما اگر آن حرف در قالب مطبوعات مطرح شود، بر اساس قانون مطبوعات با آنها برخورد خواهد شد.
چند سوال زهره طبیب‌زاده نیز از دیگر اتفاقات جلسه آن روز کمیسیون بود. این نماینده درباره علت مجوز دادن به نشر چشمه که در گذشته تخلفات زیادی داشته سوال کرد و آقای جنتی پاسخ داد دو سال فعالیت نشر چشمه متوقف شده بود و طبیعتا بعد از انقضاء مدت تعلیق فعالیت آنها تعهد گرفتیم تا هیچ تخلفی از آنها رخ نداده و به طور کامل ضوابط قانونی نشر کتاب را رعایت کنند.
سوال دوم طبیب‌اده درباره ممیزی کتاب بود که آقای جنتی پاسخ داد: من نگفتم که ممیزی کتاب نباید وجود داشته باشد، از قول من حرف دیگری زدند، من گفتم باید سلیقه‌ای رفتار نشده و طبق قانون برخورد شود.
با آنکه نحوه برخورد و طرح سوال و قانع شدن نمایندگان در مورد ممیزی کتاب نشان می‌دهد که این موضوع اصلا قابلیت جنجال‌برانگیز شدن را نداشت اما نحوه عملکرد مخالفان جنتی و دولت نشان داد از کاه ممیزی کوهی می‌توان ساخت برای به چالش کشیدن یک وزیر.
چالش سوم
در سالی که گذشت کنسرت‌های موسیقی با حاشيه‌هايي همراه بود. بعضي از كنسرت‌ها لغو شد. وزارت ارشاد با نيروي انتظامي وارد مذاكره شد و شيوه‌نامه‌اي تهيه‌ كردند تا مشكل لغو كنسرت‌هاي از طرف نيروي انتظامي حل شود. روند لغو كنسرت‌ها در دولت جديد حتي بيشتر از قبل شده و حتي حميدرضا نوربخش، مديرعامل خانه موسيقي هم از اين ماجرا گلايه كرد. خبرگزاري ايرنا از لغو حدود 20 كنسرت در سال گذشته خبر داده بود و در مقابل حسين‌ نوش‌آبادي، سخنگوي وزارت ارشاد گفته بود كه نمي‌توانند در برابر لغو كنسرت‌ها كاري انجام دهند. كنسرت‌هاي موسيقي ليان در شيراز، كنسرت سيروان خسروي در بوشهر، كنسرت عماد طالب‌زاده در اراك، كنسرت شهرام ناظري در نيشابور، كنسرت گروه آرون در مشهد، كنسرت گروه عرفان در اصفهان، كنسرت وحيد تاج در يزد و كنسرت محسن يگانه در اروميه تنها تعدادي از كنسرت‌هاي لغو شده در طول يك سال گذشته هستند. كنسرت‌هايي كه همگي مجوز وزارت ارشاد را هم داشتند اما به خصوص در شهرستان‌ها به دلايلی جلوي برگزاري آنها گرفته شد. البته چند جايي هم با مداخله نيروي انتظامي ماجرا ختم به خير شد؛ از جمله شب اول كنسرت گروه ليان در بوشهر كه با وجود تجمع اعتراض‌آميز جلوي در سالن و چند ساعت تاخير بالاخره با حضور نيروي انتظامي برگزار شد. البته اين نكته را هم بايد ذكر كنيم كه اجراهاي بعدي‌شان كنسل شد. به نظر مي‌رسد موضوع فراتر از تفاهم‌نامه ارشاد و نيروي انتظامي است چون در بعضي شهرستان‌ها اصلا كسي براي مجوز ارشاد احترام قایل نيست. نكته بعدي كنسرت‌هايي بود كه برگزار شدند اما با هزار دردسر.
نمونه مهم‌شان كنسرت سالار عقيلي در طرقبه مشهد بود و كنسرت قاسم عاليم‌اف، هنرمند بزرگ آذربايجاني در تهران. در ميانه كنسرت عقيلي، حرير شريعت‌زاده همسر او را كه نوازنده دف و پيانو است از روي صحنه پايين آوردند. البته كه عقيلي به خاطر مردمي كه پول بليط داده بودند به اجرايش ادامه داد ولي جو ناخوشايندي كه بر اين كنسرت حاكم شد، تا آخر احساس مي‌شد. كنسرت عقيلي در مشهد بود كه هميشه براي اجراي موسيقي در آن حاشيه‌هايي وجود دارد اما براي اجراي آخر كنسرت قاسم عاليم‌اف در تهران واقعا نمي‌شود توجيهي آورد. در حالي كه شب قبل‌تر بدون دردسر كنسرت عاليم‌اف اجرا شده بود، شب آخر مانع حضور دخترش كه همه جا پدر را به عنوان همخوان همراهي مي‌كند و خودش هم موزيسين مشهوري است،
روي سن شدند. اتفاقي كه باعث پريشاني قاسم‌اف شد كه مهمان ما بود.
اما عجيب‌ترين لغو كنسرت‌هاي سال گذشته مربوط به خود خوانندگان بود. كنسرت فرزاد فرزين در ايلام از طرف خود اين خواننده لغو شد. مسئول برگزاري اين كنسرت مي‌گفت كه فرزين صبح روز اجرا موبايلش را از دسترس خارج كرده و طبق برنامه هم به ايلام سفر نكرده است اما مديربرنامه‌هاي فرزين گفت كه آنها به دليل مشكل حنجره فرزين مجبور شده‌اند كنسرت همان روز را لغو كنند و تازه دلخور هم بودند كه چرا اجراي شب‌هاي بعد بدون اطلاع آنها حذف شده است. بعد از فرزين هم نوبت بنيامين بود كه به دليل بيماري كنسرتش در آبيك را حذف كند.
اين سه مدل لغو كنسرت در سال گذشته بود: عوامل خودسر و مشكلات در شهرستان‌ها، نوازندگان و همخوانان زن و بيماري خوانندگان و وزارت ارشاد در مقابل هيچ‌كدام از اين حمله‌ها نتوانست مقاومتي کند و درنهايت كنسرت‌ها لغو شدند و مخاطبان آن سرگردان.
هرچند همیشه از تاثیر کنسرت موسیقی بر فساد گفته شده ولی متاسفانه تاکنون مشخص نکرده‌اند که کنسرت موسیقی به چه نوع فسادی منجر می‌شود.
چنین به نظر می‌رسد که برخی تصوری از کنسرت موسیقی ندارند چرا که برگزاری کنسرت در ایران، تفاوت چندانی با تماشای یک فیلم در سینما ندارد. کنسرت از جمله برنامه‌هایی است که اکثر مخاطبان آن خانوادگی حضور می‌یابند؛ یعنی زن و شوهر با یکدیگر و در مواردی با فرزندان. از این‌رو چگونه ممکن است محیطی که فضای آن خانوادگی است، به فساد آلوده باشد و موجب افزایش آن شود.
این در صورتی است که خانواده‌ها در ایران از هر قشر و گروهی مهمترین نهاد کنترل اجتماعی محسوب می‌شوند به‌وی‍ژه مکان‌هایی که خانواده‌های متعددی در آن حضور می‌یابند، کنترل اجتماعی در آن به میزان بسیار زیادی افزایش می‌یابد.
علاوه بر این‌که حراست و مسئولان سالن مراقبت‌های ویژه خود را اعمال می‌کنند. برخی گفته‌اند لغو کنسرت به مصلحت جامعه بوده که ضروری است افکار عمومی در این زمینه و در دیگر موارد قانع شود که چه مصلحت عمومی موجب جلوگیری از برگزاری برنامه‌های هنری می‌شود؟ براساس چه ادله‌ای برگزاری کنسرت موسیقی با مصلحت جامعه منافات دارد؟ علاوه بر این که مصلحت عمومی هنگامی معنا می‌یابد که انجام یک امر یا جلوگیری از انجام آن به نفع و خیر عمومی باشد. این در صورتی است که اقشار گوناگون مردم از برگزاری کنسرت و شرکت در آن استقبال می‌کنند.
کافی است در همان مشهد، یک نظرسنجی انجام شود و حداقل این ٣محور در آن لحاظ شود: اول، تا چه حد با برگزاری کنسرت موسیقی در مشهد موافق هستند، دوم، تا چه حد برگزاری کنسرت موسیقی را در مشهد با چهره مذهبی این شهر در منافات می‌بینند و سوم، تا چه حد علاقه‌مند به شرکت در کنسرت موسیقی هستند؟ نتیجه این مطالعه می‌تواند میزان اتکای لغو کنسرت‌ها را به افکارعمومی و مصلحت جامعه به خوبی نشان دهد.
بی‌توجهی به روندهای قانونی، از جمله فرآیندهای اخذ مجوز و در نهایت جلوگیری از برگزاری آن با بهانه‌های گوناگون، از جمله مصلحت جامعه، بدون این‌که جامعه نسبت به آن قانع شود و افکارعمومی آن را بپذیرد، موجب وهن نهادها و سازمان‌های مسئول، بی‌اعتباری آنها و بی‌اعتمادی اجتماعی و در نهایت تضعیف سرمایه اجتماعی می‌شود.
لغو کنسرت دارای مجوز که مردم با خرید بلیت آن خود را برای شرکت در آن حاضر کرد‌ه‌اند، در قد و قواره همان کنسرت باقی نمی‌ماند و خواسته و ناخواسته به اعتبار و اعتماد عمومی نسبت به فرد و سازمان صادرکننده مجوز و لغوکننده آن نیز لطمه می‌زند؛ مگر آن که مشخص شود، مصلحت
به واقع عمومی‌تر و مهم‌تری وجود داشته است، مثلا سالن کنسرت فاقد امنیت لازم بوده و دارای بنیان‌های سستی است که ممکن است با فروریختنش لطمات جبران‌ناپذیری را به بسیاری از خانواده‌ها وارد کند.
پرده آخر نمایش موسیقی
در اسفندماه سال 1393 جمعی از فعالان حوزه‌ی موسیقی در مقابل خانه موسیقی تجمع کردند و درباره‌ لغو کنسرت‌ها و ایجاد محدودیت برای برخی نوازندگان اعتراض کردند. اعضای خانه موسیقی برای یک درد مشترک گردهم جمع شدند تا خواسته‌های خود را بیان کنند. تجمع‌کنندگان معتقد بودند رفتارها تا جایی پیش رفته که دیگر به جامعه موسیقی توهین می‌کنند.
آنها می‌گویند: «ما جامعه‌ای خدمت‌گزار و سازنده بوده‌ایم و حتی از شروع انقلاب اسلامی نیز حضور جدی داشته‌ایم. هر وقت بخواهند یاد و خاطره انقلاب اسلامی را زنده کنند مگر از چیزی به‌جز موسیقی استفاده می‌کنند. حضور موسیقی در همه عرصه‌ها چشمگیر است. پس چطور اینقدر راحت به این جامعه توهین می‌کنند و می‌گویند موسیقی در هر شکلش مطرب‌بازی است، آیا جامعه موسیقی این توهین را تحمل می‌کند؟»
حالا باید دید فرهنگ و هنر ایران در سال آینده که قطعا سال پرچالش‌ تری خواهد بود، چگونه از دریای مواج انتقادات و نگاه‌های سلیقه‌ای عبور می‌کند و دولت چگونه می‌تواند اقبال هنرمندان به خود را حفظ کند؟