Logo3
نقد آخرین ساخته هومن سیدی

هومن سیدی کارگردان، نویسنده و بازیگر جوان سینما وتلویزیون، پس از ساخت فیلم‌های آفریقا، سیزده، اعترافات ذهن خطرناک من، بهمن امسال با خشم وهیاهو با بازی نوید محمدزاده، طناز طباطبایی و رعنا آزادی ور به استقبال پانزدهمین جشنواره فیلم فجر آمد و در سومین روز ازجشنواره با استقبال خوبی مواجه شد.


گرچه کارنامه هنری این بازیگر وکارگردان جوان حاکی از این است که مردم کارهای وی را پسندیده و نامش به عنوان سازنده فیلم‌های معمایی در ذهن مخاطبین جای خود را باز کرده است؛ به گونه‌ای که در اعترافات ذهن خطرناک من که چندی پیش درسینمای هنر وتجریه اکران شد، برنده سیمرغ بلورین برای بهترین طراح صحنه و لباس، بهترین صدابرداری وصداگذاری و بهترین بازیگر نقش اول مرد را از آن خود کرد.

تداعی‌کننده زندگی ناصر محمدخانی


خشم و هیاهو آخرین ساخته سیدی به گفته برخی منتقدین رونمایی از زندگی فوتبالیست مشهور ناصر محمدخانی و قتل همسرش را در ذهن مخاطبین تداعی می‌کند.
اما داستان این فیلم درباره خواننده‌ای معروف است که نوید محمدزاده نقش آن را بر عهده دارد و با آمدن دختری جوان زندگیش به یکباره بهم می‌ریزد و سرانجام همسر این خواننده به طرز مشکوکی به قتل می‌رسد.
خشم و هیاهو با موضوع به ظاهر کلیشه‌ای عشق وخیانت در چشم بیننده به نظر می‌رسد که در اواسط فیلم متوجه خواهیم شد در زیر پوست این اثر هدف‌های دیگری نهفته است و آنقدر حرفه‌ای به شیوه نوین عمل شده که هدف و مضمون به یکباره تغییر پیدا کرده ومشخص می‌کند سیدی حرف تازه‌ای برای گفتن دارد.
فیلم با این روند آغاز می‌شود که خواننده معروفی به اسم خسرو پارسا با همسر و فرزندش زندگی خوب و صمیمی دارد اما با مزاحمت‌های دختری جوان به عنوان طرفدار عاشق پیشه کانون خانواده از هم می‌پاشد و منجر به خودکشی همسر خواننده با بازی رعنا آزادی ور می‌شود و در نهایت پس از گذشت چند ماه در بستر و به طرز مشکوکی به قتل می‌رسد.در این فیلم همه چیز به درستی پیش رفته اما برخی ازهم گسیختگی‌ها ودوگانگی صحنه‌ها، برداشت‌هایی ابهام آمیز را در بیننده ایجاد می‌کند و از نیمه فیلم هر برداشتی که مخاطب می‌کند به یکباره وارونه جلوه می‌کند و مخاطب را بهآزمون و خطا می‌اندازد.

ابهامات موجود در فیلم


در فیلم ابهامات بسیاری به چشم می‌خورد. اینکه کدامیک از این دوشخص خواننده یا دختر عاشق با بازی طناز طباطبایی وارد زندگی دیگری شده است؟ چون این بخش از فیلم را به دو صورت می‌بینیم و هرکدام به شیوه متفاوت. آیا خسرو پارسا واقعا عاشق است؟ و یا همانطور که می‌گوید فریب خورده یا فریب داده است؟ و در آخر قاتل به درستی قابل تشخیص نیست. و از دیگر ابهامات فیلم این است که خشم و هیاهو ازهم تفکیک نشده و مشخص نیست از جانب چه کسی است؟
به عقیده من اسم فیلم با آن هم خوانی ندارد.
محتوای معماگونه که بیننده را تا آخرین لحظه کنجکاو و مشتاق نگه می‌دارد و همچنین بازی تاثیرگذار و جذاب طناز طباطبایی و نوید محمدزاده و آهنگسازی کارن همایونفر از نقاط قوت فیلم می‌باشد.
از دیگر نکات برجسته فیلم برخلاف ظاهر آن که کلیشه می‌نماید به هدف غیرکلیشه‌ای می‌رسیم. سیدی می‌خواهد بگوید اجرای عدالت در محکمه به سختی قابل تشخیص و گاه محال می‌آید و حرف‌های ضد ونقیض متهمین که قاضیان و محکمه را
به شک می‌اندازد.
همچنین اشاره به زندگی هنرمندان که همه جوره زیر ذره‌بین مردم و رسانه‌ها هستند و یک اتفاق یا حادثه برای یک هنرمند پرحاشیه عواقب بیشتری نسبت به یک فرد عادی دارد و اثرات آن گریبانگیر اطرافیان و فرزندان آنان نیز می‌شود. همانطور که در فیلم به فرزند کوچک مقتوله اشاره شده که چه آینده‌ای در انتظار وی است؟ آیا سرزنش نمی‌شود؟ آیا می‌تواند درس بخواند یا ازدواج کند؟ این‌ها دیالوگ‌های نوید محمدزاده در محکمه در دفاع از نسل هنرمندان است.

یک حس خوب


درکل می‌توان گفت خشم وهیاهو حس رضایتمندی از دیدن یک فیلم خوب را در مخاطب ایجاد کرده و سیدی وظیفه خود را به خوبی به سرانجام رسانده است اما حس مکرر برخی از صحنه‌ها و آشنایی بعضی دیالوگ‌ها بسیار به چشم می‌آید. مثلا زمانی که حنا (طناز طباطبایی) برای اعدام حاضر می‌شود و با پاهای لرزان و لنگان به محکمه می‌رود و بسیار شبیه همین صحنه در هیس دختران فریاد نمی‌زنند می‌باشد.
یا برخی دیالوگ‌های زمان بازجویی، این فیلم را در خاطر می‌آورد و اینکه همسر خواننده در طول فیم سخن از عدم سازگاری وی با شوهرش و شکاک بودن او به میان می‌آید؛ به طوری که با توجه به کمرنگ بودن نقش رعنا آزادی‌ور در نقش مقتول و همسر خواننده، همان چند دقیقه‌ای که در فیلم بازی می‌کند هیچ اثری از دعوا یا شکاکی او به نظر نمی‌رسد یا خیلی اندک به آن پرداخته شده است.
نوید محمدزاده جز اینکه مردی اخمو و عصبی است چیزی به بیننده نمی‌دهد و حتی یک لبخند در صورت وی دیده نمی‌شود را تا اواسط فیلم بسیار خوب اجرا کرده اما احساسش برای عاشق بودن یا عاشق نمایی کردن کافی و مقبول نیست.
ابهام و تناقض در این فیلم بیداد می‌کند که البته این ابهامات هم از نکات مثبت و هم ضعف فیلم به شمار می‌رود. ابهام خوب است و اینکه همه چیز در یک فیلم مشخص و محیا برای بیننده فراهم نباشد به طوری که حوصله بیننده سربرود اما ابهام بیش ازحد هم بیننده را گیج به خانه می‌فرستد.

یک صحنه‌ ماندگار


از صحنه‌های ماندگار فیلم لحظه‌ای است که دختر جوان به قصد گفتن حقیقت می‌آید اما فقط دقایقی در چشم حاضرین زل می‌زند.
در صحنه آخر فیلم مشخص نیست که متهم بی‌گناه قصاص می‌شودیا خیر؟ با این تصویر که ازصندلی کهنه سلول بالا می‌رود و دستش را به میله پنجره می‌گیرد، فیلم به پایان می‌رسد.
به هرصورت هر فیلمی با نکات قوت و ضعفی مواجه است و کارنامه پربار هومن سیدی تضمینی بر پرفروش بودن آن در زمان اکران خواهد بود. لازم به ذکر است این فیلم جایزه بهترین فیلم‌برداری را در سی وچهارمین دوره فیلم فجر و جایزه ویژه کارگردانی از هیات داوران را به خود اختصاص داد.

ماه رویان شماره : 325