Logo3
فقر مطالعه در ایران

نقش نظام آموزشی در گسترش و نهادینه ساختن فرهنگ مطالعه و کتابخوانی کلیدی و سرنوشت‌ساز است.

سیستم‌ آموزشی‌ نقش‌ مهمی‌ در شکل‌گیری‌ شخصیت‌ افراد دارد بخصوص‌ در مقاطع‌ راهنمایی‌ و دبیرستان. در این‌ دوره‌ حتی‌ ممکن‌ است‌ آنچه‌ که‌ فرد در خانواده‌ تحت‌ تاثیر اعضای‌ آن‌ یاد گرفته، به‌ کلی‌ تغییر دهد یا اصلاح‌ کند.


متاسفانه‌ در کشور ما برای‌ ایجاد شوق‌ و رغبت‌ نسبت‌ به‌ کتاب‌ و مطالعه‌ در مدارس‌ عمل‌ نشده‌ است. غیر از اینکه‌ یک‌ حرکت‌ یا برنامه‌ مشخصی‌ برای‌ مطالعه‌ نداریم، کتابخانه‌های‌ مدارس‌ چندان‌ جدی‌ عمل‌ نمی‌کنند و ما در موجودی‌ کتابخانه‌ و اداره‌کنندگان‌ آن‌ شاهد هستیم‌ که‌ مساله‌ مطالعه‌ خیلی‌ حاشیه‌ای‌ و پیش‌‌پا افتاده‌ تلقی‌ می‌شود.
در این‌ میان‌ غالبا از بین‌ معلمان‌ و دبیران‌ کسی‌ که‌ مقدار علاقه‌ای‌ به‌ مطالعه‌ داشته‌ باشد به‌ عنوان‌ کتابدار انتخاب‌ می‌شود، ولو هیچگونه‌ اطلاعی‌ از کتاب‌ و کتابداری‌ نداشته‌ باشد، در این‌ مورد صرفا همان‌ علاقه‌ کم‌ کفایت‌ می‌کند و حتی‌ گاهی‌ کتابدار از بین‌ خود دانش‌آموزان‌ انتخاب‌ می‌شود بدون‌ اینکه‌ بتواند در میان‌ بچه‌ها جذابیت‌ و ترغیبی‌ برای‌ مطالعه‌ ایجاد کند.
همین‌ بی‌توجهی‌ باعث‌ نزول‌ سطح‌ مطالعه‌ در بین‌ جوانان‌ و نوجوانان‌ می‌شود، در حالی‌ که‌ شالودهِ شوق‌ به‌ مطالعه‌ و کتابخوانی‌ در دبستان، مدرسهِ‌ راهنمایی‌ تحصیلی‌ و دبیرستان‌ گذاشته‌ می‌شود. آمار جدید وزارت‌ ارشاد درباره‌ میزان‌ مطالعه‌ در ایران‌ و سایر کشورهای‌ آماری‌ متاثرکننده‌ است.

متوسط ساعت مطالعه در جهان


بر اساس‌ این‌ آمار در می‌یابیم‌ که‌ بیشتر افراد در کشور ما دقایق‌ محدودی‌ را به‌ مطالعه‌ اختصاص‌ می‌دهند، در حالی‌که‌ در برخی‌ از کشورها متوسط‌ ۴ ساعت‌ مطالعه‌ در روز وجود دارد. تفاوت‌ گاه‌ به‌ حدی‌ است‌ که‌ نشانه‌ای‌ غم‌انگیز از عدم‌ رغبت‌ و علاقه‌ مردم‌ ما به‌ مطالعه‌ و کتاب‌ را به‌ رخ‌ می‌کشد.
طبق‌ آمار کنفرانس‌ بین‌المللی‌ کتابداری‌ و اطلاع‌رسانی‌ در هر جامعه‌ای‌ برای‌ هر ۳ تا ۵ هزار نفر باید یک‌ کتابخانه‌ عمومی‌ وجود داشته‌ باشد و اگر ما حداقل‌ استاندارد را در نظر بگیریم‌ باید برای‌ هر ۵۰۰۰ نفر یک‌ کتابخانه‌ وجود داشته‌ باشد، یعنی‌ در کشور ما باید حدود ۱۴۰۰۰ کتابخانه‌ عمومی‌ وجود داشته‌ باشد درحالی‌ که‌ طبق‌ آمار ارایه‌ شده‌ حدود ۱۵۰۰ کتابخانه‌ داریم‌ و اگر کتابخانه‌های‌ مدارس، حوزه‌های‌ علمیه‌ و مساجد و غیره‌ را هم‌ در نظر بگیریم‌ در مجموع‌ حدود ۴۰۰۰ کتابخانه‌ عمومی‌ داریم‌ و این‌ بدین‌ معنا است‌ که‌ ۱۱۰۰۰ کتابخانه‌ کم‌ داریم.
به‌ عبارت‌ دیگر از هر ۱۰۰ کتابخانه‌ که‌ باید داشته‌ باشیم‌ تنها ۲۰ کتابخانه‌ داریم. در این‌ صورت‌ یک‌ نوجوان‌ یا جوان‌ ۵ بار کمتر کتابخانه‌ می‌بیند. در بسیاری‌ از مواقع‌ نوجوان‌ یا جوان‌ از وجود جایی‌ به‌ نام‌ کتابخانه‌ بی‌اطلاع‌ است یعنی‌ کتابخانه‌ در جایی‌ قرار گرفته‌ که‌ در معرض‌ دید و در دسترس‌ افراد قرار نگرفته‌ است‌ و این‌ باعث‌ می‌شود کتاب‌ جزو انتخاب‌های‌ فرد نباشد و اگر شخص‌ وقت‌ یا ساعتی‌ برای‌ فراغت‌ داشته‌ باشد به جای‌ کتاب‌ خواندن، به‌ سوی‌ رفتارهای‌ هنجار یا ناهنجار یا تفریحات‌ سالم‌ و ناسالم‌ درکنار دوستان‌ و همسالان‌ خود کشانده‌ می‌شود اما او این‌ را نمی‌داند که‌ می‌تواند در این‌ اوقات‌ فراغت،‌ ساعتی‌ را به‌ کتاب‌ خواندن‌ اختصاص‌ بدهد و به‌ مطالعه‌ بپردازد.

ملتی با قدیمی‌ترین و غنی‌ترین کتابخانه‌ها


ما ملتی‌ هستیم‌ که‌ قدیمی‌ترین‌ و غنی‌ترین‌ کتابخانه‌های‌ دنیا را داشتیم. در کتابخانه‌ خواجه‌نصیرالدین‌ طوسی‌ (مراغه) بیش‌ از ۴۰۰ هزار جلد کتاب‌ و نسخه‌ خطی‌ قدیمی‌ وجود داشت‌ که‌ نگارش‌ هر کدام‌ از این‌ نسخ‌ همزمان‌ با دوره‌ای‌ است‌ که‌ در اروپا عدد کتاب‌های‌ کتابخانه‌های‌ بزرگ‌ و قدیمی‌ آنها به‌ ۱۰۰ یا کمتر از ۱۰۰ کتاب‌ نمی‌رسید و این‌ در حالی‌ بود که‌ در کتابخانه‌های‌ معمولی‌ ما حدود ۲۰۰ یا ۴۰۰ هزار جلد کتاب‌ وجود داشت.

نسل جدید جز تلویزیون چیزی ندیده است


وقتی‌ امروز ما نسلی‌ داریم‌ که‌ در خانواده‌ جز تلویزیون‌ چیزی‌ ندیده‌ و کتابخانه‌ و کتابخوان‌ در خانه‌ نداشته‌ است‌ و در مدرسه‌اش‌ کتابخانه‌ بیشتر شبیه‌ به‌ یک‌ انباری‌ خاک‌ گرفته، بسته‌ و غیرقابل‌ استفاده‌ بوده‌ و در جامعه‌ چیزی‌ به‌ عنوان‌ کتابخانه‌ ندیده‌ است، چه‌ توقعی‌ می‌توان‌ داشت‌ که‌ در جامعه‌ آن‌ موجی‌ که‌ در جوامع‌ دیگر در ارتباط‌ با روزآمد کردن‌ اطلاعات‌ و ارتباط‌ آن‌ با شغل‌ افراد ایجاد شده‌ است‌ خود را نشان‌ بدهد؟ نقش‌ ‌جامعه‌ به‌ عنوان‌ سومین‌ عامل‌ تاثیرگذار در شخصیت‌ افراد می‌تواند تاثیر منفی‌ یا مثبت‌ در ایجاد یا از بین‌ بردن‌ یک‌ رفتار یا عادت‌ خوب‌ و بد داشته‌ باشد.
محمدرضا گودرزی معتقد است، با وجود نزدیک به دو هزار نویسنده، تیراژ 700 نسخه‌ای کتاب نشان می‌دهد خود نویسندگان هم کتاب‌های خودشان را نمی‌خوانند.
این نویسنده درباره وضعیت نشر کتاب و ادبیات در سال جاری می‌گوید: همه معتقدند وضعیت نشر بهتر نشده است و البته این بهتر نشدن اوضاع تنها به مشکل مجوزها مربوط نمی‌شود. این افت بازار نشر به چندین عامل بستگی دارد.
او با بیان این‌که «حتی نویسندگان هم در این رکود موثر هستند»، بیان می‌کند: من در این یکی - دو سال، کار شاخصی از مولفان ندیده‌ام. برای بهتر شدن اوضاع راه‌حل‌های مختلفی بررسی شده است. سیاست‌های دولت، روش‌های نویسندگان، سیاست‌های ناشران و وظایف خوانندگان نسبت به ادبیات داخلی و خارجی از این عوامل و  راه‌حل‌ها هستند.

نویسندگان از عوامل مهم افت بازار نشر


گودرزی خود نویسندگان را یکی از عوامل مهم افت بازار نشر می‌داند و می‌گوید: تیراژ کتاب به 700 نسخه رسیده است همین 700 نسخه هم دو، سه سال زمان می‌برد تا فروش برود. اگر به طور میانگین فرض کنیم در ایران دوهزار نویسنده داریم متوجه خواهیم شد حتی خود نویسندگان هم کتاب‌های خودشان را نمی‌خوانند.
او درباره راه‌حل افت وضعیت نشر بیان می‌کند: عوامل موثر در افت وضعیت نشر را می‌توان به تفکیک بررسی کرد. عوامل اقتصادی، عوامل فرهنگی، کتاب‌ نخواندن مردم و... می‌تواند موثر باشد ولی در مجموع چیزی که واضح و مشخص است این است که وضع ادبیات خوب نیست و رکود شدیدی در بازار نشر جاری است.
گودرزی قلم نویسندگان را کلید قفل افت بازار نشر معرفی می‌کند و می‌گوید: این وضع نابسامان نشر، عوامل مختلفی دارد و هر کدام را که درست کنیم دیگری باقی می‌ماند. شاید زمان ببرد اما باید برای بهبود اوضاع، کار کرد. نویسندگان به شکلی بنویسند که مخاطب را جذب کنند، حرف برای گفتن داشته باشند و حرف‌های‌شان هم عمق داشته باشد.
او درباره مخاطب نیز تصریح می‌کند: مخاطبان هم باید هزینه کنند، کتاب بخرند که ناشر به چاپ ترغیب شود و از دیگر سو کتابی را که می‌خرند بخوانند. حتی کسانی که در کارگاه‌های داستان‌نویسی شرکت می‌کنند هم بیش از آن‌که میل به خواندن داشته باشند، میل به نوشتن دارند.
این نویسنده و منتقد با بیان این‌که «سیاست‌های دولت هم بر بازار نشر تاثیر می‌گذارد» اظهار می‌کند: در چنین شرایطی دولت هم سیاست‌های خاص خودش را دارد. در ابعاد مختلف چه ارشاد و چه سیاست‌های اقتصادی نشر از جمله تهیه کاغذ، ابزار نشر، تهیه و توزیع و... دولت باید کنترل داشته باشد.
او با تاکید بر این‌که «دولت باید خودش وارد کار شود» می‌افزاید: وقتی می‌گویند بازار آزاد یعنی هر کسی کاری را که به نفع شخصی‌اش است انجام می‌دهد. در چنین وضعیتی کتاب ساز و کار کالا را پیدا می‌کند. همین وضعی که الان شاهدش هستیم به وجود می‌آید که کتاب هر روز گران‌تر می‌شود و مردم هم کتاب‌های منتشرشده را نمی‌خوانند.
محمدرضا گودرزی در معرفی کتاب‌های خوبی که امسال خوانده است بسته پیشنهادی‌اش را به چهار کتاب داخلی و خارجی محدود می‌کند
و می‌گوید: کتاب‌های خوبی در دو، سه ماه اخیر خوانده‌ام البته کتاب‌های قدیمی بهتر بودند اما پیشنهاد می‌کنم مردم رمان «دزد» از فوری نوری ناکامورا،‌ «باغ همسایه» از خوسه دونوسو، «جا ماندیم» از بهناز علی‌پور و مجموعه داستان «من خنگ‌ترین دختر روی زمینم» نوشته رویا هدایتی را بخوانند.
او درباره آثار در دست انتشار خود هم می‌گوید:
«چه کسی بود صدا زد بنجی» داستان بلندی است که توسط نشر ثالث منتشر خواهد شد. این کتاب مراحل پایانی خود را می‌گذراند و احتمال دارد تا نمایشگاه کتاب برسد. داستان فضای فانتزی و درونمایه اجتماعی دارد و کمی چاشنی طنز با آن همراه شده است. در شخصیت‌های اصلی این کار گربه وجود دارد که حرف می‌زند. مجموعه داستان کوتاه «بگذار برسانمت» هم شامل 14-15 داستان است که سال آینده چاپ خواهد شد.

 

ماه رویان شماره : 326