Logo3
304

صادق زیباکلام *

هنوز یک‌سال از استقرار دولت يازدهم نگذشته بود که وزير خارجه آن در کنار مذاکرات فشرده با غرب، تصميم گرفت ديپلماسي ظريفي را در فضاي مجازي براي بهبود روابط با آن‌ها آغاز کند. به همين دليل وقتي سال نو يهودي را تبريک گفت؛ در پاسخ دختر نانسي ‌پلوسي، رييس سابق مجلس نمايندگان آمريکا که گفته بود سال جديد اگر با پايان انکار هولوکاست از سوي ايران همراه بود، شيرين‌تر مي‌شد؛ نوشت: «مردي که هولوکاست را انکار کرد، رفت.»
ولي اکنون چند روزي است که غوغاي رسانه‌ها درباره بازگشت آن مرد به سياست بالا گرفته است. احمدي‌نژاد که پس از خروج از پاستور از عرصه عمومي نيز خارج شده بود، مدتي است که کنش‌هاي ديگري در پي گرفته است از افزايش سخنراني‌هاي عمومي و تاسيس سايت رسمي تا سفر به ترکيه. چند نکته در اين بازگشت محسوس بي‌تاثير نبود:


اول وضعيت دولت يازدهم است. فراموش‌شدني نيست که احمدي‌نژاد هرگز با سياست‌هاي ايجابي به قدرت نرسيد و همواره به رقيبي احتياج داشت تا با ايجاد شرايط دوقطبي و ترسيم دوگانه خادم و خائن، بتواند اکثريت جامعه را مجاب کند وی تنها کسي است که مي‌تواند از قدرت گرفتن آن مافياي هولناک جلوگيري و در برابرش بايستد. او حتي در گرماگرم رقابت‌هاي دهمين انتخابات رياست‌جمهوري نيز بيش از آن‌که به دفاع از عملکرد چهارساله دولت نهم بپردازد، اثبات خود را نفي رقيب مي‌ديد.
سوي ديگر اين دوقطبي، در دو انتخابات نهم و دهم رياست‌جمهوري ‌هاشمي‌رفسنجاني بود. به همين دليل وارثان سوم تير(از جبهه پايداري تا جريان موسوم به انحرافي) که روحاني را نايب و نماد‌ هاشمي در قدرت مي‌دانند؛ مترصد فرصتي هستند تا با شکست دولت يازدهم در اجراي برنامه‌هايش، به قدرت بازگردند. آن‌ها مي‌دانند سياست‌هاي ديپلماتيک و اقتصادي دولت مورد حمايت ديگر نهادها و قوا به‌خصوص تحت حمايت صريح رهبري قرار دارد و به همين دليل در اين دو عرصه تنها منتظر ناکارآمدي و بي‌کفايتي دولتمردان هستند به‌ویژه که هم مذاکرات هسته‌اي به تدريج به پايانش نزديک مي‌شود و هم با کاهش قيمت نفت، برنامه خروج از رکود
اقتصادي به مشکل برخورده است.
از آن‌سو به دليل عدم اجماع همه نهادهاي حاکميت در زمينه وعده‌هاي روحاني درباره سياست داخلي و مسایل فرهنگي، با کارشکني‌هاي خود مي‌خواهند پايگاه اجتماعي دولت را نااميد کنند.
دوم مسایل دروني اصولگرايان است. از يک‌سو حاميان اصولگرا و ميانه‌روي دولت به رهبري علي لاريجاني به تدريج راه خود را از تندروها جدا مي‌کنند. اين مسئله موجب مي‌شود اصولگرايان راديکال درباره انسجام دروني در آستانه انتخابات مجلس بيش از پيش نگران شوند و اگر قرار است وحدتي ميان‌ آنان برقرار شود چه محوري بهتر از احمدي‌نژاد.
برخي رسانه‌ها گفت‌وگوي اخير آقاتهراني، دبير جبهه پايداري با برنامه شناسنامه را نشانه جدايي حاميان سابق احمدي‌نژاد از وي مي‌دانند. حال آن‌که آقاتهراني در خصوص حمايت از احمدي‌نژاد در انتخابات رياست‌جمهوري آينده گفت: «مگر اين‌که تغيير جدي در خود ايجاد کند» و احمدي‌نژاد مدتی در پي تغييرات موردنظر دوستان است. از جدايي ظاهري از مشايي که ماه‌ها خبري از وی نيست تا نگارش نامه‌اي مبني بر اعلام برائت از محکوميت رحيمي. هرچند که احتمالا انتظار پاسخ جنجالي رحيمي را نداشت؛ پاسخي که اين نقشه را نقش بر آب کرد.
با اين حال انکارشدني نيست که احمدي‌نژاد بدون پشتيباني اصولگرايان راديکال، مشروعيت رقابت در جمهوري اسلامي را نخواهد داشت و هم‌چنین اصولگرايان راديکال نيز بدون احمدي‌نژاد، گزينه‌اي براي جلب نظر اکثريت جامعه ايران ندارند و اين نيازي دوسويه است که آن‌ها را به يکديگر مي‌رساند اما همه اين‌ها به شرطي است که روحاني و يارانش با ناکارآمدي، فرصت ظهور دوباره را به آنان بدهند. حال بايد منتظر ماند و ديد که روحاني فرصت بازگشت را در اختيار اين مرد قرار مي‌دهد يا خير؟
* استاد دانشگاه