Logo3
DRalireza Soltani

مقاومت بانک‌ها در برابر وام‌‌های خرد


گسترش نظام بانکداری الکترونیکی در سال‌های اخیر اگرچه زمینه حضور فیزیکی مردم در شعبات بانک‌ها را کم کرده است اما شعبات بانک‌ها بویژه بانک‌های دولتی همچنان محل مراجعه قابل توجه مردم است. این مراجعات البته بر خلاف سال‌های گذشته نه برای امور جاری بانکی، بلکه برای دریافت وام‌های خرد است که روز به روز بر حجم آن اضافه می‌شود. در حال حاضر، وام های خرد به معضل بزرگی در نظام بانکی ایران تبدیل شده است . در بروز این معضل به طور طبیعی دو عامل عمده تاثیر گذار است. عامل نخست کاهش قدرت خرید مردم در نتیجه تورم طولانی و پایدار، رکود کسب و کار و عدم تناسب افزایش سطح حقوق و دستمزد با نرخ تورم است که این وضعیت در سال های اخیر تحت تاثیر شرایط رکود تورمی تشدید پیدا کرده است. عامل دوم نیز ناتوانی و به عبارتی ناکارآمدی نظام بانکی در ایفای وظایف ذاتی و واقعی خود است. شرایط حاکم بر نظام بانکی البته جدای از فضای کلی اقتصاد ایران نیست اما باید به طور قاطع اذعان کرد که مشکلات و معضلات حاکم بر نظام بانکی فراتر و عمیق تر از شرایط کلی اقتصاد است. نظام بانکی بر اساس منطق اقتصاد و فلسفه وجودی، موتور محرک هر اقتصادی در ابعاد کلان و خرد است.

در شرایطی که اقتصاد ایران نیازمند تحریک تقاضا برای تقویت قدرت خرید مردم از طریق پرداخت وام های آسان و ارزان توسط نظام بانکی است، این ابزار مهم روز به روز سخت تر و گران تر می شود. نتیجه این شرایط، افزایش قابل توجه حجم تقاضا برای دریافت وام های خرد از یک سو و مقاومت بانک ها و موسسات مالی در برابر این تقاضا از طریق گذاشتن شرایط سخت و گران از سوی دیگر است. بخشنامه ها و هشدارهای واقعی و صوری نهادهای سیاستگذار و ناظر مانند بانک مرکزی و شورای پول و اعتبار نیز دیگر قادر نیست بانک ها و موسسات مالی را وادار به تمکین کند. سختگیری بانک ها در قبال وام های خرد بخشی از روی احتیاط است اما در این میان بانک ها از بخش قابل توجهی از منابعی که برای وام های خرد تخصیص داده اند، استفاده ابزاری کرده و از آن برای جذب مشتریان جمعی مانند (پرداخت وام های خرد به کارمندان در قبال ایجاد حساب برای شرکت ها و سازمان های دولتی) بهره می گیرند و در نهایت این نوع پرداخت را در حساب پرداخت های وام خرد قرار می دهند. همچنین سخت گیری بانک ها در این زمینه، جدای از بازی با اعصاب و روان متقاضیان بی شماری که دریافت وام های کوچک و خرد را صرفا برای رفع نیازهای اضطراری مانند درمان بیماری، تامین مسکن، ازدواج و کمک به کسب درآمد دنبال می کنند، بازار سیاه و دلالی را داغ کرده است. نکته جالب در نظام بانکی هم این است که متقاضیان واقعی امکان دریافت وام های خرد از نظام بانکی را به سختی دارند در حالی که این امکان برای واسطه ها و دلالان در غیاب نظارت دستگاه های نظارتی آسان و سهل است. این دلالی و کاسبی فقط محدود به عوامل خارج از بانک ها نیست چه بسا بسیاری از بانک ها و موسسات مالی از سخت گیری بانک های دولتی در پرداخت وام های خرد بهره برداری کرده و زمینه را برای سودجویی خود از متقاضیان مستاصل و مضطر فراهم ببینند. این شرایط به طور طبیعی زمینه را برای گسترش نابرابری اجتماعی و تعمیق رکود اقتصادی بیشتر فراهم می سازد.