Logo3

همواره این سئوال مطرح بوده است که موثرترین و جامع ترین ایدئولوژی برای برای تبیین علل و عوامل شکل گیری انگیزه های مجرمانه و رفتارهای ضد اجتماعی چیست؟
در بحبوحه شکل گیری نظریه های مختلف و اندیشه های مدرنیته و کلاسیک جامعه شناختی و جرم شناختی، نرخ بالای جرم و روند رو به افزایش آن موجب گردید تا همچنان این مساله باقی بماند که موثرترین و جامع ترین ایدئولوژی برای برای تبیین علل و عوامل شکل گیری انگیزه های مجرمانه و رفتارهای ضد اجتماعی چیست؟


چرا که به گواه تاریخ، اگرچه که اندیشه های متعددی توسط دانشمندان مغرب زمین یکی پس از دیگری پدید آمده اند ،اما هیچگاه نتوانستند راهکار جامع و مانعی برای تبیین علل جرم شناختی رفتارهای بزهکارانه عصر خویش ارائه دهند و از گرایش به ارتکاب رفتارهای ضد اجتماعی جلوگیری کنند. زیرا برخی تلاش کردند تا علقه های عاطفی و ارزش های گروهی را مورد توجه قرار دهند، برخی اندیشه های جنسیت گرایانه مانند فمینیسم را دنبال کردند و برخی دیگر جرم را برآمده از ساختارهای بد اجتماعی می پنداشتند. بطور کلی انگاره های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و بطور کلی بخش های مختلف اجتماعی و موضوعاتی که زندگی انسان را تحت تاثیر قرار بدهند، محور مطالعات و تحلیل های علمی قرار گرفتند. اما بی شک انتقاد وارده بر تمام نظریات مطرح شده را باید در ضعف اندیشه های انسان شناختی آنها دانست. مکاتب مذکور بدون توجه به ابعاد وجودی انسان و خصوصیات روحی و روانی او راه حل هایی را به منظور کنترل رفتار مجرمانه اش ارائه کرده اند و به دلیل نبودن ارتباط بین راه حل ها و ویژگی های روحی و روانی انسان، این پیشنهادها نتوانسته است جوامع بشری را از رشد فزاینده پدیده مجرمانه رهایی بخشد. به عنوان مثال سزار لومبرزو در مکتب پوزیتیویسم معقتد است که انسان رفتارهای مجرمانه را به ارث می برد و در انتخاب یا انصراف از گرایش به ارتکاب رفتار تبهکارانه، اختیاری ندارد و این ایدئولوژی را تحت عنوان «مجرم مادرزاد» یا «مجرم بالفطره» مطرح می کند. در مقابل، اندیشه های سیاست جنایی اسلام، براساس یک جهان بینی و انسان شناسی مبتنی بر واقعیت ارائه می شودکه منشاء آن خالق تمام هستی و از جمله خالق انسان است و بر همه زوایای وجودی او احاطه دارد. لذا این ایدئولوژی خالی از هرگونه انحطاط و ضعف است و به شکل مطلوبی میان عالم تکوین و تشریع ارتباط معنادار و موثری را برقرار کرده است که این مهم در هیچ یک از مکاتب بشری قابل مشاهده نیست. بی شک آموزه های دینی برخاسته از وحی و معارف متعالی است تا در بستر آن هر انسانی را به سوی منزل سعادت رهنما باشد.
بخشی از اندیشه های سیاست جنایی اسلام ناظر بر مسائل پیشگیری از وقوع جرم است. به نحوی که می توان به کامل ترین راهبردها و راهکارهای پیشگیری از ارتکاب گناه و بزهکاری دست یافت. معارف ارائه شده توسط سیره اهل بیت علیهم السلام و آموزه های قرآنی مانند آیه إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهَی‏ عَنِ الْفَحْشَآءِ وَالْمُنکَرِ در تمام شقوق زندگی بشر سایه گسترانیده و به مثابه چراغ هدایتی در تاریکی است. ارائه آموزه های دینی پیشگیرانه در حوزه آسیب های خانواده و جامعه؛ الگوهای پیشگیری از مفاسد اقتصادی و مالی و به طور کلی اندیشه های اصلاحی و تربیتی مبتنی بر تربیت و سبک زندگی اسلامی، بخش عظیمی از برنامه های دین مبین اسلام است تا در پرتو آن، زندگی بشری به سوی آرامش و سعادت سوق یاد.
بی شک تفسیر، ترویج ، تبلیغ و ارائه این آموزه ها برای اقشار مختلف جامعه از اهمیت بسزایی برخوردار است. در این میان، علماء و اندیشمندان حوزه دین در تبیین این معارف و توسعه گستره و نهادینه سازی این اندیشه های ناب، از جایگاه مهم و والایی برخوردار هستند. ارائه آموزش های خانواده مدار، اجتماع مدار و شهروندی مبتنی بر آموزه های اسلامی در آگاهی بخشی و دریافت معارف الهی توسط شهروندان، می تواند در بر هم زدن معادلات جرم و پیشگیری از گرایش به ارتکاب آن نقش موثری را ایفا کند. با این وجود، تبیین اندیشه های اسلامی پیشگیرانه در حوزه های مختلف آن هم توسط علماء و اندیشمندان دینی می تواند مسیر اقدامات پیشگیرانه را برای نهادهای حاکمیتی و حکومتی و همچنین مشارکت مردم شفاف و روشن سازد.

[testimonial style="2" name="سید مصطفی قاضوی" title="سرویس خبر" photo="images/94/305/mostafa-ghazavi.jpg" company="ماهرویان" url="http://mah-rooyan.ir"]مدرس دانشگاه و مدیرکل پیشگیری های مردمی و مشارکت های مدنی قوه قضاییه[/testimonial]