Logo3

ایران زمانی مسلمان شد که پیامبر (ص) از دنیا رفته بود و امام ‌علی (ع) در ماجرای سقیفه از دستیابی به حق خویش محروم مانده بود.بنابراین اصول اسلام توسط خلیفه تبیین می‌گردید. «عمر» اولین فردی بود که اسلام را با ناسیونالیسم عربی هماهنگ کرد او اسلام را هماهنگ با چهره‌ای از جاهلیت به مردم ایران نشان داد و حاکمیت زیبای پیامبر(ص) به صورت خلافت عرب بر عجم مطرح گردید.

در اوضاع سیاسی آن روزگار تلاش جهت بازشناسی هویت ایرانی ضرورتی بزرگ به نظر می‌رسید. «ملیت» در زیر چکمه‌های قومیت لگدمال می‌شد و تشیع مذهب مورد علاقه ایرانیان از طرف خلیفه غیرقانونی اعلام شده بود.
در میان حکومت‌های ایرانی، سامانیان به عنوان دومین سلسله مستقل ایرانی بعد از اسلام به جمع‌آوری تاریخ و آثار مکتوب قبل از اسلام پرداختند. دقیقی که یک ایرانی متعصب و زردشتی بود، مامور شد تا این کتاب را به نظم درآورد و آن را جاودان سازد. با این حال دقیقی انتخاب مناسبی بود.
او شاعری متوسط بود که کار را آغاز کرد اما هنوز هزار بیت از جاسب و گشتاسب نگفته بود که به دست غلام خود کشته شد. فردوسی کار ناتمام او را پی‌گرفت و بدین ترتیب برای ملیت و مذهب مورد علاقه‌اش تلاشی طولانی را آغاز کرد.
فردوسی تنها به خاطر ملیت از دست ‌رفته و در حال اضمحلال کشور خود در مقابل دستگاه خلافت که
می‌خواستند هرچه بیشتر ایران را بکوبند و تحقیر کنند، قد علم می‌کند و اصل و فلسفه شاهنامه هم در این است که می‌خواهد آن را که عرب و ترک و تازی به لجن کشیده و تحقیر می‌نماید، از نو و با صورتی عالی احیا کند. می‌خواهد بیان کند که اگر ایرانی شخصیت داشته باشد زیر بار زور و تحقیر نمی‌رود.
تا آنجا که تاریخ‌ها به یاد دارند گسیختگی تاریخی ملت ما با گذشته‌اش پس از فتح عرب و حکومت خلفا رویداد سیل تبلیغات تحقیرآمیز خلافت علیه ایرانیان و شکست و تسلیم مردم و گم شدن زبان ملی و بیگانگی ملت را با خویش به دنبال داشت و به دنبال آن نهضت بازگشت به خویش را که در یک ملت از تجدید اتصال با تاریخ آغاز می‌شود، از اوایل قرن سوم پدید آورد و آن کوشش شاعران و دانایان و یاری برخی از رجالی بود که هنوز دلبستگی خود را به گذشته خویش از یاد نبرده بودند.
در راه جمع‌آوری و تنظیم و احیای اساطیر ملی و آثار تاریخی و اسناد و نوشته‌ها، سرگذشت‌هایی بود که می‌توانست گذشته بریده را به نسل‌های ایرانی پس از اسلام پیوند دهد و این بود که پیش از فردوسی بعضی از خاندان‌های بزرگ خراسان به تدوین این آثار پرداختند. فردوسی کیست یک ایرانی میان دو سنگ آسیای خلافت عرب و سلطنت ترک که هر دو بر حول یک محور می‌چرخند تا او را خرد کنند و شخصیتش را نفی و تحقیر نمایند و سلطه خود را بر این حوالی توجیه کنند...
پیداست که این نامه رستم فرخزاد به برادرش نیست، اعلامیه فردوسی است که از روستای «باز» به دربار غزنه و دارالخلافه خلیفه می‌فرستد و جامعه‌ای را که ساخته‌اند به رسوایی می‌کشد. نهضت بازگشت به خویش که در قرن سوم و چهارم به اوج خود رسید، از ملیت ایرانی سلاطین و خودمختاری آنان بهره گرفت و بزرگترین کارش تبدیل لهجه گویشی مردم خراسان به زبان ادبی و رسمی ایران بود که فارسی کنونی را ما مدیون این نهضت هستیم.
بنابراین عراق ایرانی و حس ملیت و خواری ایرانیان در برابر عرب سبب شد تا فردوسی با سرودن شاهنامه مفاخر قوم ایرانی را که به فراموشی سپرده شده بود، دوباره زنده کند. فردوسی به عنوان نماینده قوم ایرانی تصمیم به گره ‌زدن گذشته و حال گرفت و سنت‌های ایران باستان و رهاوردهای اسلام را در یک فرهنگ ادغام کرد این دستاوردی بود که هنوز اهمیت آن روشن نشده است.
بر این اساس شاهنامه بزرگترین اثر حماسی و زنده‌کننده اندیشه شعوبیه به روشی معقول و پسندیده بود آنچه قبل از فردوسی در شاهنامه منصوری گرد آمده بود نیاز به دستی هنرمندانه داشت تا آن را جاودانه سازد.

محمد کاظم کاوه پیشقدم

* استاد دانشگاه

 

ماه رویان شماره : 318

مطالب مرتبط