Logo3

مستند داستانی «من می‌خوام شاه بشم» ساخته مهدی گنجی، برنده سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر 93، منتخب جشنواره‌های سیلور داکس آمریکا، شفیلد انگلستان، داک فست مونیخ، میلنیوم بلژیک و... به زندگی شخصی عباس برزگر، بنیانگذار دهکده گردشگری در روستای ایران عباس شهرستان بوانات می‌پردازد.

گنجی در این فیلم به جز کارگردانی یک تنه مسئولیت نویسندگی، فیلمبرداری و صدابرداری را بر عهده دارد و سحر رضوی، تهیه‌کننده فیلم است که در این فیلم سعی دارد پرده از ماهیت حقیقی عباس برزگر، آن مرد شیرین زبان مهمان برنامه‌ ماه عسل بردارد. مردی که روزی به هوای دستیابی به عشق خود از نان خشکی بودن دست می‌کشد، به تهران رفته و مکانیک می‌شود اما وقتی برمی‌گردد که دختر رویاهایش را در لباس عروسی می‌بیند و قسم می‌خورد دیگر مکانیکی نکند.
در نهایت با دلی شکسته راهی شهر خود بوانات می‌شود و تشکیل خانواده می‌دهد غافل از آنکه سرنوشت او را برای به سرانجام رساندن کار و هدفی بزرگ‌تر فرا می‌خواند.
روزی که دو مهمان خارجی در شبی بارانی به خانه آنها پناه آورده و عباس این مرد آرمان‌گرا به یاد خود و تحقق رویای خود در کودکی (پادشاهی) می‌افتد و خانه خود را به عنوان اقامتگاه مهمانان خارجی انتخاب کرده و از تمام افراد خانواده‌اش که حالا پنج نفر هستند، برای تحقق این هدف کمک می‌گیرد.
در طی این کار پرمشقت عباس به چندین کشور متعدد اعزام می‌شود و سرمایه‌های هنگفتی در اختیار او قرار می‌دهند تا به اصطلاح خودش ماشین زمان یا زندگی به سبک 200 سال قبل در ایل آریایی را راه اندازی کند و برای آنکه ایل از آن خودش و از خون خودش باشد چاره‌ای جز ازدواج مجدد نمی‌بیند که این حواشی تا فروپاشی بنیان خانوادگی او پیش می‌رود و گنجی برای رسیدن به این موفقیت سه سال از زندگی خود را برای نزدیک شدن به ابعاد شخصیتی عباس اختصاص داده تا جریان فیلمش طبیعی‌ترجلوه کند.
فیلم از لحاظ تکنیک از نظم خاصی برخوردار می‌باشد. فیلمبرداری از محیط و شرایط زندگی عشایری و مشقت‌های آن که دوشیدن شیر و دادن علوفه حیوانات می‌باشد آغاز شده وآرام زندگی عباس را دربرمی‌گیرد که چگونه خانواده‌اش را درگیر این روزمرگی زندگی عشایری و خدمت به مهمانان کرده که با وجود ثروتی که دارند نمی توانند از آن چندان بهره‌ای ببرند بعد از آن، فیلم در نقطه اوج خود به درگیری‌های لفظی پدر و دختر و عباس و همسرش می‌پردازد و در پایان عباس موفق می‌شود و طبق خواسته درونی‌اش، برای تحقق اهداف خود به زندگی مشترک دیگری مبادرت می‌ورزد و فیلم با جشن و سرور دامادی او پایان می‌پذیرد.
از لحاظ مضمون و محتوا، گنجی بطور طبیعی همه‌چیز را به تصویر کشیده، هیچ چیز در آن مصنوعی نیست حتی روش گیتار نواختن پسرش چنان ناشیانه می‌باشد که کاملا مشخص است برای اکران فیلم هیچگونه آموزشی نیافته و همانطور که در فیلم مشاهده می‌شود حتی یک نت را هم درست ادا نمی‌کند بلکه فقط به موسیقی علاقه دارد و یک ساز تهیه کرده است.
طرز نشستن عباس برزگر که در واقع به روش شاهگونه می‌نشیند و پسرش به موهایش شانه زده و همه و همه در خدمت او هستند اینها در واقع شخصیت سلطه‌طلب عباس برزگر را نشان می‌دهد و اینکه اشک‌های دخترش هم سد راهش نمی‌شود این را نشان می‌دهد که یک بنیانگذار، یک مخترع، یک آرمان‌گرا هرچه بخواهد امکان‌پذیر است و همانطور که خودش می‌گوید حاضر است برای هدف خود جانش را بدهد و در کل گنجی می‌خواهد این حقیقت را به مخاطب بفهماند که برای رسیدن، چیزهایی را باید از دست داد. همه چیز با هم نمی‌شود. رنج وسختی هست ناعدالتی هست و احساس را باید زیر پاگذاشت اما درست یا غلط بودن انتخاب قهرمان داستان یا همان عباس برزگر را به عهده مخاطب گذاشته و مخاطب خود را در آن روستا با شرایط موجود می‌بیند با خانواده عباس همدردی می‌کند و با اشک دختر اشک می‌ریزد.
من به شخصه این نظر را دارم که عباس برزگر می‌توانست با حفظ بنیان خانواده خود و زیر پا نگذاشتن اصول اولیه و سنتی که خانواده است، به اهدافش برسد و این ازدواج مجدد بهانه‌ای برای توجیه خودخواهی او می‌تواند باشد. او که به شدت سنت‌گرا بوده و معتقد است بنیان عشایر از خون است نه از خاک، می‌تواند فرزندان بیشتری بیاورد یا از وجود خدمتکاران استفاده کند همانطور که خیلی از پادشاهان در طی زندگی خود فقط یک همسر اختیار کرده‌اند و اهدافشان هم زیر سوال نرفته است.
اما او واقعا می‌خواهد یک فرمانروای تمام عیار ایل خود باشد همانطور که در کودکی در رابطه با موضوع انشای خود، با وجود لباس‌های مندرس و کفشی که به قول خودش پلاستیکی است، می‌نویسد من می‌خواهم شاه بشوم و به عینه بازخورد رفتار وکردار شاه‌منشانه او را در این فیلم مستند مشاهده می‌کنیم اینها همان تاثیرات رنج‌هایی است که از عباس پلاستیک‌فروش و شاگرد مکانیک یک عاشق قدرت‌طلب ساخته است.

 

ماه رویان شماره : 319