Logo3
فر در شاهنامه

در شاهنامه سرچشمه فر ایزدی به کیومرث می‌رسد در اساطیر ایران عناوین این مرد «گیورث» و در اوستا «گیومرز» و در پهلوی «گلشاه= ملک الطین» و «گرشاه=شاه کوه نخستین انسان محسوب می‌شود و از او «مشی» و «مشیانه» به وجود می‌آیند که معادل آدم و حوا هستند. سیامک از آنان زاییده می‌شود و فرزند سیامک به نام «فرواک» پدر جهانیان و فرزند «فرواک» هوشنگ ایرانیان است.

پس از کیومرث فر ایزدی به «تهمورث» می‌رسد که معلول پالوده شدن وی از بدی‌ها بوده و همین «فر» و نیکی به او نیروی چیرگی بر اهریمن می‌بخشد. طبق روایات باستانی آگاهی اهریمن از ترس و بیم و تهمورث در سراشیبی البرز کوه، سبب از دست دادن فر و نابودی او می‌گردد.
در شاهنامه شخصیت عظیم و منفی افراسیاب، نماینده کوشش خارق‌العاده برای به دست آوردن «فر» است که طبعا به جایی نمی‌رسد زیرا «فر» کیانی که ناگریز محاط بر دایره فر ایرانی است، نمی‌تواند نصیب تورانیان و تازیان گردد. برجسته‌ترین نمونه منفی شهریاری «کی‌کاووس» است که دایم از فر خویش استفاده نابخردانه می‌کند. نتیجه پنهان انیران در برابر ایران نیز گاهی سبب محرومیت از فر می‌گردد و پادشاهان از آن جدا می‌شوند.
نکته مهمی که در اندیشه سیاسی فر ایزدی وجود دارد گره خوردن «دین و سیاست» است. اگر شاه دارای «فر» باشد، سمبل «دین» نیز می‌شود. فرمان شاه، فرمان دین است و سرپیچی از این دو نیز نتایجی جز کشته شدن در دنیا و جهنم در آخرت را به دنبال ندارد؛ موردی از شاهنامه که در آن دین با سیاست گره خورده و صریحا بدان اشاره شده است.
بنابراین فرمان شاه، فرمان دین و فرمان دین نیز فرمان شاه می‌شود و بر این اساس اگر کسی از فرمان شاه سرپیچی کند، قتل او جایز است چراکه از آیین و دین بهی خارج گشته است.
داشتن فر یزدان اختیاری نیست و فر از طرف خداوند به افراد اعطا می‌شود که در صورت سپاس این فر افزون می‌گردد و در صورتی که فرد از داد سر بپیچد، «فر» نیز از او منقطع می‌شود. اگرچه در شاهنامه همه از فر بهره‌مند هستند اما فر شاه، ویژگی‌های خاص خود را دارد. بنابراین در شاهنامه «نژاد» نقش خاصی را در حکومت صاحبان فر ایفا می‌کند و همان گونه که بحث آن خواهد شد مهم‌ترین ویژگی در شاهنامه این است که فر ایران جاودانه است و اگر تقابلی پیش بیاید، ایران پیروز می‌شود.
فر یزدان تا پایان عمر منقطع نمی‌شود و با فرد همراه است. تنها دارندگان فر یزدان در صورتی که از نوادگان فریدون و پادشاهان ایران باستان باشند، حق فرمانروایی دارند. فریدون و سیاوش و کیخسرو از تجلیات آشکار فر ایزدی هستند و می‌بینیم که فریدون ولایت را به «ایرج» و «سلم» و «تور» وا می‌گذارد. ایرج با برادران کنار می‌آید و از آن می‌گذرد.
آنچه مهم است اینکه «فر» باید در خدمت دیانت و دادگری باشد. ستم، ظلم و جدایی از «خرد» مهم‌ترین نکته‌ای است که «فر» را منقطع می‌کند. اطاعت از شاه به خاطر بهره وافری که از «فر ایزدی» دارد، واجب است. حد این اطاعت تا جایی است که این پیروی به بیداد منجر نشود.
در صورتی صاحبان فر به دام اهریمن بیفتند، پهلوانان ایرانی که صاحبان فر کیانی و جاودانگی ایران هستند از فرمان آنان سر می‌پیچند. رستم و سیاوش هر دو در دو زمان مختلف از فرمان یک پادشاه «کی کاووس» سر می‌پیچند. سیاوش نیز که قربانی وفای به عهد خویش می‌گردد، از فرمان شاه برای کشتن خاندان و گروگان‌های افراسیاب می‌پیچد.
ادامه دارد...

* استاد دانشگاه

 

ماه رویان شماره : 320

مطالب مرتبط