Logo3
3

تنش ميان بازيكنان بزرگ و سرمربي تيم همه‌گير بوده و تنها مختص به ايران نيست.

از نظر رفتاري مربيان به دو دسته تقسيم مي‌شوند؛ دسته اول مانند الكس فرگوسن كه اعتقاد دارند هيچ بازيكني بزرگتر از باشگاه نيست و وقتي باشگاه تمام اختيارات خود را به عنوان مربي و ریيس به من مي‌دهد، پس هيچ بازيكني
بزرگتر از من نيست. شاهد بوديم كه بازيكنان بزرگي در طول دوران حضور فرگوسن در منچستر از اين تيم كنار گذاشته شدند. دسته دوم مربياني مانند كارلو آنجلوتي هستند كه با بازيكنان رابطه نزديك و عاطفي برقرار مي‌كنند و موضع قدرت را به ميان نمي‌آورند.


امير قلعه‌نويي جز دسته اول اين مربيان است؛ او فكر مي‌كند تفكرات بازيكنان بزرگي كه در اختيار داشت، باعث لطمه خوردن به شخصيت وي مي‌شود و به همين دليل با بسياري از بازيكنان بزرگ نتوانست همكاري مستمري داشته باشد. اعتقاد من اين است هر بازيكني هر چقدر هم كه بزرگ باشد، بايد در خدمت منافع باشگاه باشد و در غير اين صورت تحت هر شرايطي حق با سرمربي تيم است. اگر بازيكنان بزرگ از تيم كنار گذاشته مي‌شوند، بايد تيم نتيجه بگيرد ولي اگر تيم در نتيجه گرفتن ناموفق باشد، سرمربي بايد پاسخگو باشد. مربي در بدترين شرايط
هم بايد از بازيكن خود حمايت كند.
متاسفانه بعضي اوقات مصاحبه‌هاي قلعه‌نويي برايم عجيب است؛ او شكست را بر گردن مي‌گيرد اما تقصير را گردن فلان بازيكنش مي‌اندازد! اگر سرمربي شكست را بر گردن مي‌گيرد، همان‌جا بايد موضوع تمام شود و سپس در رختكن و يا سر تمرين به صورت خصوصي با بازيكن صحبت كند، نه در كنفرانس خبري! صحبت‌هايي مطرح مي‌شود مبنی بر این که بازيكنان محبوب از تيم كنار گذاشته مي‌شوند.
محبوبيت بسيار خوبه اما بايد در چارچوب تيم باشد و اگر اين محبوبيت از حد خارج و به تيم ضربه بزند، بايد با آن برخورد شود ولي خب اگر چيزي غير از اين باشد، مشكل سرمربي تيم خواهد بود!
از نظر من امير قلعه‌نويي، مربي بسيار باهوشي بوده و فوتبال را خيلي خوب مي‌فهمد اما متاسفانه چيزي كه به خصوص در اين چند سال اخير حس كردم، اين است كه آدم‌هاي اطرافش به او كمك فكري نمي‌كنند و بيشتر آن‌ها صرفا ‌بله قربان‌گو هستند! امير از قديم آدم جاه‌طلبي بوده و جاه‌طلبي در فوتبال خيلي خوب است اما به اعتقاد من، او نياز به يك بازنگري در
فلسفه و نوع مربيگري خود دارد.
امیر قلعه‌نويي اين روزها ترسو شده و تنها دنبال ركورد و نباختن می‌گردد و نظر من اين است كه قلعه‌نويي نيازي به اثبات خود در فوتبال ايران ندارد چون كارنامه وی مشخص و نمایان است. من به شخصه امير 10 سال پيش را قبول دارم با آن شجاعت و فلسفه مربيگري‌اش؛
اینک باید خود امير قضاوت كند که در اين 3 سال اخير فعالیت در استقلال، كدام بازيكن را به فوتبال ايران معرفي كرده است؟! آيا غير از اين است كه امثال اميرحسين صادقي و پيروز قرباني محصولات تيم 10 سال پيش امير هستند.
* بازيكن سابق استقلال