Logo3
Tractor

ماه رویان- رضا يونسيان/ مثل بلیط‌های دوسره می‌ماند؛ وقتی که قبل از رفتن بلیط برگشت هم دستمان است و خیالمان راحت که برمی‌گردیم. تنها فرق ما با تونی در این است که می‌دانیم چه موقع برمی‌گردیم و تونی نمی‌دانست! اما خوب می‌داند که برمی‌گردد؛ او هم خوب فهمیده برای بازگشت به تراکتور، همیشه یک گزینه جدی محسوب می‌شود.

آنتونیو ژوزه کنسیسائو اولیویرا ملقب به تونی، یکی از مربیان مطرح فوتبال پرتغال به حساب می‌آید. تونی در 5 مقطع زمانی سرمربی تیم مطرح بنفیکا پرتغال بوده، این تیم را در 4 فصل به قهرمانی رسانده و فینال اروپایی را هم تجربه کرده است. ضربات پنالتی اما نگذاشت تا تونی در بازی بنفیکا مقابل آیندهوون هلند، جام قهرمانی را از آن خود کند. او حتی در مقطعی، جانشین ژوزه مورینیوی بزرگ هم شد؛ وقتی مورینیو به علت کسب نتایج ضعیف در تیم بنفیکا، از این باشگاه پرتغالی اخراج شد. تونی اولیویرا برای اولین بار در لیگ دوازدهم و در ابتدای فصل و در دوره مدیریت محمدحسین جعفری، سکان هدایت سرخپوشان ستارخان را به دست گرفت؛ جای کسی که لقب پاشا را یدک می‌کشید امیر قلعه‌نوعی.


تبریزی‌ها قلعه‌نوعی را آورده بودند تا برایشان جام بیاورد اما شاید که نه، حتما نمی‌دانستند که دوران حضور امیرپاشا در تراکتور، شروع دوران نزول امیر در به دست آوردن جام‌های قهرمانی خواهد بود. تونی خوب فهمید برای رفتن در قلب تی‌تی‌ها باید از قالب یک پیرمرد 66 ساله خارج شود و آن پوستین کهنه بر بدن نشسته را دور بیاندازد. او فهمید و خیلی زود در قلب هواداران نشست. جنب و جوش‌ها، خروش‌ها و داد و قال‌هایش به دل تبریزی‌ها می‌نشست و نوعی حس غرور برای آنان بود؛ انگار تونی هم تبریزی است و حس یک تعصب ناب به تراختور.
هرچند تونی در فاصله دو هفته مانده به پایان فصل اخراج شد اما تراکتور در پایان همان فصل، نایب قهرمان لیگ برتر ایران شد. نتیجه‌ای که در کنار نکات بارز تونی از دید هواداران تبریزی، باعث محبوبیت افزون‌تر وی در میان هواداران شد؛ چراکه همگی اعتقاد داشتند تونی تراکتور را به نایب قهرمانی و بعد از قلعه‌نوعی، باز هم تیم را به بازی‌های جام باشگاه‌های آسیا رسانده است؛ بازی‌هایی که البته خود تونی با عملکردش در آن، تراکتور را بین 4 تیم، چهارم کرده بود. مدیریت تراکتورسازی در حال تغییر و تحول بود و محمدحسین جعفری در پایان دوران نزدیک به 4 ساله‌اش در تراکتورسازی قرار داشت؛ باید می‌رفت و حمید زینی‌زاده جای او را می‌گرفت. با آمدن زینی‌زاده و رفتن تونی، گزینه‌های دیگری برای سمت سرمربیگری تراکتورسازی عنوان می‌شد، حتی فشار و خواست هواداران هم باعث نشد تا اولیویرا سکان هدایت را در دست بگیرد و در نهایت مجید جلالی، سرمربی قرمزها شد. حیا کن، رها کن‌ها اما بر سر آقا معلم هم آوار شد و چه گزینه‌ای بهتر از تونی برای خاموش کردن هواداران؟ تونی برگشت و تراکتور را قهرمان جام حذفی ایران کرد و هرچند تراکتور در لیگ ششم شد، سهمیه جام باشگاه‌های آسیا را از دست داد و در بازی‌های آسیایی همان سال هم، با 5 امتیاز در دور گروهی حذف شد.
دوران جدایی اولیویرا باز فرا رسید اما این بار کار به صدور بیانیه هم کشید. او در پیامی به تراکتوری‌ها گفت: «مسئولان تیم مرا نمی‌خواهند و دوست ندارند من در کنار شما باشم.» او خوب فهمیده بود که چگونه توپ را در زمین مدیران باشگاه بیاندازد و خودش را هم در عین حال، جز آلترناتیوهای همیشگی مربیان تراکتور قراردهد. بیانیه‌ای که البته بی‌جواب نماند و جمشیدنظمی که جای زینی‌زاده، مدیرعامل تراکتورسازی شده بود، در جوابیه‌ای بلند بالا پاسخ اولیویرا را داد و او را متهم به تشویش اذهان عمومی کرد. این چالش‌ها میان مدیرعامل و سرمربی فصل قبل تراکتور خبر از گزینه‌ای جدید برای تبریزی‌ها می‌داد؛ گزینه ای به اسم رسول خطیبی.

 

اوليويرا


رسول با دست پر آمد و سخت می‌شد باور کرد که رسول خطیبی بتواند تراکتورسازی را به سر منزل مقصودش برساند. بردهای رسول اغلب اتفاقی قلمداد می‌شد و مردم تبریز سخت می‌توانستند باور کنند که رسول کارش را بلد است. خطیبی اما جنگید؛ تلاش کرد و به هر دری زد تا این تفکر را از مردم شهرش دور کند. می‌خواست همشهریانش باورش کنند که در نهایت شد. تراکتور در کورس قهرمانی قرارگرفت و تیفوسی‌های تبریز هم باورشان شد همشهری آنان، همان مردی است که آن‌ها را قهرمان ایران می‌کند و چه خوب که با همشهری خود قهرمان می‌شویم. رسول خوب پیش رفت تا به 5 بازی انتهایی تراکتور رسید؛ نتایجی که دیگر خبری از آن تیم قبلی رسول نمی‌داد و باخت 3 بر 1 به پدیده مشهد در تبریز و اخراج.
سعید عباسی که مدیرعامل جدید تراکتورسازان شده بود، رسول را اخراج کرد و این بار هم تونی اولویرا را برگرداند. حالا تونی 68 ساله بعد از 20 خرداد 91 که برای اولین بار به ایران آمد، 2 بار دیگر به ایران برگشت؛ رفت و برگشت‌های که برای تونی نه تنها کسر محبوبیت نیاورد بلکه بر این ویژگی او افزون‌تر هم کرد. در میان گزینه‌هایی که اولیویرا جانشینان شده است، مظلوم‌ترین آنان شاید همین رسول خطیبی بود؛ مربی جوان و بی‌ادعای همان دیار که شاید می‌شد برایش فرصت بیشتری قائل شد. خطیبی را می‌توان قربانی تفکرات ناجوانمردانه مدیریتی قلمداد کرد؛ تفکراتی که تعجب بسیاری از مخاطبان تراکتورسازی را برانگیخت. این‌که حضور اولیویرا در تبریز تا چه حد به سود این تیم فوتبال کشور بوده و خواهد بود را به کارشناسان واگذار می‌کنیم اما در همین حد به این بحث ورود می‌کنیم که: اگر تغییرات مدیریتی را عامل اصلی این آمد و شدها بدانیم، باز هم به نکته عدم ثبات مدیریتی در ورزش ایران می‌رسیم که نه تراکتور دارد، نه استقلال و نه پرسپولیس. این‌گونه باشگاه‌ها وسیله‌ای شده‌اند جهت معرفی افرادی سیاسی به مردم برای رسیدن به منافع سیاسی یا حزبی.
در غیراین‌صورت: آقایان مدیر! اگر تونی برای تراکتورسازی مربی خوبی است، با عقد یک قرارداد دو سه ساله اجازه دهید تا او کارش را انجام دهد و بدون هیچ عذر و بهانه‌ای، کارنامه‌ای قابل دفاع یا غیرقابل دفاع از خودش به جای بگذارد و برود. این چه روش تیم‌داری است که یک مربی کار هدایت تیم را بر عهده می‌گیرد؛ می‌رود و می‌آید و می‌رود و این سیکل همین‌گونه دنبال می‌شود؟ از یک‌طرف اگر آوردن تونی برای شما محبوبیت می‌آورد، حفظ تونی در سمت سرمربیگیری تراکتور هم محبوبیتی فزون‌تر برای شما به همراه خواهد داشت و از طرف دیگر، باعث مهره‌سوزی در مربیان داخلی هم نمی‌شود. شما باعث سوختن یک مربی جوان در فوتبال تبریز شده‌اید؛ رسول خطیبی از گسترش مانده و از تراکتور رانده شد. هرچند به طور قطع با کیفیتی که رسول خطیبی در گسترش و تراکتورسازی از خود نشان داد، بدون تیم نمی‌ماند. در پایان فقط می‌توان برای پرتماشاگرترین تیم این روزهای لیگ برتر، آرزوی روزهای بهتری با تونی اولیویرا را داشت.