Logo3

نيما تاجيك/ در روزهاى اخیر بحث هاى شدیدى پیرامون حضور هم زمان شواین اشتایگر و ژابي آلونسو در ترکیب بايرن مونيخ به چشم خورده است. این که همکارى ژابى آلونسو و باستین شواین اشتایگر در آینده چگونه گسترش خواهد یافت، براى هیچ کس مشخص نیست.، چون در فوتبال همواره همه چیز مطابق آنچه که پیش بینى مى شود و یا در لحظه نخست به چشم مى خورد، پیش نمى رود. در خصوص بایرن مونیخ نیز چنین ادعایى قابل اثبات است، چون نحوه بازى این تیم بى تردید بعد از حضور هم زمان شواین اشتایگر و آلونسو هرگز آنطور که پیش بینى مى شد، بهبود نیافته است.


شاید بتوان هم اکنون نیز پیش بینى هایى در این زمینه انجام داد، اما آنچه که اتفاق خواهد افتاد هرگز قابل تشخیص نیست. براى نمونه کارشناسان دنیاى فوتبال پیش از این معتقد بودند که ژاوى هرناندز و آندرس اینیستا هرگز نمى توانند به طور هم زمان در ترکیب تیم حضور داشته باشند، چون با توجه به شباهت بالاى مشخصه هاى آنها، بازى بارسلونا پیچیده تر و بازدهى آن کمتر مى شود. اما با حضور پپ گواردیولا در راس کادر هدایت بارسلونا و تصمیم او مبنى بر استفاده هم زمان این دو در ترکیب کاتالان ها همه چیز دگرگون شد و بارسلونا توانست با استفاده از سیستم پپ گواردیولا و در خشش این دو بازیکن به همه عناوین موجود در فوتبال باشگاهى دست یابد. از هنگامى که شواين اشتايگر و آلونسو به صورت هم زمان در ترکیب قرار گرفتند، تا حدودى از تاثیرگذارى و درخشش آنها کاسته شده است. در بیشتر بازى هاى بایرن مونیخ در نیم فصل اول، فیلیپ لام و داوید آلابا تا قبل از مصدومیت، به خوبى از آلونسو حمایت مى نمودند و به نوعى اسکورت این استراتژیست اسپانیایى در میانه میدان به حساب مى آمدند. به ویژه کاپیتان لام در بازى سازى و افزایش ضریب ایمنى خط دفاعى نقشى مهم ایفا مى نمود و در پست شماره هشت، همواره حامى خوبى براى ژابى آلونسو که در جلوى او قرار مى گرفت، بود. همکارى این دو بازیکن فوق العاده بود و نقش مهمى در ارائه بازى هماهنگ از سوى بایرن مونیخ داشت، این تیم به ندرت توپ را از دست مى داد، در حملات با نظم خوبى عمل مى نمود و حریفان نیز کار سختى براى نزدیک شدن به دروازه مانوئل نویر در پیش داشتند. شواین اشتایگر اما از مشخصه هاى متفاوتى نسبت به فیلیپ لام برخوردار است. وى بازیکنى فیزیکى و از لحاظ بدنى قدرتمندترى است و در کارهاى تهاجمى نیز تا حدودى عملکرد بهترى از کاپیتان بایرن مونیخ دارد، البته در پاسکارى عملکردى او نسبت به لام با سرعت کمترى همراه است. شاید به همین دلیل عملکرد و همکارى محور شواین اشتایگر-آلونسو، نسبت به محور لام-آلونسو، با هماهنگى و تاثیرگذارى کمترى به همراه بوده است. با این وجود شواین اشتایگر در رویارویى مقابل هامبورگ و کلن عملکرد فوق العاده اى از خود نشان داد، در بازى هایى که او تنها هافبک دفاعى مونیخى ها در زمین شمرده مى شد و این مسئله مى تواند خبر خوبى براى بایرن مونیخ و هواداران این تیم باشد، چون در یازدهم مارس و در دیدار برگشت مقابل شاختار دونتسک ژابى آلونسو به دلیل اخراج در بازى رفت، مجاز به حضور در میدان نخواهد بود.
آنچه که در آینده اتفاق خواهد افتاد، قابل پیش بینى نیست. شاید آلونسو و شواین اشتایگر نیز بتوانند همانند ژاوى و اینیستا به هماهنگى خوبى برسند. دست یابى به همکارى و هماهنگى ایده آل بین دو بازیکن تاثیرگذار از چالش هاى مهم فوتبال امروزى است. ایجاد تغییراتى کوچک در متدهاى تمرینى و درخواست هاى سرمربى از هر یک از این بازیکنان مى تواند در افزایش هماهنگى آنها و در نتیجه نحوه بازى تیم تغییرات بسیار مثبتى داشته باشد. اما هیچ ضمانتى براى بهبود چنین وضعیتى، حتى با توجه به اراده، تمایل و کیفیت این دو استراتژیست وجود ندارد. لام، تیاگو و مارتینز در هفته هاى آتى به کادر مونیخى ها افزوده خواهند شد که خبر خوشایندى براى پپ گواردیولا سرمربى تیم محسوب مى شود، چون در این صورت این سرمربى اسپانیایى همه هافبک هاى خود را در اختیار خواهد داشت، خبر خوشى که البته مى تواند پیامدهایى غیر قابل پیش بینى نیز همراه داشته باشد و به بزرگترین چالش پپ گواردیولا در این فصل تبدیل گردد