Logo3
ماراتن مهاجرت ورزشکاران ایرانی به دو ‌و ‌میدانی رسید

مهاجرت ورزشکاران و نخبه‌های ورزشی ایرانی اندک‌اندک می‌رود تا به یک اپیدمی در جامعه ورزش کشور تبدیل شود.

این در حالی است که ورزش ایران در دوران پس از انقلاب در کنار رشد، تحولات وسیع، محدودیت‌ها، کامیابی‌ها و ناکامی‌ها همواره با چالشی ویژه مواجه بوده است.

این چالش تمام نسل‌های گوناگون ورزشکاران ایران را که در اوج زندگی حرفه‌ای ورزشی خود بوده‌اند را تحت‌الشعاع قرار داده و مسئولان ورزش کشور را با مشکلی عظیم، حساس و تا به حال حل‌نشدنی روبرو کرده است. مشکلی که برخی نامش را فرار ورزشکاران و برخی دیگر مهاجرت نخبگان
ورزشی می‌گذارند.

دهه اول انقلاب


در نخستین دهه پس از انقلاب ایران ممنوعیت «اصولی» اجرای برخی از رشته‌های ورزشی مانند تنیس، شمشیربازی، بوکس، شطرنج و به‌ویژه ورزش زنان، منجر به تفکیک «سازمان‌یافته» ورزشکاران این رشته‌ها از مجموعه جامعه فعال ورزش داخل ایران و مهاجرت دسته‌ای از این ورزشکاران به خارج از کشور برای ادامه ورزش قهرمانی شد.
در این میان می‌توان ازجمله به پناهندگی منصور بهرامی، ستاره وقت تنیس ایران به کشور فرانسه و مهاجرت تونیا ولی‌اوغلی، ستاره سابق شنای زنان ایران و آسیا، از ایران به آلمان اشاره کرد.
پس از اینکه ورزش کشور ضربات ناشی از این موج را بر بدنه خود تحمل کرد، نوبت به ورزش‌های مجاز رسید تا این رشته‌ها هم با مهاجرت قهرمانان خود روبرو شوند؛ اتفاقی که باعث شد برخی از کارشناسان با انتقاد از بی‌تفاوتی تصمیم‌گیران حوزه ورزش کشور از واژه استعدادسوزی برای این اتفاق ناگوار استفاده کنند.

کمبود امکانات، توجیه مهاجران


کمبود و حتی نبود امکانات و سخت‌افزارهای لازم در سطح استانداردهای جهانی، خلا در ساختار آموزشی و رشد ورزش خردسالان، نوجوانان و جوانان، تنگناهای مالی، عدم برنامه‌ریزی و مدیریت سالم در فدراسیون‌ها و باشگاه‌ها،
از جمله عواملی بود که درموج دوم مهاجرت ورزشکاران به توجیه این دسته از ورزشکاران برای مهاجرت تبدیل شد.

فرار نسل‌های گوناگون ورزشکاران پس از انقلاب


در طول چند سال اخیر نیز موج فرار ورزشکاران از ایران، علیرغم افزایش موفقیت‌های ورزش ملی ایران در عرصه جهانی، همچنان ادامه داشته است.
در سال ۲۰۱۰ وحید سرلک، قهرمان سابق جودوی آسیا، در سفر برون‌مرزی از تیم ملی ایران جدا و به کشور آلمان پناهنده شد. سرلک در تابستان سال ۲۰۱۳ سومین فصل حضور خود در باشگاه جودوی یوت.ث. مونشن گلادباخ و شرکت در مسابقات بوندس لیگای آلمان را تجربه کردو پس ازآن سرمربی‌گری این تیم را به عهده گرفت.

تکواندو الگوی مهاجرت ورزشکاران


اما در شرایطی که قهرمانان کشتی و وزنه برداری در معرض بیشترین پیشنهادات برای پذیرش تبعیت دیگر کشورها و مهاجرت به آنجا هستند، این بار موج مهاجرت به تکواندو رسید تا این رشته رزمی به عنوان الگویی نامناسب برای دیگر رشته‌ها در امر مهاجرت تبدیل شود.
پس از آنکه رضا مهماندوست، سرمربی اسبق تکواندوی کشور، هدایت تیم ملی کشور آذربایجان را برعهده گرفت، چند تن از قهرمانان این رشته ورزشی به قصد پوشیدن لباس تیم ملی این کشور و در ازای داشتن زندگی بهتر در آذربایجان بلیط تهران باکو تهیه کردند و با لباس تیمی که روزی آن را مقدس می‌خواندند، وداع کردند.
اردیبهشت گذشته بود که در اقدامی غیرمنتظره ملی‌پوش تیم تکواندوی کشورمان تابعیت کشور آذربایجان را پذیرفت. میلاد بیگی، ملی‌پوش وزن ۸۰- کیلوگرم تیم تکواندوی بزرگسالان ایران با تغییر تابعیت خود به تیم ملی آذربایجان رفت تا برای کشوری غیر از ایران مبارزه کند. وی که دی‌ماه گذشته به اردوی تیم کشور راه یافت و حتی با تیم ملی ایران توانست مقام قهرمانی جام فجر را به دست بیاورد؛ در حالی که از او به عنوان یکی از اصلی ترین امیدهای تکواندو کشور در مسابقات جهانی روسیه یاد می‌شد ترجیح داد تا برای کشور آذربایجان مبارزه کند.
این در حالی بود که در روزهای پایانی سال گذشته اعلام شده بود که وی آسیب دیده و برای وی جایگزینی هم انتخاب شده بود، اما آنچه از اردوی تیم ملی به بیرون درز کرد، این بود که بیگی در اردوهای تیم ملی هم مربیان را به انجام تصمیم خود تهدید کرده بود و در نهایت آن را عملی هم کرد.
بیگی پس از قبول تابعیت آذربایجان برای این تیم در مسابقات آراد اوکراین هم به میدان رفت و در مسابقه فینال، بازی را به یونس ساری از ترکیه واگذار کرد و یک مدال نقره برای آذربایجانی‌ها کسب کرد.

این موج به ماراتن رسید


اما این پایان ماجرا نبود. پس از آنکه محمد باقری معتمد، برنده تنها مدال تکواندوی ایران از المپیک لندن اعلام کرد برای همیشه از ایران خواهد رفت و دلیل این مهاجرت را پیش آمدن مشکلات عمده بعد از رای ندادن به رییس فدراسیون در مجمع انتخاباتی عنوان کرد؛ نوبت به محمدجعفر مرادی، قهرمان دو ماراتن کشور رسید تا وی نیز ساز رفتن کوک کند.
دونده ماراتن ایران که سهمیه المپیک را کسب کرد، مدعی شده است در صورت ادامه‌دار بودن شرایط فعلی به کشور دیگری مهاجرت می‌کند. در چند هفته اخیر گلایه‌های این دونده ایران از شرایط تمرینی و برنامه‌هایش به گوش رسید تا اینکه او در جدیدترین اظهارنظرش تهدید کرده که اگر این شرایط ادامه‌دار باشد از ایران می‌رود و برای یکی از کشورهای امارات و یا سوئد مسابقه می‌دهد.
مرادی با اعلام این مطلب می‌گوید: «در خرداد ماه سال جاری در ماراتن سوئد موفق شدم نایب قهرمان شوم و مسئولان دو‌و‌میدانی این کشور اعلام کردند که اگر در این کشور بمانم سالی 200 تا 300 هزار دلار درآمد دارم اما من ترجیح دادم به ایران بیایم اما بعد از برگشتنم به ایران هیچ چیز تغییر نکرد و انگار نه انگار که من در این مسابقه دوم شده‌ام.»
او در ادامه می افزاید: «اگر مسئولان هزینه‌های قبلی و برنامه‌های آینده من را ندهند من می‌روم و برای یکی از دو کشور سوئد یا امارات مسابقه می‌دهم و در واقع قید المپیک را می‌زنم. من به جز دو‌و‌میدانی کار دیگری ندارم که بتوانم درآمدی داشته باشم بنابراین باید هزینه اردو و برنامه‌هایم پرداخت شود. اگر به این کشورها بروم در حد تیم ملی آنها فعالیت می‌کنم. در ماراتن سوئد نفر اول این کشور سوم شد و من دوم شدم.»
مرادی با بیان اینکه علت تصمیم او را باید از مسئولان پرسید می‌گوید: «نمی‌دانم
چرا رسیدگی لازم از طرف مسئولان صورت نمی‌گیرد و تقصیر آنهاست که به ورزشکاران اهمیت لازم را نمی‌دهند. فقط به ورزشکارانی که در گذشته مدال گرفتند رسیدگی می‌شود و به افرادی که شانس دارند و یا اینکه فقط می‌توانند نتیجه خوبی بگیرند توجه نمی‌شود. همین باعث می‌شود که انگیزه‌ها کم شود و کار به جایی می‌رسد که من الان تمرین نمی‌کنم و فقط در خانه هستم.»
دونده ماراتن ایران با بیان اینکه اگر برنامه‌هایش عملی شود در ایران می‌ماند، تصریح می کند: «اگر رسیدگی به من مانند رسیدگی کشورهای دیگر به ورزشکاران المپیکی آنها باشد در ایران می‌مانم. من اگر به کشورهای دیگر بروم می توانم جایزه‌های زیادی از مسابقه‌های
ماراتن در دنیا به دست بیاورم. در هر صورت همه چیز به مسئولان بستگی دارد که چه کاری می‌کنند تا من در ایران بمانم.»
به هر حال در شرایطی که به نظر می‌رسد
مشکلات ورزش ایران تمامی ندارد، اینک موج دوباره مهاجرت ورزشکارانی که از سوء‌مدیریت و تصمیمات سیاسی در حوزه ورزش خسته و دلخور به نظر می‌رسند، اندک‌اندک می‌رود تا به بحرانی در ورزش ایران تبدیل شود. بحرانی که می‌بایست مدیران تصمیم‌گیر ورزش کشور هرچه سریع‌تر در خصوص آن تصمیم‌گیری کنند.

 

ماه رویان شماره : 318