Logo3
رضا احدی

رضا نداف احدی بازیکن و کاپیتان سابق استقلال پس از مدتی دست و پنجه نرم کردن با مرگ نتوانست بیماری سرطان را دریبل کند و در حالی‌که تنها 53 سال داشت دار فانی را وداع گفت.


وی سابقه عضویت در تیم‌های باشگاه فوتبال استقلال تهران و باشگاه فوتبال روت‌وایس اسن را دارد. او از معدود لژیونرهای ایرانی بود که در دهه شصت شمسی برای بازی در باشگاهی در آلمان دعوت شد و در لیگ آلمان بازی کرد. احدی همچنین در مدت کوتاهی که مسئول تیم جوانان استقلال بود فوتبالیست‌هایی مانند وحید طالب‌لو، خسرو حیدری و آندرانیک تیموریان را به فوتبال ایران معرفی کرد.

رودی فولر ایران


رودی فولر ایران یکی از محبوب‌ترین بازیکنان تاریخ استقلال است. کسی که از لحاظ اخلاقی مثال‌زدنی بود و در دهه 60 بهترین بازی‌ها را برای آبی‌پوشان به نمایش می‌گذاشت.
احدي در سن 17 الي 18 سالگي بازيكن ثابت استقلال شد و در ميان هافبك‌هاي بزرگ آن زمان استقلال توانست جايگاه مناسبي براي خودش دست و پا كند. او كه حتي بازوبند كاپيتاني استقلال را هم براي مقطعي بر بازو بست، در سن 18 سالگي و دربي معروف 62 نقش قابل‌توجهي در برتري يك بر صفر آبي‌پوشان مقابل پرسپوليس داشت و در خط مياني پرسپوليسي‌ها را به دردسر انداخت.

4 پاس گل در يك بازي


سیاوش بختیازی‌زاده در مورد توانایی‌های احدی در مستطیل سبز می‌گوید: از توانايي‌هاي تكنيكي احدي همين بس كه به بازي سال 64 استقلال مقابل برق تهران اشاره كنيم و از 4 پاس گلي كه او به جعفر مختاري‌فر داد، بگوييم. دادن 4 پاس گل در يك بازي كاري بود كه احدي انجام داد و در حال حاضر هم از كمتر هافبكي در فوتبال ما برمي‌آيد.

محبوب پرسپوليسي‌ها


احدي در مقطع كوتاهي هم پرسپوليسي شد. او سابقه بازي براي پرسپوليس مقابل شموشك در سال 74 را هم دارد كه تنها 63 دقيقه بازي كرد و ديگر براي سرخپوشان به ميدان نرفت. با وجود همين بازي 63 دقيقه‌اي، احدي به‌واسطه اخلاق خوبش محبوب پرسپوليسي‌ها هم شد و نه تنها استقلالي‌ها دوستش داشتند بلكه پرسپوليسي‌ها هم براي اين هافبك تكنيكي احترام خاصي قایل بودند و هنوز كه هنوز است از او به نيكي ياد مي‌كنند.
حسرتي كه رضا مي‌خورد
احدي تمام مراحل مربي شدن را طي كرد و مدارك آن را هم گرفت اما به واسطه كم‌حرف و محجوب بودنش هرگز نتوانست به خواسته‌اش که مربيگري و انتقال تجربه‌اش به نسل جوان بود، برسد. او در آلمان هم بازي كرد و از شرايط فني لازم براي تبديل شدن به يك مربي خوب برخوردار بود اما در اين خصوص به حقش نرسيد. وی در مقطعي كوتاه سرمربي تيم‌هاي پايه‌اي استقلال شد و يكي، دو جاي ديگر هم بسيار كوتاه كار كرد اما وقتي پاي درددلش مي‌نشستيم، از حسرت هميشگي‌اش مي‌گفت که دوست داشت كار كند و اين توقع را هم از همبازيان سابقش داشت كه اگر شرايط براي كار فراهم شد، از تجربيات او هم استفاده كنند اما فوتبال مافيايي و چرخه مربياني كه از اين تيم به آن تيم مي‌روند، اجازه نداد احدي شانس كار در تيم‌هاي ليگ برتري را به آن شكل كه خودش مي‌خواست، پيدا كند.
رضا هميشه حسرت مي‌خورد اما بر زبان نمي‌آورد و زمانی كه هنوز روي تخت بيمارستان نيفتاده بود، مي‌گفت: حق من خانه‌نشيني نيست. من دوست دارم كار كنم و از خدا مي‌خواهم اين فضا فراهم شود تا به خواسته قلبي‌ام يعني مربيگري در فوتبال ايران برسم.

عيادت‌هاي بي‌موقع


خيلي از بزرگان استقلال هدايت تيم‌هاي ليگ برتري و ليگ يكي را به دست گرفتند، افرادي چون مظلومي، مرفاوي و... اما كسي براي همكاري با احدي پيشنهادي نداشت. شايد دليل اصلي‌ اين بود كه احدي كم‌حرف و محجوب بود و اين با روح مربيگري و سبك فوتبال ما سازگار نيست. احدی هم مثل بسیاری دیگر از ورزشکاران بزرگ کشور وقتی روی تخت بیمارستان افتاد، خيلي‌ها يادشان افتاده كه سري به احدي بزنند. تا زماني كه سالم و سرحال بود، كسي حالش را نمي‌پرسيد و مورد بي‌مهري قرار مي‌گرفت.

ماه رویان شماره : 319