Logo3
Masoud Pezeshkian0

حسن مخترع/ ماه‌رویان


دکتر مسعود پزشکیان

 

نام آشنای حوزه سلامت و بهداشت، ‌وزیر اسبق بهداشت و نماینده چندین دوره مجلس شورای اسلامی است که به خاطر آشنایی با قرآن و مطالعاتش در حوزه نهج البلاغه، در بیشتر نطق‌ها و سخنانش به آیات قرآن و خطبه‌های حضرت علی (ع) در نهج البلاغه رجوع و استناد می کند. شاید به خاطر ایستادگی او بر مواضعش در عین داشتن نگاه منتقدانه به وضعیت موجود است که برخی او را اصلاح طلب اصولگرا خطاب می‌کنند. موضوع اصلی گفتگو با دکتر پزشکیان نقد و بررسی عملکرد قوای سه‌گانه در رابطه با پشگیری از فساد بود با این وجود سؤالات فرعی وگریزهای گاه و بیگاه، این گفتگو را از موضوع فساد تا محیط زیست، از بودجه نویسی تا تحول نظام سلامت کشاند.
پزشکیان در این گفت‌وگو سیستم نظارتی را در ابعاد مختلف به خاطر عدم داشتن ساختار و عدم به کارگیری افراد مناسب و متناسب با نظارت، به چالش می‌کشد و معتقد است باید روش تصمیم‌گیری‌های ما بر اساس آخرین شواهد باشد. وزیر بهداشت دولت اصلاحات که که بین سال‌های80 تا 84 و در دولت هشتم این مسئولیت را عهده‌دار بود، می گوید: با تغییر هر دولتی افراد تریلی وار تغییر داده می‌شوند. همه را عوض می‌کنند؛ حتی آبدارچی را عوض می‌کنند. خیلی وقت‌ها این افراد هرگز در سیستم نبوده‌اند. اگر دلشان هم بخواهد و علامه دهر هم باشند، نمی‌توانند نظارت کنند. چون سیستم را نمی‌شناسند. کسی می‌تواند بر سیستمی نظارت کند که آن را بشناسد. پزشکیان درقسمت دیگری از این گفت‌وگوی مشروح با نقد نحوه قانون‌نویسی و تصویب آن در مجلس می‌افزاید: ما در مجلس طرح می‌آوریم، اما بدون هیچ مطالعه، مستندات و شواهدی مبنی بر اینکه در کجای دنیا این طرح اجرا شده و چه نتایجی داشته است؟ چقدر فراگیر بوده و چه آثاری داشته است؟ همین‌طوری می‌گویند، بنویسید و بدهید تصویب کنیم. 36 سال است که دارند مثلا به نفع روستایی‌ها قانون تصویب می‌کنند. برای آب روستایی، خاک روستایی و بهبود کار روستایی قانون می‌نویسیم؛ در حالیکه روستا همچنان گرفتار و درگیر مشکلات کار، آب و زندگی است. اگر ما حرف درست می زدیم و قانون درست می‌نوشتیم 6 ماه بعد آن را عوض نمی‌کردیم.


مشروح گفتگوی ماه‌رویان  با مسعود پزشکیان در ادامه آمده است:


با توجه به حضور چند دوره‌ای شما در مجلس شورای اسلامی، به نظر شما مجلس به عنوان یک نهاد قانون‌گذار با اختیارات نظارتی چه پتانسیل‌هایی در پیشگیری از فساد دارد و تا چه حدی توانسته است از این پتانسیل استفاده کند؟


آنچه که در کشور ما جای آن به‌عنوان یک‌سیستم خالی است، تصور می‌کنم سیستم نظارتی است. این علیرغم وجود تشکیلات متفاوتی با این اسم است. ما نهاد‌‌‌ها و سیستم‌های نظارتی زیادی داریم؛ ولی هیچکدام به شکل علمی و کارشناسی شده روند کار را نظارت نمی‌کنند و چون نظارت نمی‌کنند، اشکالاتی همواره به وجود می‌آید. وقتی می‌گوییم عده‌ای را به جرم اختلاس چند هزار میلیارد تومانی دستگیر کرده‌ایم، نشان دهنده این است که این قدر بی‌توجه و از قافله عقب بوده‌ایم که روز به روز بر حجم تخلفات و اختلاس‌های مالی این افراد افزوده شده است که زمین و زمان خبردار شده و همه فهمیده‌اند که آن عده چه کار می‌کنند، اما تازه سیستم نظارتی و قضایی ما می‌گوید این‌ها را گرفته‌ایم. اگر ما درست نظارت و رصد می کردیم و در اولین انحراف جلو آن‌ها را می‌گرفتیم، کار به اینجاها نمی‌کشید. حتا وقتی می‌خواهیم محاکمه کنیم، نمی‌توانیم همه دست‌اندرکاران وقوع این تخلفات را محاکمه کنیم. برای این‌که آن سیستم نظارتی درست را نداریم. این همان مشکلی است که در تمام شئون کشورمان می‌توانیم آن را ببینیم. ما به عنوان نماینده مجلس حتا در کمیسیونی که ظاهرا مرتبط‌ترین افراد با موضوع کمیسیون یعنی کمیسیون سلامت، در آن عضو هستند، نمی‌توانیم سیستم را بر اساس قوانینی که نوشتیم، به روز رصد کنیم و یا قانونی را که می‌نویسیم بر اساس سیستم نظارت باشد، چه رسد به کمیسیون‌های دیگری که به طریق اولی از این مساله بی‌خبرند. ما به ظاهر هر روز در مجلس قانون می‌نویسیم. به جای این همه قانون نوشتن، باید نصف زمان را بر نظارت و کنترل حرف‌هایی که می‌زنیم، بگذاریم تا ببینیم چه اندازه از حرف‌ها، اجرا می‌شود و تا چه اندازه از این حرف‌هایی که اجرا می‌شود، منجر به تحقق اهدافی خواهد شد که ما در ذهن داشتیم. خیلی وقت‌ها اهدافی را که به اسم حل مشکلات جامعه در قانونی که می‌نویسیم و تعبیه می‌کنیم؛ خود، مشکلی بر مشکلات جامعه می‌افزاید. چون نظارت نمی‌کنیم، این قانون سال‌های سال در جامعه باقی می‌ماند و خود مشکل و معضلی بر زندگی مردم ما اضافه می‌کند. به نظر من اساسی‌ترین مشکلی که در مجلس، دولت و قوه قضاییه وجود دارد، ساختار نظارتی است. نظارتی که به روز باشد. در مباحث اعتقادی گفته می‌شود خدا از رگ گردن به ما نزدیک‌تر است و از دل آدم هم خبر دارد. می‌گویند دو فرشته وجود دارند که ناظر بر اعمال انسان هستند. فلسفه ای وجود دارد که می‌گوید: انسان همیشه در حال نظارت است. آن‌ها که خدا را عبادت می‌کنند، می‌خواهند خداگونه شوند. باید همان راهی را بروند که خدا برای بندگانش قرار داده است. خدایی که خوبی‌ها و بدی‌ها را می‌بیند، به خوبی‌ها پاداش می‌دهد و برای زشتی‌ها مجازات تعیین می‌کند. جوامعی که حاکمیت اسلامی، قانون نویسی اسلامی و قضاوت اسلامی دارند، باید حداقل شباهتی با این روند داشته باشند تا بر کسی که درست کار می‌کند و یا غلط کار می‌کند، نظارتی و یا ابزاری برای مداخله و کنترل داشته باشند. ما در این رابطه خیلی ضعیف هستیم. آن ساختار اداری هم که درست کرده‌ایم علمی و کارشناسی نیست. ما فقط آدم‌ها را عوض می‌کنیم.
به اعتقاد شما با توجه به تعدد نهادهای نظارتی و وجود مناصب با اختیارات نظارتی، ساختار طوری است که تخلفات و مفاسد از چشم این نهاد‌ها پنهان می‌ماند؟ آیا این افراد فاقد توانایی و اراده لازم برای نظارت صحیح و مؤثر هستند؟
وقتی ما پشت سر هم آدم عوض می کنیم؛ آدم‌ها را بر اساس سیاسی کاری می‌ آوریم. بر این اساس که آیا این فرد با ما هم سلیقه است یا نه؟ حرفی را که ما می‌گوییم قبول می‌کند یا نه؟ این متأسفانه روش کار شده است. اما شما وقتی دنبال پزشک می‌روی، به دنبال کسی نمی‌روی که از نظر سیاسی و اعتقادی با تو هم‌خوان باشد، دنبال کسی هستی که دردت را درمان کند. کاری با اعتقاد و باورش نداری. ممکن است کاملا در نقطه مقابل شما باشد ولی شما به دنبال درمان‌گر خود هستی. وقتی ساختاری را مدیریت می‌کنیم باید دنبال کسی باشیم که به درد آن کار بخورد نه دنبال کسی که حرف ما و دیدگاه ما را داشته باشد. نگاه ما محترم است ولی باید در آن‌جا با یک نگاه تخصصی و در چارچوبی قانونی کار انجام شود. متاسفانه در سیستم، این کار را انجام نمی‌دهیم. با تغییر هر دولتی افراد به صورت تریلی‌وار تغییر داده می‌شوند. همه حتا آبدارچی را عوض می‌کنند. خیلی وقت‌ها این افراد هرگز در سیستم نبوده‌اند، اگر دلشان هم بخواهد و علامه‌دهر هم باشند نمی‌توانند نظارت کنند؛ چون سیستم را نمی‌شناسند. کسی می‌تواند بر سیستمی نظارت کند که آن را بشناسد. انگار به یک فوق‌تخصص یک رشته غیر مرتبط بگویید برود و بر بازار نظارت کند. اگر به کسی که در بازار رشد کرده و بزرگ شده بگویید بر بازار نظارت کن، او بلد است چگونه نظارت کند. کسی که در صنعت بوده و در صنعت بالا آمده است، می‌تواند بر صنعت نظارت کند و کسی که در بانک بوده می‌تواند بر بانکی‌ها نظارت کند. آدم‌های سیاسی را با رویکردهای سیاسی می‌گذارند و می‌گویند برو و نظارت کن. این‌ها حتا اگر بخواهند هم نمی‌توانند این کار را بکنند. حتا برای انتخاب ناظر از درون سیستم هم راهکار و سازکارهایی باید وجود داشته باشد که جای بحث دارد. این به هم ریختگی بعد از گذشت 36 سال انقلاب، قابل قبول نیست. اوایل انقلاب شاید قابل قبول بود می‌گفتیم تازه انقلاب کرده ایم، جوان‌های ما بی تجربه‌اند، اما امروز این وضعیت قابل قبول نیست

آن زمان گویا فساد کمتر هم بوده است!


بله.آن زمان بحث چیز دیگری بوده و اکنون بحث چیز دیگری است. مشکل اصلی ما نبود سیستم علمی و کارشناسی در نظارت و عدم وجود آدم‌های مناسب با کار در جای خود است.

منظور از آدم‌های مناسب و استفاده از آن‌ها در جای خود دقیقا چیست؟


منظور این نیست که آدم‌هایی که سر کارند، آدم‌های نادرستی هستند، منظور این است که مثلا اگر برای درمان بیماری به یک مهندس مراجعه کنید، مهندسی چه ربطی به بیماری دارد؟ این کار را نباید انجام داد، اما شاهد آن هستیم که در حوزه‌های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی کسانی را می‌آورند که هیچ ربطی به آن حوزه ندارند. شاید مهارت این را نداریم که تشخیص دهیم با چنین به کار گماردن‌ها چه بلایی سر آن سیستم آورده‌ایم. برخی از مسائل اجتماعی 5 تا 10 سال بعد آثار مخرب خود را آشکار می‌کنند. بعد از 10 سال آن آقا می‌رود و کسانی جدید می‌آیند و یقه آن یکی را می‌گیرند که چرا قضیه چنین شده است. خیلی از مسائل آب، خاک، هوا که امروزه با آن دست به گریبان هستیم، زاییده امروز و دیروز نیستند. از 15-‌‌20 سال پیش زمینه تخریب این‌ها را فراهم کرده ایم، اما اکنون که طبیعت صورت خشن خود را نشان می‌دهد، می‌گوییم چرا وزیر نیرو، وزیر کشاورزی و دیگران فکری به حال ما نمی‌کنند. آن‌ها در حال حاضر نمی‌توانند برای این مشکلات فکری بکنند، حتا اگر بخواهند هم نیاز به زمان دارند چون موضوعات به این سادگی قابل حل شدن نیست و نیاز به فرایندی 10-15 ساله دارد؛ چون ما همیشه چیزهایی که خیلی نزدیک است را می‌توانیم ببینیم و لذا به این دلیل است که همه مشکلات را به یک دشمن خارجی ربط می‌دهیم. بلاهایی که سر خودمان آوردیم را به دیگران نسبت می‌دهیم، در حالی که خودمان کردیم. این خودمان هستیم که این آب و این خاک و این زمین و این ساختار اداری را به این شکل در آوردیم. این که دیگر به آمریکا ربط ندارد. این که کسی رانت هایی آنچنانی می گیرد، زمین های کشور را با رانت می‌فروشد و به تاراج می برد و سند سازی می‌کند که دیگر آمریکایی نیست؛ بلکه به این دلیل است که ساختار نیروی انسانی کشورمان و ساختار اداری قادر به انجام کار دقیق، عمیق و درست نیست.
در مجلس نهادی به نام «مرکز پژوهش‌ها» وجود دارد. آیا طرح ها و لوایح در این مرکز مورد پژوهش و کارشناسی قرار می‌گیرد؟ این مرکز در ساختار قانون‌گذاری توانایی پالایش طرح ها و لوایح غیرعلمی و به قول شما طرح‌های درست را دارد؟
این مرکز از لحاظ ساختاری کارآمد نیست و کاربرد محدودی دارد. مسائلی که وجود دارد، وسیع است و کارکرد این مرکز بیشتر مشورتی است و (Evidence) « تصمیم‌گیری بر اساس مدارک و شواهد» نیست. مجلس هم طوریست که هر کسی هر نظری داشته باشد، می تواند ارائه کند. چنین نیست که نظرات ما را بر اساس (Evidence) « شواهد و مدارک» طبقه بندی کنند. در صورتی که باید طوری باشد که از کسی که حرفی می‌زند و نظری می‌دهد پشتوانه علمی آن حرف را بخواهند. این‌که این طرح کجا اجرا شده؟ چه موفقیت‌هایی داشته و چه مزایا و معایبی دارد. ما این‌گونه حرف زدن را بلد نیستیم و اگر کسی با پشتوانه حرف بزند آن را برنمی‌تابیم. وقتی حرفی زده می‌شود این جایگاه قدرت است که آن حرف را تایید یا رد می‌کند. در حقیقت قدرت است که حرفش درست است نه محتوای آن حرف. در جنگ جمل یک طرف عایشه بود که به ام المؤمنین اشتهار داشت، طلحه و زبیر بودند، طلحه‌ای که به طلحه الخیر مشهور بود و طرف دیگر حضرت علی(ع) و یاران وفادار پیامبر بودند. کسی پیش حضرت علی(ع) آمد و گفت: من گیر کرده ام که شما حق هستید یا اینها؟ علی(ع) گفت: اعرف حق تعرف اهله. «تو حق را بشناس اهلش را هم خواهی شناخت.» معیار حق، آدم‌ها نیستند، بلکه این حق است که باید معیار باشد حتا وقتی خداوند در قرآن صفات مؤمنین را می گوید، مومنین را طوری توصیف می‌کند که حتا حرف خدا را هم کورکورانه و بدون تفکر نمی‌پذیرند چه رسد به آدم‌های معمولی مثل ما. آن وقت ما می‌گوییم حق نداری فکر کنی، حق نداری ببینی، وقتی که گفتم باید بپذیری. کجای اعتقاد ما، دین ما و باور ما گفته است بدون عقل چیزی را بپذیر؟ برای این‌که فردای روز قیامت به همه سؤالاتی که می شود تو باید جواب دهی. کسی که تورا منحرف کرده خودش مجازات مخصوص خود را دارد ولی تو خود هم به خاطر این‌که حرفی را ندیده ندانسته و فکر نکرده قبول کرده ای، مجازات خواهی شد. قرآن دو حرف و دو کار را به آدمی توصیه کرده است: یک، جز حق نگویید و دوم این‌که «آنچه را که علمش را ندارید، تکذیب نکنید و آنچه که نمی دانی را تکذیب نکنید و جز آنچه که می دانی را نگویی». این دو کار را خداوند از انسان خواسته است. کسانی که پیامبران و حرف انسان‌های مصلح را تکذیب کردند، این کار را به خاطر جهل و نادانی انجام دادند؛ چون نمی دانستند، تکذیب کردند. ما درست بر ضد این ها عمل می کنیم و بعد مرتب اسم دین ، پیامبر ، قرآن و خداوند را تکرار می کنیم و این ظلم مضاعف است بر کتاب، قرآن، امت، امام، رهبر و همه کسانی که دلشان بر این باورها می سوزد.

چه می شود که در مجلس مقارن با هجوم گرد و غبار به قسمت‌هایی از کشور، نقدهای زیادی از عملکرد مدیران زیست محیطی صورت می‌گیرد و 60 میلیارد از بودجه مبارزه با ریزگردها حذف می شود؟


البته من در جلسه ای که این اتفاق افتاد حضور نداشتم و به خاطر سالگرد 29 بهمن با جمعی از مردم آذربایجان به دیدار مقام معظم رهبری رفته بودیم ولی در کل، بودجه نویسی ما مشکلات اساسی دارد و کارشناسی و علمی نیست. چه کسی وقتی پولی دارد و مقدار آن طوری است که می تواند فقط یک نیازش را حل کند، این پول را صرف 10 نیاز می کند و می گوید بقیه اش را سال بعد می دهیم؟ ما در بودجه مملکت برای همه نیازها پول گذاشته ایم، اما برای هیچ کدام از نیازهایمان بودجه کافی صرف نمی‌کنیم. برای همه چیز پول می‌گذاریم و در هیچ کدام از موارد کار را نهایی نمی‌کنیم. یک عمر است برای آب، راه و جاده پول می‌گذاریم . بیاییم یک بار یکی را حل کنیم و سال بعد آن دیگری را. دقت نمی‌کنیم که هزینه تعدیل پیمانکاری پروژه هایی که انجام آن‌ها طول می کشد بر هزینه آن‌ها اضافه می‌شود برای گرد و خاک هم همچنین. اگر برنامه درستی برای حل مشکل نداشته باشیم نمی‌توانیم درست هزینه کنیم. مگر برنامه مدونی برای حل مشکل ریزگردها داریم؟ ما فقط هزینه می‌کنیم. وقتی ما نمی‌دانیم چگونه و به چه ترتیبی و با چه برنامه‌ای هزینه کنیم، آن وقت می‌خواهیم چه کار کنیم؟ در دولت قبل می‌گفتند همین‌جوری ساده دور هم می‌نشینیم و تصمیم می‌گیریم و فردایش اجرا می‌کنیم. این‌چنین تصمیم می‌گیریم و بعد از آن چندین دولت هم بیایند نخواهند توانست عوارض چنین تصمیماتی را جمع کنند. کلنگ 400 هزار میلیارد تومان را زدند و رفتند. الان با تورم، 600 هزار میلیارد تومان می شود. چه کسی به تو اجازه داده بدون پشتوانه مالی، بدون پول بروی کلنگ بزنی و در مردم توقع را بالا ببری؟ اگر پول نداشتند چرا هر استانی که می‌رفتند در بوق و کرنا می‌کردند که 500 پروژه مصوب شد و کلنگ می‌زدند؟ وقتی پولی نیست هزار تا پروژه را تصویب کن کی به کی است! وقتی مجلس پول مملکت را هرسال تصویب می کند و بودجه هر چیزی مشخص شده است، این مصوبه هایی که هر روز تصویب می‌شد از کجا تامین اعتبار می‌شدند؟ نه مجلس به این شیوه اعتراض می‌کرد که چه کاره‌ای که بدون مصوبه مجلس آنجا کلنگ می‌زنی؟ نه سیستم نظارتی، نه قوه قضاییه هیچ کدام اعتراضی نمی‌کردند. بعد می‌گوییم کی بود کی بود؟ همه می‌گویند ما نبودیم. حالا می‌خواهیم جلوی آن را بگیریم. جلو خودتان را بگیرید می‌خواهید جلو چه کسی را بگیرید؟ یکی خود ما در مجلس بودیم. اگر درست نظارت می‌کردیم او نمی توانست مصوبه‌های بی‌اعتبار تصویب کند.

شفافیت اطلاعات تا چه حدی و به چه شکلی در پیشگیری از فساد مؤثر است؟


چون که صد آمد، نود هم پیش ماست. وقتی حرف تو درست باشد، عملکرد تو درست باشد دیگر باکی نداری که شفاف باشی. نیازی به پنهان‌کاری نداری. آن را که حساب پاک است، از محاسبه چه باک است؟ وقتی من بر اساس اطلاعات درست آخرین تصمیماتم را می‌گیرم و علنا اعلام می کنم و می گویم اگر نقدی بر تصمیم من است و نقدی بر اساس داده صحیح است، من حرفی ندارم و می پذیرم. اگر داده ها و واقعیت‌های اجتماعی و تجربیات نشان داد و منطبق بر تصمیم‌های گرفته شده بود که مشکلی نیست. چون داده‌ها در تناقض با عملکرد ماست، می‌خواهیم داده ها را به هم بریزیم. عدم شفافیت در اطلاعات زمانی به وجود می‌آید که من می‌خواهم تصمیم بگیرم نه داده ها. اگر سیستم را طوری درست کنیم که تصمیم ها بر اساس داده‌ها باشد آن وقت، به این بلا‌ها گرفتار نمی‌شویم.

اگر رسانه‌ها را در خدمت شفافیت اطلاعات فرض کنیم، آنگاه آزادی رسانه‌ها چه نقشی می‌توانند در پیشگیری از فساد و نظارت بر تصویب و اجرا و نظارت بر قوانین ایفا کند؟


اینجا دو بحث وجود دارد. اولی، نبود سیستم «آدم درست در جای درست» است که باید اصلاح شود. در زمان ریاست جمهوری آقای خاتمی جوی درست شد که فضای رسانه ها باز شد و در همین فضا خیلی از رسانه مطالبی خلاف واقع و دروغ نوشتند. چون سیستم نظارت درست نبود بر خلاف همین داده‌ها آبروی برخی را بردند. رسانه حق ندارد داده غلط بدهد. باید در مقابل داده‌ای که می دهد جوابگو باشد. خود رسانه نباید عامل تخلف باشد. چون ساختار مناسبی وجود ندارد خیلی از آدم‌ها به اسم آزادی، اطلاعاتی را می دهند که درست و شفاف نیست و آبروی عده ای را خدشه دار می کنند. کسی نیست از این‌ها بپرسد تو چه کاره بودی آبروی فلان فرد را بردی؟ کو داده‌ات؟ خیلی از روزنامه ها برای آقای رفسنجانی، آقای خاتمی و کروبی پرونده درست کردند. کسی از این‌ها نپرسید این پرونده ها را بر چه اساسی درست کرده اید؟ آزادی رسانه‌ها هم باید بر اساس تصمیم سازی مبتنی بر شواهد باشد. نباید بدون دلیل و بدون استناد به شواهد متقن، با آبروی افرادی بازی شود و ذهن جامعه از آنچه که باید به آن معطوف شود را منحرف کند؛ چون این روند ساختارمند نیست این آزادی هم ساختار ندارد. بعضا افرادی که قصد و غرضی دارند آن آدم خوب را در رسانه ها له می‌کنند. آدم‌هایی که با رانت بالا می‌آیند، راحت می‌توانند تعدادی از رسانه ها را بخرند و یا خودشان رسانه درست کنند و خبر سازی کنند. چون سیستمی نیست که بتواند صحیح نظارت کند. در نتیجه برای درست کردن رسانه‌ها باید ساختار سیستم نظارت و افرادی که در آن هستند، درست باشند تا بستر آزادی برای مطبوعات فراهم شود تا داده‌ها و اطلاعات درست از طریق آن‌ها منتشر شود و کسی جرأت نکند که خلاف آن عمل کند. یک مجموعه ای است که در آن همه چیز با هم در ارتباط هستند. نمی‌شود به یکی آزادی داد و بدون نظارت رهایش کرد. باز یک آدم‌های رانت خوار و پولدار می توانند رسانه را بخرند. ممکن است عده ای را نتوانند بخرند، ولی عده ای را پول می دهند می خرند. خبر درست می‌کنند و شایعه درست می‌کنند.

معاون اول رییس جمهور سابق اعلام کرده که به تعدادی از نماینده‌ها پول داده است و عده‌ای هم این مساله را تکذیب می‌کنند، حالا به نظر شما این مساله به چه نحوی می‌تواند شفاف شود؟


- حرفی که آقای رحیمی گفت نشان می دهد که این‌ها برای مجلس و برای این‌که آدم‌های خودشان را بیاورند پول خرج کرده‌اند و این را باید قوه قضاییه بگوید که ازچه پولی خرج کرده‌اند و آیا از دولت مایه گذاشته‌اند. وقتی من برای تبلیغات در روستا ها می رفتم از من می‌خواستند برای مسجد یا فلان جا پولی بدهم که می‌گفتم پول ندارم. آن‌ها می‌گفتند پس فلانی چگونه پول داده است؟ می‌گفتم من از کجا بدانم از کجا فلانی پول داده است؟ به صورت هدفمند به عده‌ای پول می‌دادند و برای دولت هم این‌کار را کردند. قوه قضاییه و شورای نگهبان باید طوری نظارت کنند که چنین اتفاقاتی نیفتد که حالا فلانی بخواهد بگوید به 175 نفر پول داده و اسم هم منتشر می‌کند.

باتوجه به این‌که انتخابات مجلس دهم را پیش رو داریم، این روند پول خرج کردن و انتخاب شدن به چه شکلی باید عوض شود ؟


باید کسانی بیایند که جایگاه و پست نمایندگی را به عنوان طعمه نبینند؛ بلکه آن را به عنوان جایگاهی ببیند که مشکل جامعه و مردم و مملکت‌شان را حل کنند. کسی می تواند مشکل جامعه و مردمش را حل کند که تجربه، سابقه و علم لازم را داشته باشد. دو بنگاه را از ورشکستگی نجات داده باشد، دو تا کار خیر کرده باشد که مردم دیده باشند این کارها را. با حرف زدن و شعار دادن که کاری پیش نمی رود. یک عمر است داریم حرف می زنیم و شعار می دهیم. باید چنین آدم‌هایی به صحنه بیایند و کنار نکشند. مهم‌تر از آمدن و نیامدن این افراد اجازه ورود به انتخابات و تاییدیه صلاحیت این افراد است . چنین افراد و آدم‌های رک و محدود، به حلقه های خاص وابسته نیستند. این افراد ممکن است راحت حرفشان را بزنند و در مقابل یک سری ایده‌ها بایستند که البته ممکن است اشتباه هم بکنند. آدم‌های کارنکرده، آدم‌های بی تقصیری هستند. این درست نیست که ما آدم‌ها را به خاطر کارهایی که کرده‌اند و اشتباهاتی که داشته‌اند از حضور در صحنه محروم کنیم و بعد اجازه دهیم کسانی که هیچ کاری نکرده‌اند و پرونده شان خالیست بیایند در صحنه وارد شوند. معلوم است که چنین افرادی بیایند هیچ کاری نمی توانند بکنند. چنین افرادی بیایند و رای مردم را هم بگیرند و وارد مجلس شوند، مجلس حاصل از این افراد مجلسی نخواهد بود که بتواند مشکلی از مشکلات مردم را حل کند. شورای محترم نگهبان که در جایگاهی است که مرجع نهایی قانونی در این باب است اگر دید قانونی نوشته شده که خلاف قانون و شرع است در نهایت می توانند جلوی آن را بگیرند تا قانونی نامناسب از مجلس خارج نشود. اگر هم افرادی باشند و حرف‌هایی بزنند که شائبه غیر شرعی هم از حرف‌هایشان استنباط شود، باز بدون تأیید شورای محترم نگهبان طبیعتا قانونی از مجلس بیرون نمی آید. اگر مجلس درست شود، به دنبال آن دولت هم درست می شود. قوه قضاییه هم یک بحث حیاتی است که مقام معظم رهبری بر آن نظارت خاص دارند. طبیعتا یک سری از قوانین قوه قضاییه هم از خود مجلس بیرون می‌رود که هر دوتا می‌توانند برهم تاثیر گذار باشند. این قابل قبول نیست که ما در جامعه ای به اسم جامعه اسلامی زندگی کنیم و اشکالات و اشتباهات را زمانی ببینیم که ضرر خود را زده و خراب کرده است. وقتی که آب زیر ساختمان می رود و می خواهد ساختمان را بریزد اگر چشمی بینا وجود داشته باشد و این را تشخیص دهد جلو آن آب گرفته می شود، بدون آن‌که کسی در این میان قربانی شود.
ما در حال حاضر برای این خرابی ها باید خیلی ها را قربانی کنیم و از دست بدهیم؛ چون این خرابی به وجود آمده است باید بگوییم ما این کار را کرده‌ایم؟ به چه بهایی؟ به بهای این‌که اکثر کسانی که در این انقلاب بودند و در این سیستم حاضر بودند و حاضرند جان و زندگی شان را برای این انقلاب بدهند را پیاده شده از انقلاب بنامیم و بگوییم باید به حسابشان برسیم. این ضربه زیادی به آنها نیست این خالی شدن سیستم از انسان‌هایی است که تمام زندگی شان را برای این انقلاب و این سیستم گذاشته بودند و حاضر بودند فدا شوند. این جای خوشحالی ندارد؛ بلکه جای بسی تأسف است که چنین اتفاقاتی در حال رخ دادن است وهمه این‌ها ریشه در ضعف در نظارت و ساختار نظارتی دارد.

با توجه به این‌که تخصص شما پزشکی است و در دوره‌ای وزیر بهداشت بوده‌اید و در حوزه سلامت سابقه مدیریت و کارشناسی دارید، سیاست‌های بهداشت و درمان دولت و برنامه تحول نظام سلامت را چگونه ارزیابی می کنید؟


کاری که اکنون در وزارت بهداشت انجام می گیرد بر اساس تصمیم گیری مبتنی بر آخرین شواهد نیست و راهی انحرافی است! این روش برای دولت و کشور مشکل ایجاد خواهد کرد. در ضمن خیلی از بندهای برنامه تحول نظام سلامت در چهارچوب قانون و حتی درچهارچوب سیاست‌های کلی هم نیست. برای این‌که بتوانیم در کنار هم بنشینیم و زبان مشترک و نگاه مشترک داشته باشیم، باید قانون را به عنوان زبان مشترک و سیاست‌های کلی را به عنوان جهت گیری و نگاه مشترک بپذیریم. این نمی شود که قانون و سیاست‌های کلی نظام را به کناری بگذاریم و بر اساس نیت هرچند خیر و خوبمان کار کنیم.هرگز نمی گویم این‌ها افرادی هستند که سوء نیت دارند. ولی این کار قانونی نیست. هر کاری که بکنند چون قانونی نیست، قابل قبول نیست. در بند 5 سیاست های کلی ابلاغی مقام معظم رهبری در حوزه سلامت نوشته شده است که بدون سطح بندی و ارجاع، هیچ گونه پرداختی انجام نشود. در حال حاضر این‌ها می گویند هر چقدر هزینه شود 95 درصدش را می دهیم. بر چه حسابی این پرداخت انجام می‌شود؟ این همان اقتصاد بچه پولدارهاست. در اروپا و آمریکا هم بر اساس سطح بندی افراد را ارجاع می‌دهند. وقتی می‌شود سرماخوردگی را یک پرستار یا پزشک عمومی با توصیه حل کند، چه لزومی دارد یک فوق تخصص آن را ببیند و آزمایشات گران قیمت انجام شود. به نظرمن این کار غیر علمی و غیر کارشناسی است و به ضرر اقتصاد بهداشت است. در مقطعی ما را در صدا و سیما تحریم کرده بودند که ما حرفی نزنیم و این‌ها هر روز تعریف از خودشان کنند. این‌که جلوی داده و شواهد را بگیریم، مثل این است که کیسه صفرا یا آپاندیسیت کسی در آستانه انفجار است و ما مرتبا مسکن بزنیم که این دردها را متوجه نشود. این مسکن باعث می شود درد را نفهمد و عفونت کند و بترکد و طرف را به کام مرگ بفرستد. متاسفانه روند کار ما روند کار علمی نیست.

[testimonial style="2" name="حسن مخترع" title="سرویس خبر" company="ماهرویان" url="http://mah-rooyan.ir"]Mah-Rooyan.IR[/testimonial]

[contact_form email="این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید"]