Logo3

بازخوانی لحظه به لحظه ورود امام(ره) به میهن

شهید دکتر مفتح، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و رابط روحانیت مبارز.
شهید آیت‌ا... فضل‌اله محلاتی، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و رابط روحانیت مبارز.
هاشم صباغیان، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و رابط نهضت آزادی.
اسداله بادامچیان، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و رابط هیات‌های موتلفه اسلامی.
کاظم سامی، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و رابط جاما.
حسین شاه‌حسینی، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و رابط جبهه ملی.

مسیر امام خمینی در صبح ۱۲ بهمن ۵۷ از فرودگاه تا برگشتن به مدرسه رفاه به شکل هیجان‌انگیزی پر از جزییات است:
ساعت ۹:۳۰ صبح
گروهی از دانش‌آموزان سرود خمینی‌ای امام را در سالن فرودگاه اجرا می‌کنند.
یک دانشجو به نام نصراله شادنوش به نمایندگی از جامعه دانشجویان متنی را در خوشامدگویی امام (ره) می‌خواند. این متن را آقای مطهری نوشته بود.
آیت‌ا... طالقانی و دکتر بهشتی به خاطر فشار جمعیت و ازدحام با رفتن امام (ره) به بهشت زهرا (س) مخالف بودند. امام (ره) منتظر شدند و وقتی حرف آن‌ها تمام شد، پرسیدند ماشین کجاست؟ من قول داده‌ام به بهشت زهرا (س) بروم و می‌روم.
ساعت ۱۲:۳۰ ظهر
قرار بود امام دانشگاه تهران هم بروند و تحصن عده‌ای از روحانی‌ها هم در آنجا تمام شود اما خیابان انقلاب و مقابل دانشگاه آن‌قدر شلوغ بود که احمدآقا و محسن رفیقدوست ـ راننده بلیزر‌ـ امام (ره) را منصرف کردند.
این‌جا اول این خیابان، ‌امام (ره) نگاهی به مردمی که خودشان را هرطور بود به ماشین رسانده بودند و برایش دست تکان می‌دادند کرد و گفت: «من با این مردم کار دارم و این مردم هم با من کار دارند.»
ساعت ۱۳:۴۵ ظهر
بلیزر ناگهان خاموش شد. امام (ره) اصرار داشت که پیاده شود. می‌گفت ما باید برویم قطعه۱۷ مردم منتظر هستند، در را باز کنید. رفیقدوست نمی‌دانست چه کار کند. چون موتور خاموش شده بود و در‌ها که قفل بودند دیگر باز نمی‌شدند. فقط می‌گفت عجله نکنید، چشم! می‌رویم. بالاخره هلی‌کوپتر آمد و تا قطعه ۱۷ را با آن رفتند.
ساعت ۱۴:۳۰ ظهر
پسری ۱۱ـ۱۲ساله چند آیه قرآن می‌خواند.
سرود برخیزید ‌ای شهیدان راه خدا اجرا می‌شود.
امام (ره) سخنرانی‌اش را شروع می‌کند؛ «ما در این مدت مصیبت‌ها دیده‌ایم، مصیبت‌های بزرگ». صدایش بم و رساست؛ محافظ‌ها و دور و بری‌ها خوشحال هستند و تعجب کرده‌اند که امام (ره) در آن فشار و خستگی چطور تاب آورده است. احمدآقا توی هلی‌کوپتر از همین خستگی بی‌هوش شد.
ساعت ۱۵:۳۰ ظهر
سخنرانی تمام شده. هلی‌کوپتری که برای بردن امام (ره) آمده سه بار سعی می‌کند بنشیند ولی نمی‌تواند. شلوغ است. عبا و نعلین امام (ره) در می‌آید و بین جمعیت گم می‌شود. ایشان را به جایگاه برمی‌گردانند و پارچه‌ای روی سرشان می‌کشند تا گردوغبار هلی‌کوپتر اذیتش نکند.
ساعت ۱۶
آمبولانس شرکت نفت می‌آید. ناطق نوری و احمدآقا به همراه امام (ره) سوار می‌شوند و آمبولانس به طرف جاده قم می‌رود. آن هلی‌کوپتر هم از بالا دنبالشان می‌رود تا بالاخره در بیابانی، جایی بنشیند و امام (ره) را به آن منتقل کنند.
ساعت ۱۷
بین راه چند بار پیاده شدند و پرس‌وجو کردند. بالاخره پیدا کردند. فقط زن‌ها خانه بودند. مرد‌ها رفته بودند استقبال از امام (ره). ناهار خوردند و تا ۱۰ شب آنجا ماندند تا خیابان‌ها خلوت شود.
ساعت ۱۷:۱۵
هلی‌کوپتر روی شهر است. خلبان می‌گوید هر جا بخواهید فرود می‌آیم. حال امام (ره) خوب نیست. می‌روند سمت بیمارستان هزارتختخوابی ـ امام خمینی (ره) فعلی ـ و فرود می‌آیند.
آمبولانس آماده نبود و امام (ره) را با پژو یکی از پزشکان بیمارستان تا انتهای بلوار کشاورز بردند. پیکان ناطق‌نوری از صبح آنجا بود و همگی سوارش شدند.
۱۷:۳۰
همه فکر می‌کردند امام از بهشت‌زهرا (س) می‌رود مدرسه رفاه اما نرفته بود. همه نگران بودند. آنجا در بلوار کشاورز تصمیمش را گفت؛ می‌خواست برود خانه برادرزاده‌اش و کسی هم نمی‌توانست منصرفش کند. آدرس هم دقیق یادش نبود. ۱۵سال از ایران دور مانده بود. فقط می‌دانست حوالی جاده شمیران
یعنی شریعتی حالا است.
۲۲:۳۰
با احمدآقا به مدرسه رفاه برگشتند. نزدیک نصفه‌شب بود و دیگر جان همه از نگرانی به لبشان رسیده بود.
مدرسه رفاه: حدود ۱۰سال قبل از انقلاب شهیدان بهشتی، باهنر و رجایی این مدرسه را راه‌انداختند؛ شامل یک دبستان و یک مدرسه راهنمایی در خیابان ایران بود. امام (ره) اولین شب را بعد از ورود اینجا بودند و به دلیل کوچکی اینجا صبح فردا به مدرسه علوی رفتند.
مدرسه علوی: اینجا محل سکونت امام (ره) تا قبل از رفتنشان به قم و بعد جماران بود. ملاقات‌های امام (ره) با مردم و آن عکس‌های معروف در همین مدرسه است. مدرسه علوی هم در خیابان ایران است

 

تهرانچی، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و رابط بازار.
علی دانش‌منفرد، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و رابط انجمن اسلامی معلمان.
پس از معرفی این افراد، اعضا جلسه‌ای در تاریخ ۱/۱۱/۵۷ به صورت رسمی در مدرسه رفاه تشکیل دادند و در این جلسه شهید آیت‌ا...مرتضی مطهری به‌عنوان رییس کمیته استقبال از امام خمینی انتخاب شد و صباغیان به‌عنوان معاون کمیته برگزیده شد. سپس بعد از آن شاخه‌ها و گروه‌های کاری کمیته تشکیل شد که شامل گروه‌های؛ تبلیغات، انتظامات، تدارکات مالی، ‌برنامه‌ریزی و تشریفات، برنامه‌ریزی داخلی و پذیرایی، روابط عمومی، اطلاعات، درب ورودی و دو واحد به صورت واحد شهرستان‌ها و واحد خبرنگاران داخلی و خارجی ترسیم و طراحی گردید. مسئولیت و محدوده کاری این شاخه‌ها عبارت بود از:
- شاخه تبلیغات: انجام کلیه امور تبلیغات شامل تکثیر اعلامیه‌ها، حضور در راهپیمایی‌ها، ابلاغ نقطه نظرات لحظه به لحظه امام و کمیته استقبال به مردم و تهیه شعار‌ها.
- شاخه انتظامات: مراقبت و تامین امنیت همه جانبه کمیته استقبال و اطراف کمیته استقبال (مدرسه رفاه) و تنظیم انتظامات راهپیمایی‌ها و انتظامات مسیر حضرت امام از فرودگاه تا بهشت‌زهرا با یاری جستن از مساجد، ائمه جمعه و نیروهای مؤمن مساجد.
- شاخه تدارکات: تامین کلیه نیازهای تدارکاتی کمیته استقبال شامل تامین موادغذایی، تامین کلیه امکانات مالی، تهیه بلندگو و... برای کلیه واحدهای فعال کمیته.
- شاخه برنامه‌ریزی تشریفات: تهیه و تنظیم برنامه‌ریزی برای ورود امام به کشور تا استقرار در مدرسه رفاه، مسئول برنامه‌ریزی از لحظه نشستن هواپیما در فرودگاه و اینکه چه کسی برای استقبال و خیرمقدم از امام وارد هواپیما بشود، تهیه برنامه‌های داخل سالن فرودگاه، تنظیم و استقرار نیروهای داخل سالن، تهیه ماشین برای بردن امام از فرودگاه تا بهشت زهرا و ...
- شاخه برنامه‌ریزی داخلی: مشخص کردن فرد یا افراد مسئول برای کلیه امور، تعیین و برنامه‌ریزی تیم‌های انتظامات داخل، تهیه کارت برای افراد و ...
- شاخه واحد شهرستان‌ها: ارتباط منظم با شهرستان‌ها و ارسال اعلامیه‌ها و اخبار به آن‌جا و اخذ اخبار و اطلاعات و نیازهای آنان.
- شاخه خبرنگاران داخلی و خارجی: آماده کردن زمینه مناسب جهت پوشش خبری اخبار نهضت اسلامی توسط خبرنگاران داخلی و خارجی در داخل و خارج از کشور.
این شاخه‌ها هم‌چنین برای تسهیل در اقدامات خود، گروه‌های کاری را تشکیل دادند که از آن

 

جمله می‌توان به گروه‌های تبلیغات داخلی با عضویت افرادی چون مهدی سعیدمحمدی، محمود مرتضایی‌فر، عباس عطری، مرتضی لاجوردی، محمد واحدی، مهدی غیوران، عباس یزدان‌پناه و گروه شعار با عضویت مرتضی بهرامی، حسن راستگو، کاظم نیکنام، اکبری و... اشاره کرد. دیگر گروه‌های کاری که هر یک به یکی از شاخه‌های اصلی مربوط بودند، عبارتند از:
- گروه تاسیسات با عضویت مهدی فقیهی، رحیم رضایی و...
- گروه صوت و تصویر با عضویت عباس افراشته، مهین اعراب، علی خوانساری و...
- گروه مطبوعات با عضویت عباس چمران، عبدالعلی بازرگان و...
- گروه انتشارات با عضویت توسلی، کریمیان، حسین بنی‌اسدی و...
- گروه تلویزیون با عضویت مهندس هاشمی و...
- گروه پزشکان با عضویت حسن عارفی، عالی، فیاض‌بخش، موسی زرگر و...
- گروه تلکس با عضویت افرادی چون مهدوی‌فرد، اقدس حبیبی‌سرابی، حسن علاقه‌بند و... اشاره کرد.
این شاخه‌ها و گروه‌ها با وجود محدودیت زمانی به صورتی منسجم و متحد شروع به کار کردند و به تدارک مقدمات استقبال از امام مشغول شدند. محل استقرار کمیته مدرسه رفاه بود که توسط هیات امنای آن مدرسه شهیدان بهشتی، باهنر و هاشمی رفسنجانی در اختیار کمیته قرار گرفت. انتخاب این مدرسه به خاطر شرایطی بود که امام تعیین و برای محل اقامت خود، شروطی را به صورت مشخص تعیین کرده بودند که عبارت بود از:
- در یکی از نقاط مردمی تهران واقع شده باشد.
- این مکان متعلق به شخص خاصی نباشد و جنبه عمومی و مردمی داشته باشد.
- نوع فعالیت این مرکز با اهداف نهضت اسلامی نزدیکی داشته باشد.
اعضای کمیته استقبال تنها دو محل در تهران را واجد این شرایط یافتند؛ مدرسه رفاه و مدرسه علوی. یکی از حساس‌ترین کارهای کمیته، تامین جانی امام پس از ورود به کشور تا ورود به مدرسه رفاه بود. گروه‌های زیادی از سازمان مجاهدین خلق تا گروه‌هایی چون صف، موحدین و ... همه خواهان بر عهده گرفتن مسئولیت حفاظت از امام بودند. این امر در کمیته استقبال بحث شد و در ‌‌نهایت انتخاب مسئولان حفاظت از جان امام به شاخه تدارکات و انتظامات کمیته استقبال سپرده شد.
محسن رفیقدوست در خاطرات خود در این زمینه می‌گوید: «مسئولیت حفاظت از جان امام به ما واگذار شده بود، ولی یک روز هنگامی که ما داشتیم گروه محافظان امام را تشکیل می‌دادیم، از پاریس تماس گرفتند و گفتند که محافظت از امام را به مجاهدین خلق واگذار کنید. این در حالی بود که ما برنامه‌ریزی کرده بودیم و حتی از شهید محمد بروجردی که مسئولیت گروه توحیدی صف را بر عهده داشت، دعوت کرده بودیم تا در این کار ما را یاری کند. بنابراین ما با این قضیه مخالفت کردیم و از واگذاری حفاظت امام به مجاهدین خلق خودداری کردیم... ولی مجاهدین خلق بر این موضوع اصرار داشتند و تاکید می‌ورزیدند که حفاظت از جان امام به آنان واگذار شود. بنابراین شورای انقلاب که آن روز‌ها در مقر کمیته استقبال از امام مستقر شده بود، برای این‌که اختلاف را حل کند، کمیته‌ای را به این منظور تشکیل داد تا در این زمینه تصمیم‌گیری شود... در ‌‌نهایت کمیته مزبور قانع شد که حفاظت از امام را به
مجاهدین خلق واگذار نکنند...»به این ترتیب مسئولیت حفاظت از امام و نیز کنترل مسیر از فرودگاه تا بهشت زهرا و مدرسه رفاه و علوی، به انتظامات کمیته استقبال واگذار شد و آنان هم شهید بروجردی را به‌عنوان فرمانده گروه و تیم حفاظت از امام برگزیدند. تیم حفاظت نیاز به سلاح و نیز آموزش داشتند تا ضمن هماهنگی با هم و تقسیم مسئولیت‌ها از بروز هر گونه خطری علیه امام خودداری کنند، به این منظور ابتدا افراد تیم حفاظت به گروه‌های پانزده نفری تقسیم شدند و هر گروه جداگانه به آموزش پرداخت و هم‌چنین هر گروه موظف شد تا بخشی از کار
حفاظت را بر عهده بگیرد. تهیه سلاح یک از دغدغه‌های اعضای تیم حفاظت بود. این مشکل از طریق واگذاری سلاح‌هایی که در دست مردم بود تامین شد. برقراری سیستم صوتی و رادیویی کمیته استقبال از دیگر مشکلات بود و در این زمینه برخی افراد از اداره برق و رادیو و تلویزیون به کمک آمدند، بی‌سیم تهیه کرده و نیز تنظیم سیستم صوتی محل‌های توقف امام، فرودگاه و بهشت زهرا پرداختند.
کمیته استقبال تصمیم گرفت با تشریفات خاصی از امام استقبال کند؛ به این صورت که خیابان‌ها را چراغانی کرده، امام از طریق‌ هلی‌کوپتر از فرودگاه به بهشت زهرا منتقل شود ولی حضرت امام از هر گونه تجملات خودداری می‌ورزیدند و با این تصمیم کمیته مخالفت کردند. به این ترتیب کمیته استقبال مجبور شد تا با کمترین تجمل و به صورت بسیار ساده مراسم را برگزار نماید و صرفا استقبال در حد کنترل مسیر‌ها و انتظام امور بود. البته باید اذعان کرد که سیل خروشان جمعیت مشتاق دیدن یار، بسیاری از برنامه‌های کمیته استقبال را بلا انجام گذارد.