Logo3

فرهاد فروهیf froohi tin

نه اين‌كه مخصوص روزها، ماه‌ها و هفته‌هاي اخير باشد، نه. از ديرباز اختلافات در اصول و يا سلایق تصميم‌سازان و آنان كه بر بخشي از فرآيندهاي اجتماعي، سياسي، اقتصادي، ورزشي، فرهنگي و ... تاثيرگذار بوده‌اند، مجادله‌اي را باعث مي‌شده که هر يك از طرفين براي اثبات حقانيت خود ‌كوشيده‌اند. اين كوشش‌ها هفته‌ها، ماه‌ها و گاه سال‌ها زمان به خود اختصاص مي‌داد تا به نتيجه برسد اما آنچه در اين ميان مهم نبوده
و نيست، مردم بوده و هستند!

مردم در حالي بازنده هميشگي اين مجادلات بوده‌اند كه هر يك از طرفين، آن‌جا كه نياز داشته‌اند؛ پرچم دلسوزي و طرفداري از مردم را برافراشته و زير بيرق آن پناه گرفته‌اند. هواي تهران و چند شهر ديگر ايران از حالت اضطرار هم مي‌گذرد و ريه مردم از ذرات و به عبارت بهتر سموم موجود در هوا پر مي‌شود. كار بيخ پيدا مي‌كند و مجادله در مي‌گيرد. شهرداري، دولت، سازمان حفاظت از محيط زيست، خودروسازان، وزارت نفت و ... به جان يكديگر مي‌افتند و ديگري را مقصر مي‌داند. هفته‌ها و ماه‌ها اين روند ادامه پيدا مي‌كند و در اين مدت، مردم از شب تا صبح و از صبح تا شب، هواي آلوده تنفس مي‌كنند. شهرام جزايري‌ها، بابك زنجاني‌ها، محمود خاوري‌ها و ... خود را در قالب پديده‌هايي نمايان مي‌كنند و ميلياردها تومان از پول مردم را به تاراج مي‌برند. چند روز و چند هفته‌اي هم تيتر يك رسانه‌ها مي‌شوند. قوه قضایيه، سيستم بانكي، ديوان عدالت اداري، اصلاح‌طلبان، اصول‌گرايان، مجلس و ... به جان يكديگر مي‌افتند و ديگري را مقصر مي‌داند. كمي بعد هم پرونده اين بردن و خوردن‌ها فراموش مي‌شود و باز هم اين مردم هستند كه پولشان برباد رفته و پشتوانه اقتصادي آن‌ها ضعيف‌تر از گذشته شده است.

تيم ملي فوتبال ايران فقط با يك امتياز از جام‌جهاني باز مي‌گردد و در آخرين بازي هم از تيم درجه چندمي بوسني هرزگوين سه گل دريافت مي‌كند. چند ماه بعد هم به عنوان يكي از مدعيان اصلي قهرماني در جام ملت‌هاي آسيا با هزار اميد و آرزو به استراليا مي‌رود و به عراق مي‌بازد. عراق سال‌ها است درگير جنگ و ناآرامي‌هاي داخلي است. مربي اين تيم فقط 45 روز با اين تيم كار كرده است. به عراق مي‌بازيم و در حالي كه كي‌روش‌ها، درخشان‌ها، قلعه نویي‌ها و كفاشيان‌ها براي مقصر قلمداد كردن يكديگر آستين بالا مي‌زنند، مردم عراق كه ما از چنگ داعشيان نجاتشان داديم، در جشن‌هاي شادي خود براي صعود به مرحله بالاتر پرچم ايران را آتش مي‌زنند! باز هم اين وسط مردم هستند كه بايد غرورشان جريحه‌دار شود. معاون اول پاك‌ترين دولت دنيا! به انواع و اقسام جرایم مالي متهم و محكوم و معلوم مي‌ود كه چند ميلياردي هم او براي خودش كنار گذاشته از پول‌هاي اين مردم. باز هم مجادله‌اي در مي‌گيرد و يكي مي‌گويد اين فقط معاون من نبوده، استاندار فلاني هم بوده! ديگري مي‌گويد فقط استاندار من نبوده، نماينده مجلس هم بوده! ديگري كه هشت سال با او رفيق گرمابه و گلستان بوده، جوري رفتار مي‌كند كه انگار اصلا او را نمي‌شناخته است.

بازي بي‌پايان «كي بود؟ كي بود؟ من نبودم» آغاز مي‌شود و باز هم مثل هميشه اين مردم هستند كه سرمايه‌هاي خود را در جيب و حساب ديگران مي‌بينند. به راستي مردم كجاي اين داستان‌ها و درگيري‌هاي گاه صوري هستند؟ به عنوان مثال در درگيري سرمربي تيم ملي فوتبال و مربيان داخلي چه اتفاقي مي‌افتد؟ كي‌روش پولش را گرفته، قلعه نويي و درخشان هم كه درآمدهاي ميلياردي خود را دارند، رسانه‌ها هم كه آب را گل‌آلود مي‌كنند تا شانس صيد ماهي‌هاي بزرگ‌تري داشته باشند و... مردم كجاي اين داستانند؟ و به آن‌ها از اين نمد، كلاهي مي‌رسد؟
* مدیر تحریریه